دانلود پایان نامه

نظریه شخصیتی پنج بزرگ

چون در این پژوهش برای بررسی صفات شخصیتی از آزمونی استفاده می­شود که بر اساس نظریه پنج بزرگ ساخته شده است، در این قسمت به تفصیل بیشتری به این نظریه خواهیم پرداخت.

مدل پنج عاملی یا FFM مدل مسلط در روانشناسی گرایشی[1] است. منظور از گرایش، ویژگی­های پایدار و نسبتاً ثابتی است که افراد را از یکدیگر متمایز می­سازد و معمولاً مترادف با صفت[2] به کار می­رود، هر چند که صفت اغلب در ترکیب با سایر اصطلاحات به کار می­رود تا به ماهیت پایدار یک ویژگی را که ممکن است در سایر مردم “حالتی” گذار به نظر برسد، اشاره شود.

در سال­های اخیر روان­شناسان شخصیت، مدل پنج عاملی شخصیت را به منزله یک مدل جامع از صفات بهنجار شخصیتی مورد تصدیق قرار داده­اند (جان[3]، 1989؛ دیگمن[4]، 1990؛ گلدبرگ[5]، 1993). این مدل از طریق تحلیل عوامل روی صفات شخصیتی شکل گرفت و از حمایت­های تجربی قوی برخوردار است (کاستا و مک­کری، 1992، به نقل از داودي، 1386).

مدل پنج عاملی یا پنج بزرگ (کاستا و مک­کری، 1992) ابراز می­دارد که پنج حیطه عمده شخصیتی وجود دارد:

الف) روان رنجورخویی در مقابل ثبات هیجانی (یا عواطف منفی­گرایی)

ب) برونگرایی در مقابل درونگرایی ( یا عواطف مثبت­گرایی)

ج) وجدانی بودن

د) توافق در مقابل مخالفت­گرایی[6]

ه) فراخ ذهنی در مقابل بسته بودن در برابر تجربه

هر کدام از این حیطه ­های گسترده به وجوه[7] یا صفات پایین- مرتبه تر[8] خاصی تقسیم می­شوند. به عنوان مثال، کاستا و مک کری (1992) برای هر کدام از این حیطه ­ها شش وجه یا صفت را توصیف کرده­اند (جدول 8-2).

جدول 3-2: حیطه­ها و وجوه NEO- PI- R

روان نژندخویی اضطراب (Anxiety)

خشم و کینه(Angry Hostility)

افسردگی(Depression)

آگاهی به خود(Self- consciousness)

تکانشگری(Impulsiveness)

آسیب­پذیری(Vulnerability)

برونگرایی صمیمیت (Warmth)

قاطعیت (Assertiveness)

فعالیت (Activity)

تحریک­جویی (Excitement seeking)

جمع­گرایی (Gregariousness)

عواطف مثبت (Positive Emotions)

فراخ ذهنی تخیل (Fantasy)

زیباشناسی (Aesthetics)

احساسات (Feelings)

اعمال (Actions)

نظرات (Ideas)

ارزشها (Values)

توافق اعتماد (Trust)

سادگی (Straightforwardness)

نوع دوستی0(Altruism)

تبعیت (Compliance)

تواضع (Modesty)

درک دیگران (Tender- Mindedness)

وجدانی بودن شایستگی (Competence)

نظم (Order)

وظیفه شناسی (Dutifulness)

پیشرفت­جویی        (AchievementStriving)

خودنظم­بخشی (Self- Discipline)

مشورت (Deliberation)

 

  1. dispositional psychology
  2. trait
  3. John

[4]. Digman

[5]. Goldberg

[6]. antagonism

[7]. facet

[8]. lower-order