دانلود پایان نامه

آموزش موسیقی و استدلال فضایی[1]

پژوهشگران طبق نظريه اثر “موتزارت”[2] معتقدند که آموزش موسیقی کارکردهای مغز را بهتر می کند و ایندو در بعضی موارد همبستگی های طولی سطح بالایی دارند. در مطالعه ای که به وسیله گردون ال شاو و فرانسیس اچ راشر(1993)انجام شد،مشخص گشت که دانش آموزان بعد از 15-10 دقیقه گوش کردن به سنفونی موتزارت از دو پیانو استدلال فضایی بهتری انجام می دهند،مثلاً برش یک قطعه کاغذ به شکل ذهنی و تا کردن آن با تصور چرخاندن و مقایسه اشیاء در فضا گرچه این اثر مدت کمی دوام داشت ولی همانند فرمولی برای به سرعت باهوش شدن بود….. به نظر می رسد گوش کردن به موسیقی کلاسیک مانند یک ویتامین بزرگ است که برای بلعیدن سخت ولی بسیار مفید است(میربها،1382 به نقل از از راشر[3] و زوپان[4]،2000).

در پروژه صفر یک روانشناس شناختی و یک پژوهشگر به همکاری یکدیگر تحت نظر هاوارد گاردنر بر روی بچه های دبیرستانی دریافتند هنگامی که بچه ها درس موسیقی کلیدی[5] می گیرند برای چندین ماه یا سال عمل آنها در تست های استدلال فضایی رو به رشد می رود در حالیکه این تعلیمات تا دو سال ادامه یابد. دکتر هتلند[6] برای تأیید در دو مرحله بر روی پروژه صفر کارکرد در مرحله اول بیشتر از دو هزار دانش آموز در 31 مطالعه شرکت کردند،عده ای فقط به انواع موسیقی گوش می کردند،عده ای در سکوت بودند و عده ای در تمرینات آرام بخش کلامی به سر می بردند . بعد از گرفتن تست های استدلال فضایی از آنها،بهترین نتیجه مربوط به آنانی بود که به موسیقی گوش داده بودند و آن هم از نوع کلاسیک نه راک و یا انواع دیگر و نتیجه گرفته شد که ساختار ترکیبی موسیقی در این امر بسیار موثر است . در مرحله دوم که بر روی 700 بچه پیش دبستانی و ابتدایی کار شده بود 15 مطالعه روی آنها انجام گرفت،عده ای در هفته 15 دقیقه درس موسیقی
می گرفتند و به حالت فعال گروهی و فردی نیز در حین گوش دادن به موسیقی با ریتم آنان نیز حرکت می کردند و یا سازهای ضربی مثل سنج – طبل و ضرب می نواختند و یا آواز می خوانند و درس پیانو می گرفتند ولی گروه کنترل درس موسیقی به شکل منفعل و غیرفعال دریافت می کرد و هم دروس ریاضی کامپیوتری داشت و یا اصلاً هیچ نوع آموزش خاصی دریافت نمی کرد. اختلاف بین تست های قبلی و بعدی این گروهها در استدلال فضائی بیانگر امتیاز بیشتر در بچه های فعال بود
(تست انجام شده مربوط به تصور و جایابی اشیاء دو بعدی و سه بعدی در فضا بود)(میربها،1382 ؛ نقل از از راشر و زوپان،2000).

جراحان،مهندسین و آرشیتکتها،احتیاج به مهارت فضایی دارند،همان کاری که هنرمندان و یا شطرنج بازها انجام می دهند،آموزش فضایی یک راه بزرگی برای آموزش ریاضی است ما دقیقاً مطمئن نیستیم که چرا ولی می دانیم که بیشتر بچه ها از برنامه آموزش موسیقی سود می برند. من فکر می کنم نادیده گرفتن این یافته ها واقعاً به معنای خدمت نکردن به بچه هایی است که می توانند بیشتر از اینها سود ببرند و مخصوصاً به بچه های بدون پیشرفت(میربها،1382 ؛ نقل از از راشرو زوپان،2000).

مطالعه ای در دانشگاه ایالتی آپالاچق توسط استيل – بال ورانک[7] انجام شد تا تأثیر موسیقی موتسارت را بر عملکرد فراخنای حافظه در اعداد وارونه بسنجد . فرد به مجموعه ای از اعداد گوش کرده و سپس آنها را به صورت معکوس یادآوری و بازگو می کند این تکلیف شامل تبادلات فضایی مرتبط با لب گیجگاهی است که از موسیقی تأثیر می پذیرد(ویلسون و براون[8]،1997).

چندین مطالعه وجود دارد که تفاوت عدم تقارن در نیمکره های مغز را در غیر موسیقی دانان و موسیقی دانان گزارش می کند،تأثیر موسیقی موتسارت در دانشجویان موسیقی دادن و غیر موسیقی دان در کالج ساسکاچ وان بررسی شد در این تحقیق یک تکلیف فضایی(مبتنی بر نیمکره راست)و یک تکلیف ریاضی مبتنی بر نیمکره چپ اجرا شد و نتایج نشان داد که دانشجویان موسیقی به صورت مشخص بهتر از دانشجویان غیر موسیقی در تکلیف ریاضی و فضایی عمل کردند(زاتور،2000).

[1]– Spatial reasoning

[2]– Mozart effect

[3]– Rauscher

[4]– Zupan

[5]– Keyboard

[6]– Hetland

[7]– Steele –Ball  & Rank

[8]– Willson& Brown