دانلود پایان نامه

الگوهای غیرفعال به علت این که دانشآموزان شنونده، صرف مطالب درسی هستند و در جریان یادگیری فعالیتی ندارند مهارتهای ذهنی تقویت نمیشوند.
در الگوهای فعال به علت اینکه دانش آموزان در گروههای یادگیری شرکت میکنند و از طریق بحث و گفتگو در روابطگروهی به یادگیری میپردازند علاوه بر ایجاد یادگیری عمیق و پایدار، علاقه و انگیزه آنهانسبت به موضوع برانگیخته میشود و در رفتارهای مطلوب اجتماعی نیز مهارت کسب میکنند برخلاف این روش الگوهای غیرفعال بر فردگرایی تاکید زیادی دارند هر یک از دانش آموزان برای این که نشان دهند بیشتر از دیگر همکلاسان خودمطالب درسی را حفظ کرده اند به رقابت با هم میپردازند.
به علت اینکهدرالگوهای فعال دانشآموزان به تجربهوآزمایش دست میزنند به طور کلی در جریان یادگیری مشارکت دارند تواناییهای خود را بهتر درک میکنند این امر باعث افزایشاعتماد به نفسآنهامیشود اما در الگوهای غیرفعال به علت عدم مشارکت یادگیرنده در جریان یادگیری، استعدادها و تواناییهایش ناشناخته باقی میماند.
در الگوهای فعال دانشآموز از طریق فعالیت ذهنی خود به مفهومی دست پیدا میکند و علاوه بر آشنایی با خصوصیات ذاتی مفهوم به جریان تکوین مفهوم نیز آگاهی می یابد.
معلم از طریق الگوهای فعال دانشآموز را با یک مسئله آشنا میکند و از او میخواهد با استفاده از روش علمی به پاسخ برسد. بنابراین دانشآموز از طریق گردآوری اطلاعات؛ تنظیم و طبقهبندی آنها، بررسی و فرضیههای مورد نظر به نتیجه میرسد و به این ترتیب توانایی کاوشگری و تحقیق در دانش آموز پرورش مییابد.

الگوهای فعال تدریس تحمل توانایی ابهام در دانشآموزان افزایش مییابد از آنجا که در این روشها، دانش آموز با یک مسئله مواجه میشود و در مییابد برای رسیدن به پاسخ سوال و رفع وضعیت نامعلوم باید باصبر و حوصله به تحقیق بپردازد کسی که دارای روحیه تحقیق است آگاه است که در جریان کسب دانش وجود سوالات گوناگون امری طبیعی است همین آگاهی موجب تقویت تحمل ابهام میشود.
درروشهای غیرفعال معلم مطالب یکسانی را برای همه دانشآموزان کلاس به طوری کسان ارائه میدهد اما در روش فعال معلم بیشتر هدایتکننده جریان یادگیری است وسعی میکند شرایط را برای دانش آموزان فراهم کند تا خودشان به یادگیری بپردازند. بنابراین اغلب دانشآموزان با تفکر در مورد راه حل مسایل به نوآوری و ارائه طرحهای جدید میپردازند این امر روح خلاقیت و گشودن راه هاینو در بررسی مسائل را در آنان تقویت میکند.
10-کسب روحیه استقلال از دیگر نتایج اجرای الگوهای فعال است با این که تقویت روحیه فردگریی در این الگوها موردنظر نیست اما این الگوها به دانشآموزان کمک میکند در موقعیتهای مختلف و در برخورد با مسائل به صورت خودکفا عمل کنند و در صورت لزوم در موقعیتهای فردی توانایی مواجهه بامسائل را داشته باشد (ملکی،1380).

2-3- 9- تعریف وتحلیل تدریس مساله محور
تدریس مساله محور در حقیقت نوعی آماده کردن دانشآموزان برای زندگی است، زیرا زندگی یعنی مواجه شدن با مسائل و کوشش برای فهم وحل آنها. در تدریس مساله محور فعالیتها و رخدادهای آموزشی به گونهای طراحی و تنظیم میشوند که در ذهن دانشآموزان مسالهای ایجاد شود، و آنها علاقه مند شوند که با تلاش خود راه حلی برای آن پیدا کنند. روش مساله ممکن است به صورت فردی یا گروهی اجرا شود. در این نوع تدریس دانشآموزان با بهرهگیری از تجارب و دانستههای پیشین خود، درباره رویدادهای محیط خود میاندیشند تا مشکلی را که با آن مواجه شدهاند به نحو قابل قبولی حل کنند. مدرسه و معلمان مطابق این رویکرد، باید دانشآموزان را در موقعیتی قرار دهندکه آنها بتوانند مسائل خود را از راه پژوهش و کاوش و به مدد شواهد موجود یا گردآوری شده بررسی کنند و شخصا آنها را حل کنند. آنها باید ضمن رسیدن به هدف مورد نظر از روشهای دانش اندوزی و جمعآوری اطلاعات نیز آگاه شوند. به عبارت بهتر، علاوه بر دستیابی به حقایق علمی، نگرش و روشعلمی را نیز بیاموزند.(شعبانی، 1386)
در تدریس مساله محور بر خلاف رویکردهای سنتی، نقش معلم انتقال و ارائه مطالب درسی نیست، او نقش راهنما را در فرایند تدریس بازی میکند.او به جای انتقال اطلاعات و حقایق علمی، روش کسب اطلاعات را به دانش آموزان میآموزد، دانشآموزان دریافت کننده و پذیرنده محض نیستند، بلکه فعالانه در طرح و اجرای برنامه سهیم و شریک هستند. در این رویکرد محتوای آموزشی از پیشتعیین نمیشود، و در فرایند تدریس معلمان به جای انگیزه های بیرونی از انگیزههای درونی استفاده میکنند. مقررات خشک بر کلاس اطلاعات هستند، و دائما با معلمان خود تعامل دارند. رفتار معلم با دانشآموزان بسیار صمیمی و همراه با حس اعتماد و احترام متقابل است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این نوع تدریس تنها معلم نیست که با تک تک دانشآموزان ارتباط برقرار میکند، بلکه همه دانش آموزان با همدیگر و نیز با معلم در ارتباط هستند، یعنی ارتباط دو جانبه است. برنامهها و مفاهیم تحمیل نمیشوند، دانش آموزان با اشتیاق و علاقه برایحل مسئله با همدیگر همکاری میکنند. نقش معلم بیشتر نقش مشاور و راهنماست. در این رویکرد جو کلاس و چگونگی ارتباطات، در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و رضایت خاطر معلم تاثیر فراوانی دارد . آنها در ارتباطات متقابل نگرشها، ارزشها، مهارتها و دانش های جدید را میآموزند، و همواره نگرشها و باورهای علمی خود را بازنگری، اصلاح و نوسازی می کنند.
در تدریس مساله محور، نه معلم یگانه منبع اطلاعات است و نه کتاب درسی تنها محتوا و وسیله آموزشی است. نیروهای انسانی دیگر، کتابخانه، آزمایشگاه، فیلم، موزه ومحیط واقعی زندگی همه و همه میتوانند به عنوان منبع مورد استفاده قرار گیرند. محیط آموزشی نیز منحصربه محیط مدرسه نیست. تدریس و یادگیری ممکن است همه جا صورت گیرد. کوه، جامعه، کارخانه و جنگل و بسیاری از موقعیتهای دیگر می توانند مکان کسب اطلاعات و محیط آموزشی محسوب شوند. اغلب رخدادهای آموزشی در خارج از کلاس اتفاق می افتند.(همان منبع)
2-3- 9- 1- مراحل اجرای تدریس مساله محور
تدریس مساله محور اساسا از روشهای پژوهش علمی نشات میگیرد، زیرا در این رویکرد همچون فرایند یک پژوهش دانشآموزان با مساله روبرو می شوند، درباره آن میاندیشند و مطالعه میکنند و براساس مطالعات خود فرضیه هایی ارائه میدهند، فرضیه ها را میآزمایند‌، و دادههای به دست آمده را تجزیه وتحلیل میکنند.نتیجه میگیرند. بنابراین مراحل اجرای تدریس مساله محور عبارتند از:
2-3- 9- 1- الف) راهبرد حل مساله
تعاریف و الگوهای مختلفی از راهبرد حل مساله ارائه شده است. در الگوی حل مساله فرد نخست از وجود مساله آگاه میشود. این مرحله از آنچه بدان نسبت داده شده بسیار پیچیده تراست. تشخیص یک مساله معنایی بسیار فراتر از جستجوی کلمات اصلی ساده یاحل مساله ریاضی دارد. مساله عموما در موقعیتی نامعین، متناقض و متضاد ایجاد میشود. مساله تعیین کننده فاصله وضعیت موجود با موقعیت مطلوب است، فاصلهای که به پل زدن نیاز دارد، تناقضی که اراده و راه حلی منطقی و علمی میطلبد. هر مساله باید به طور صریح، روشن و دقیق بیان و تعریف شود. بیان روشن مساله برای تجزیه و تحلیل آن امری اساسی است. برای حل مساله گاه لازم است آن را به اجزاء فرعی قابل فهم تجزیه کنیم. حتی فراتر از آن، حل کنندگان متخصص باید علل یا دلایل وجود آن مساله را بررسیکنند. اجرای درست فعالیتها در فرایند حل مساله به عینی کردن اهداف، معرفی موقعیت، بیان عواملی که ممکن است شرایط را از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تغییر دهد و چیزهاییکه کارکرد این عوامل را محدود میکند، نیازمند است. پس از بیان یا تعریف مساله به طور دقیق و روشن فرد باید نقشه یا طرحی را برای حل آن انتخاب یا تهیه کند. طرحی که وضعیت موجود را به وضعیت مطلوب نزدیک کند. برای حل هر مسئلهای نقشه یا طرحهای متعددی وجود دارد که برخی از آنها به سازماندهی نیاز دارد و برخی دیگر مانند فرضیه سازی و آزمایش فرضیه احتمالا به پردازش نیازمنداست.در هر صورت برای چنین کاری مهارت دانش و شناخت راه حلها و تخصص در به کارگیری راه حلها به منظور حل واقعی مسائل ضرورت دارد.
پس از شناسایی و انتخاب راه حل مناسب باید راه حلها و نتایج حاصل از آنها به منظور مشاهده دقیق راه حلها و نیز مشخصکردن منطقی و موجه بودن آنها مجددا بررسی و ارزشیابی شود و سرانجام چگونگی اجرای راه حلها تحلیل و با دیگر مهارتهای حل مساله تلفیق و ترکیب گردد.(شعبانی به نقلازبیر،1987 به 1386) بیشتر متخصصان معتقدند کلید موثر تمام راهبردهای حل مساله ،بیان مساله و انتخاب راه حل مناسب است، اما دانش و معرفت در مورد چگونگی اجرای راه حلهای انتخاب شده نیز در فرایند راهبرد مذکور امری قطعی و تاثیر گذار است. همچنین آگاهی از پیچیدگی عوامل زیر مجموعه راهبرد و اینکه هرکدام از عوامل به چه مهارت و اعمال دقیقی نیاز دارد از نکات بسیار مهم است، به عبارت سادهتر، در فرایند راهبرد حل مساله سه مرحله اساسی وجود دارد : طرح یا بیان مساله ، انتقال دانش و ارزشیابی مساله. (همان منبع )
در فرایند حل مساله ، نوع مساله مهم نیست، بلکه روش طرح و معرفی آن اهمیت دارد، زیرا بیان مساله است که تعیین میکند چه دانشی برای حل مساله لازم موثر است، بنابراین، در مرحله اول باید مساله شناسایی شود. این مرحله خود شامل دو عنصر قضایا یا تصورات در حافظه فعال و روش معرفی مساله است. وقتی فرد با موقعیتی نامعین یا مساله ای روبه رو میشود ممکن است قضایایی را در حافظه فعالش خلق کند، آنها را بر روی کاغذی بنویسد، سپس دانش مربوط به آن را فعال سازد. دانش فعال شده در موقعیتهای جدید به کارگرفته میشود به منظور بررسی میزان موفقیت حلمساله عمل ارزشیابی انجام می گیرد. ممکن است پس از طرح مساله و به کار انداختن دانش مرتبط با آن متوجه شویم که آن دانش در حل مساله کاربرد ندارد یا ممکن است مساله به گونهای دیگر معرفی گردد و دانشهای مرتبط با آن به کار انداخته شود. این فعل و انفعالات تا حل مساله ادامه دارد(گانیه ،1985،به نقل ازشعبانی1386) تحقیقات نشان میدهند که بین متخصصان و مبتدیها در معرفی مساله تفاوتهایی وجود دارد. متخصصان به اصول اصلی توجه دارند، در حالی که افراد مبتدی مساله را در قالب اصطلاحات سطحی بیان میکنند. متخصصان در گزینش راه حلها دقت میکنند و راههای مختلف را مورد بررسی قرار میدهند، سپس مناسبترین آنها را انتخاب می کنند در حالی که افراد مبتدی با انتخاب اولین راه حل به سوی حل مساله گام بر میدارند.(شعبانی ،1386).
2-3- 9- 2- ب)انواع راهبردهای حل مساله


دیدگاهتان را بنویسید