دانلود پایان نامه

صدور حکم غیابی کدام حقوق را شامل میشود. لذا یکی از تقسیمات حق به اعتبار صاحب آن میباشد که به حقالله و حقالناس قابل تقسیم است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اما از آنجا که هریک از این دو قسم مذکور به اعتبار اینکه در بعضی از موارد و مصادیق خود آمیخته هستند قسم سوم دیگری با عنوان حق مشترک در نظر گرفته شده است که به توضیح هریک میپردازیم.
1: حقالله
حقالله چیزی است که موجب تقرب به خداوند و تعظیم ذات باری تعالی و اقامه شعائر دینی شود یا نفعی عام را برای همه انسانها فراهم آورد.
برای قسمت اول میتوان عبادات همچون نماز، روزه، زکات، امر به معروف، نهی از منکر، نذر و.. مثال زد و برای قسمت دوم از اجتناب از جرم و جرایم، حدود مانند حد زنا، قذف، شرب خمر و تعزیرات، محافظت از اماکن عمومی مانند جادهها، رودخانهها را میتوان نام برد. (الزحیلی، 1989، 15)
حکم حقالله این است که با بخشیدن وصلح ساقط نمیشود و قابل تغییر نیست و جنبه حقالناسی در آن مشاهده نمیشود مانند شرب خمر.
2: حقالناس
حقوقالناس حقوقی را گویند که شارع مقدس آنها را برای افراد جامعه به طور خصوصی وضع کرده است.
منشأ چنین تأسیس حقوقی این است هر فردی در جامعهای زندگی میکند، همانطوری که از حقوق اجتماعی باید بهرهمند شود از حقوقی که لازم است، اختصاص به وی داشته باشد و حق داشته باشد، مستقل و آزاد زندگی نماید، حق معامله و دادوستد داشته باشد و اگر کسی حقش را ضایع کرد، حق داشته باشد از خودش دفاع کند. این حقوق در هر زمانی میتوانند، به صورت و شکل خاص متبلور گردند. (مرعشی،1373، 238)
بنابراین حقالناس ناظر به حقوق خصوصی افراد است که فاقد جنبه حقاللهی میباشد مثل حد قذف
3: حق مشترک
حق مشترک حقی است که در آن جنبه حقاللهی و حقالناسی با هم اجتماع نمودهاند ولی یکی از این دو بر دیگری غلبه داشته و بیشتر استمانند حد سرقت.
گفتار سوم: ضرورت شناخت حقالله و حقالناس و آثار قضایی آن دو
بعد از دستیابی به یک شناخت نسبی از حقالله و حقالناس، مسأله شناخت و لزوم تشخیص حقالله و حقالناس و نقش آشنایی با آن دو در سلامت شکلگیری صحیح قضاوتها را مورد بررسی قرار میدهیم؛ زیرا بررسی آثار قضایی این حقوق نقش بسزایی در صدور حکم غیابی دارد.
1: تقدم حقالناس بر حقالله
حقالناس بر حقالله مقدم است؛ یعنی در دوران بین دو دسته حقوق مورد بحث، حقالناس مقدم میشود؛ زیرا در حقالناس تأکیداتی است که در حقوقالله نیست؛ به خاطر اینکه خداوند متعال در
روزقیامت دربارهی حقوق مردم با دقت و بر اساس میزان عدل حسابرسی میکند در حالی که در حقوقالله بر اساس کرم ورحمت خویش حکم میکند. (بهبهانی، 1417، 335)
اگرچه تقدم یاد شده به عنوان یک نظریه شایع مورد پذیرش فقها است، اما تقدم حقالناس بر حقالله محض از وضوح بیشتری برخوردار است و مثال معروف آن در ابواب فقه، تقدیم دین (بدهی) بر حج(که سابقاً واجب شده) میباشد. (روحانی، 1412، ج9، 231) در عین حال، برخی تأکید کردهاند که حق آدمی در صورتی مقدم میگردد که حقالله فوت نشود. براساس همین ضابطه در مواردی که مجازات متعدد جمع میشود، مجازات مربوط به حقالناس بر مجازات مربوط به حقالله مقدم میگردد.(نجفی، 1404، ج41، 551)
2: لزوم احتیاط در حقالناس و تخفیف در حقالله
در حقالناس باید احتیاط کرد و رعایت احتیاط در آن لازم است؛ زیرا کم گذاشتن حق مردم و عدم وفای به آن ظلم است و به حکم عقل مستقل حرام است. (جعفری لنگرودی، 1378، ج3، 1687)
در حالیکه حقالله مبتنی بر تخفیف و بر خلاف حقوقالناس مسامحه در آن جایز است. بر این اساس خداوند در قرآن کریم علت فرستادن رسولان خود را برقراری قسط وعدل معرفی کرده است و میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط..»«ما رسولان خود را با دلیلهای روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند.» (سوره حدید(57)، آیهی 25)
بر اساس آیه فوق عدالت یکی از محوریترین و مهمترین اصول دین اسلام میباشد. به همین دلیل است که اسلام همواره حقوق مسلمانان، عرض وآبروی آنها را محترم شمرده و بر رعایت آن تأکید میورزد و سیره ائمه علیهمالسلام نیز مؤید همین مطلب میباشد. چنانچه که سیره امیر مؤمنان علی علیهالسلام نیز بر همین امر- برقراری عدالت- استوار است و در حقیقت وقتی جرمی که مربوط به حقوقالناس یا حقوقالله در نزد ایشان به اثبات میرسید باقاطعیت اجرا میکردند زیرا ایشان معتقد بودند که دادرسی میزان عدل خداوند در روی زمین برای گرفتن حق مظلوم از ظالم است. بنابراین در جامعهای که بر پایه عدالت استوار است؛ حقوق هریک از افراد نیز محترم شمرده شده است.
لذا خداوند در تزاحم میان حقوق، نسبت به حقالناس تأکید خاصی دارد وآن را با موازین بسیار دقیق بررسی میکند. اما آنجا که حق خود در میان باشد با فضل و کرم خود رفتار مینماید. «پس اگر حاکم اسلامی در عفو و بخشش اشتباه کند بهتر است از اینکه در مجازات و عقوبت اشتباه کند و چه بسا که دیگر جایی برای جبران آن باقی نماند.». (ترمذی، بیتا، ج4، 33 به نقل از سمیعی، بیتا، 1) البته این بدان معنا نیست که حدود الهی تعطیلبردار است زیرا رسول اکرم صلیالله علیه وآله وسلم میفرمایند: «به مجازات رساندن مجرم بر روی زمین برای خدا از بارانی که چهل شبانه روز بر زمین عطشناک ببارد سودمندتر وبرتر است». (حرعاملی، 1409، ج28، 13)توجیه این حدیث به این صورت است که اگر مجرمان عادلانه و بر اساس قطع و یقین مجازات شوند همانند بارانی هستند که موجب بارور شدن جامعه میشوند. اما آنجا که مجازاتی بر اساس ظن و گمان و تردید صورت پذیرد، ظلم بیداد میکند. بنابراین قاعده درء روح تخفیف و تسامحی است که اساس تشریعات نظام جزای اسلام را تشکیل میدهد و تا حد زیادی تأمینکننده امنیت به متهمان به جرایم است. همچنین نشاندهنده اهتمام عظیمی است که اسلام به حرمت و شخصیت انسانها به خرج داده است ومانع از کیفر و مجازات بیدلیل و اثبات نشدهی آنان میشود واحتیاط نامبرده به این معناست که حقالناس نباید معطل باقی بماند زیرا معطل باقیماندن حقالناس موجب ضرر وزیان بر مردم میشود. لذا حاکم با توجه به ادله آورده شده حکم مقتضی را حتی در صورت عدم حضور متهم باید صادر نماید.
3: امکان رسیدگی غیابی در حقوقالناس بر خلاف حقوقالله
«الظاهر اختصاص جواز الحکم علی الغایب بحقوق الناس فلا یجوز الحکم علی الغایب بحقوق الناس فلا یجوز الحکم علیه فی حقوق الله تعالی مثل الزنا»«یعنی در ظاهر، جواز محاکمهی غایب مخصوص به حقوقالناس است و اما در مورد حقالله مانند زنا محاکمه غیابی متهم به زنا جایز نیست». (خمینی، 1384، 575)دلیل اینکه در حقوقالله حکم غیابی جاری نمیشود همان قاعده درء است که در حقیقت شبهات حدود را بر میدارد.
امام خمینی(1386، ج2، 486) در حصول شبهه میفرمایند: «اعتقاد به حلیت عمل لازم است و با وجود گمان غیر معتبر یا محض احتمال حلیت حصول شبهه مشکل است. بنابراین کسی که به حکمی جاهل بوده و به جهل خود التفات دارد و در حالیکه احتمال حرمت را هم میدهد ودرصدد پرسش
برنیامده عمل او مصداق شبهه نیست». به همین دلیل است که پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله وسلم وامیرمؤمنان حد را با راه و روش خود از اقرارکننده دفع میکردند واین برای احتیاط در نگاه داشت دماء بوده است.
مؤید این مطلب داستانی از قضاوتهای حضرت علی علیهالسلام است که در روایات ذکر شده که زنی به دلیل اضطرار و نجات ازتشنگی شدید، مرتکب عمل زنا شد، عمر میخواست حد زنا بر او جاری کند، اما امام علی علیهالسلام پس از بررسی، با استناد به آیهی شریفهی «فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ » (سوره بقره(2)، آیهی 173) از اجرای حد ممانعت نمود. در این حال بود که عمر گفت: « لولا علی لهلک عمر». (بروجردی، بیتا، ج30، 663)
بنابراین آنچه از مطالب فوق بر میآید این است که ائمه علیهمالسلام در حقوقالله تا زمانیکه تمام شرایط جرم را یکی یکی بررسی نمیکردند و ازخود مجرم بازجویی نمیکردند حکمی بر او صادر نمیکرند زیرا ممکن بود هریک ازاحتمالات موجود مانند جهل، اضطرار و اکراه حدود را بردارند و این در حالی بود که در جرایم حقالناسی، خداوند حقوق بندگانش را مقدم برحقوق خود قرار داده و در اینباره آمده است: «جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمه علی حقوقه فمن قام بحقوق عبادالله کان ذلک مودیا الی القیام بحقوق الله»«خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده است و کسی که حقوق بندگانش را رعایت کند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد کرد». (محمدی ری شهری، 1377، ج2، 480)
بهر حال، اهمیت فوقالعاده حقالناس ولزوم اهتمام به رعایت حق مردم مورد توجه و توافق فقها قرار گرفته است. زیرا در حقالناس انسان با مردم روبروست که چه بسا ازحق خود نگذرند وانسان به همین خاطر در روز جزا گرفتار باشد. در حالی که در حقالله انسان با خداوند کریم، بخشنده و مهربان روبروست که نهایت کرامت و بزرگواری را با بندگانش دارد و با اندک بهانهای از بنده گنهکارش میگذرد؛ اما بندهای که حق دیگری را تباه کرده باشد، بدون جلب رضایت او نمیتواند رضایت الهی را جلب نماید.
لذا آن مقدار تأکید و سفارشی که نسبت به رعایت حقالناس شده، نسبت به واجبات الهی نشده است. به همین دلیل است که در حقالناس قاعده تخفیف جاری نمیشود؛ و در حقیقت حقالناس از عمومیت آیهی قرآن کریم «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ
یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم»«بگو ای بندگان من که بر خویشتن زیادهروی داشتهاید از رحمت خدا ناامید مشوید در حقیقت خدا همه گناهان را میآمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.» (سوره زمر(39)، آیهی53) خارج است. زیرا این آیه ناظر به گناهانی است که به رابطه انسان با خدای متعال مربوط باشد. از سوی دیگر هم ائمه علیهمالسلام برای اینکه عدهای از مجرمین از عدم حضور در جلسه محاکمه میخواستند سوءاستفاده کنند، و این موجب تضییع حق دیگران میشد حکم غیابی را صادر میکردند؛ اما شرایطی را هم برای شخص غایب در نظر میگرفتند تا اگر مجرم غائب برگشت حقوق وی زایل نشود. هر چند که امام علی علیهالسلام فرمودهاند:«النبی‏ ص لما وجهنی‏ إلى‏ الیمن‏ قال إذا تقوضی إلیک فلا تحکم لأحد الخصمین دون أن تسمع من الآخر قال فما شککت فی قضاء بعد ذلک‏ »« هنگامی که از طرف رسول خدا مأموریت یافتم جهت کار قضایی به یمن بروم، حضرت به سفارش کردند که وقتی بین مردم قضاوت میکنی هیچ وقت قبل از اینکه از دو طرف بپرسی حکم صادر نکن. حضرت فرمود: من این گفته را نصب العین خود قرار دادم و دچار تردید نشدم». (مجلسی، 1403، ج103، 276)
همان طور که ملاحظه شد بر طبق فرمایش پیامبر اکرم اصل، عدم صدور حکم غیابی در جرایم است و صدور حکم غیابی در جرایم حقالناسی برای جلوگیری از تضییع حقوق مردم با توجه به تأکیداتی که در اینباره شده یک استثنا میباشد.
گفتار چهارم: برخی از مصادیق حقالله و حقالناس در جرایم کیفری
همانطور که میدانیم مصادیق حقالله و حقالناس در جرایم کیفری منحصر در حدود، تعزیرات، قصاص و دیات میشود. شناخت جنبه حقالناسی و حقالهی آن میتواند نقش اساسی در صدور حکم

حکم غیابی داشته باشد. که در اینجا مختصراً به این بحث میپردازیم.

1: حدود
حدود از جمله مجازاتهایی است که شارع مقدس آن را کیفر برخی از جرایم قرار داده و ضوابط آن را تعیین نموده است.
الف: مفهوم حد درلغت
واژه حد که جمع آن

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید