دانلود پایان نامه

هوش هیجانی از دیدگاه سالووی

پیتر سالووی، روانشناس دانشگاه یل[1]، راه های افزودن هوش به هیجانها را به صورتی دقیق مطرح کرده است. سلووی توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی، بر اساس نظریات گاردنر درباره استعدادهای فردی قرار می دهد و این توانایی ها را به پنج حیطه اصلی گسترش می دهد:

2-17-1- شناخت عواطف شخصی:

خود آگاهی[2] تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می کند، سنگ بنای هوش هیجانی است.  توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظهبرای به دست آوردن بینش روان شناختی و ادراک خویشتن نقشی تعیینکننده دارد.ناتوانی در تشخیص احساسات راستین، ما را به سر در گمی دچار می کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند،بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.

2-17-2- به کار بردن درست هیجان ها:

قدرت تنظیم احساسات خود[3]، توانایی ای هست که بر حس خودآگاهی متکی می باشد. از جمله ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطرابها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول؛ افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، دایماً با احساس نو امیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارند.

2-17-3- براگیختن خود[4]:

برای عطف توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود و خلاق بودن لازم است، سکان رهبری هیجان ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست بیابید. خویشتن دارای عاطفه – به تأخیر انداختن کامرواسازی و فرو نشاندن تکانش ها – زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است. توانایی دستیابی به مرحله «غرقه شدن» در کار، انجام هر نوع فعالیت چشمگیر را میسر می گرداند. افراد دارای این مهارت، در هر کاری که به عهده می گیرند بسیار مولّد و اثر بخش خواهند بود.

2-17-4- شناخت عواطف دیگران[5]:

همدلی، توانایی دیگری که بر خودآگاهی عاطفی متکی است، اساس «مهارت ارتباط با مردم» است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته های دیگران است، توجه بیشتری نشان می دهند. این توانایی آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد.

2-17-5- حفظ ارتباط ها[6]:

 بخش عمده ای از هنر برقراری ارتباط ها، مهارت کنترل عواطف در دیگران است. توانایی هایی که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می کند. افرادی که در این مهارت ها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل ارام با دیگران باز می گردد بخوبی عمل می کنند، آنان ستاره های اجتماعی هستند.

البته افراد از نظر توانایی های خود در هر یک از این حیطه ها، بایکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما مثلاً در کنار آمدن با اضطراب های خود کاملاً موفق باشیم، امّادر تسکین دادن ناآرامی های دیگران چندان کارآمد نباشیم. بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصبی است امّا مغز به طرز چشم گیری شکل پذیر استو همواره در حال یادگیری است. سستی افراد را در مهرت های عاطفی می توان جبران کرد: هر کدام از این حیطه ها تا حد زیادی نشانگر مجموعه ای از عادات و واکنش هاست که با تلاش صحیح، می توان آنها را بهبود بخشید)گلمن[7]، ترجمه پارسا،1393).

[1] – Yale University

[2] – self – awareness

[3] – power to regulate their emotions

[4] – to stimulate their

[5]– empathy

[6] keep in touch

[7] – Goleman