دانلود پایان نامه

ویژگی­های شخصیت

2-2-1 تعاریف ویژگی­های شخصیت

گرچه همه نظریه­پردازان ویژگی­های شخصیت با یک تعریف واحد از آن موافق نیستند، اما
می­توان گفت که شخصیت عبارت است از «الگوی نسبتأ پایدار صفات، گرایش­ها یا ویژگی­هایی که تا اندازه­ای به رفتار افراد دوام می­بخشد.» به طور اختصاصی­تر شخصیت از صفات یا گرایش­هایی تشکیل شده است که به تفاوت­های فردی در رفتار در طول زمان به تداوم رفتار در موقعیت­های گوناگون
می­انجامد. این ویزگی صفات می­توانند منحصر به فرد باشند، در برخی گروه­ها مشترک باشند و یا کل اعضای گونه در آن سهیم باشند. ولی الگوهای آن­ها در هر فرد تفاوت دارند.

به طور کلی، نظریه­های ویژگی شخصیت دو نوع هستند. آن­هایی که ویژگی­های شخصیت را به صورت «هستی­پویا» در نظر می­گیرند و آن­هایی که ویژگی­های شخصیت را حاصل از صفات یا آمادگی­های شخصیتی نسبتأ «پایدار» در نظر می­گیرند (فیست[1]،2002؛ به نقل از سیدمحمدی، 1386). در ادامه به تعدادی از تعاریفی که روانشناسان مختلف ارائه داده اند، می­پردازیم.

فروید[2] (1943؛ به نقل از آقایوسفی، 1378) شخصیت را ترکیبی از سه عنصر «نهاد، خود، فراخود[3]» می­داند. شلدرون[4] (1940؛ به نقل از سیالی، 1352) شخصیت را سازمان پویایی از جنبه­های ادارکی و انفعالی و ارادی و بدنی انسان می­داند. فرگوسن[5] (1970؛ به نقل از کریمی، 1384) شخصیت را الگویی از رفتار اجتماعی متقابل می­داند. راجرز[6] (1984) شخصیت را به عنوان خویشتن سازمان یافته دائمی و ماهیت ادراک شده از نظر ذهنی در نظر می­گیرد که در مرکز تمام تجربه­های ما قرار دارد. و در نهایت، آیزنگ[7] (1967) شخصیت هر فرد را گرایش­های دیر پای سرشت وی و آن واقعیت بنیادی می­دانند که زمینه­ساز تفاوت­های فردی مهم در رفتار محسوب می­شود.

 

2-2-2 عوامل به وجود آورنده شخصیت

عوامل ایجاد کننده شخصیت دو دسته­اند: عوامل وراثتی، که به وجودآورنده ویژگی­های جسمی هستند و عوامل محیطی که زمینه­ساز رشد و توسعه جنبه­های وراثتی و ایجاد کننده بسیاری از خصوصیات اکتسابی شخصیت می­باشد. سنگ بنای اولیه شخصیت از هنگامی گذاشته می­شود که یک اسپرماتوزوئید[8] (سلول جنسی نر) با یک اووم[9] (سلول جنسی ماده) ترکیب می­شود و سلوم تخم را به وجود می­آورد. اما ویژگی­های وراثتی برای تحقق یافتن و رشد به زمینه مناسب نیاز دارند و این محیط است که چنین زمینه­ای را می­تواند فراهم سازد. هر قدر فرد از نظر ویژگی­های وراثتی ممتاز و برجسته باشد، اگر در محیط نامناسب قرار گیرد، توانایی­های ارثی او امکان شکوفا شدن پیدا نخواهند کرد. کودکانی که در محیط­های دور از محیط انسانی پیدا شده­اند، گواه روشنی بر این مدعاست. آنچه در بررسی­های گوناگون مشخص شده است این است که محیط و وراثت هر دو در ایجاد شخصیت به طور متقابل سهم دارند و نمی­توان تمایز مشخصی از تأثیر آن­ها بر شخصیت انسان قائل شد (کریمی، 1383).

 

2-2-3 ساختار شخصیت

شخصیت از دو هسته اصلی تشکیل شده است که «سرشت[10]» به عنوان هسته هیجانی شخصیت و «منش[11]» به عنوان هسته ادراکی آن تلقی می­گردد (کلونینجر[12]، 2000).

سرشت، به عنوان پایه­ی هیجانی شخصیت جنبه­ی ارثی داشته و از طریق سیستم کورتیکواستریا­لیمبیک[13] تنظیم می­گردد. صفات سرشتی در اوایل کودکی قابل مشاهده است وطی سال اول و دوم زندگی تثبیت می­شود و در طول زمان نسبتأ باقی می­ماند و به طور متوسط رفتار شخص را در بزرگسالی قابل پیش­بینی می­سازد. به نظر می رسد که صفات سرشتی انسان بر اساس پاسخ خود­کار و ناخودآگاه شخصیت به محرک­هایی چون خطر، ترس، تازگی و پاداش ایجاد می­گردد. بر اساس نظریه کلونینجر چهار نوع سرشت بر اساس چهار هیجان اصلی وجود دارد. این چهار سرشت در زیر آورده شده­اند:

 

  1. آسیب­گریزی[14]، بر اساس هیجان ترس
  2. نو­جویی[15]، بر اساس هیجان خشم
  3. وابستگی پاداش[16]، بر اساس هیجان دلبستگی
  4. استقامت[17]، بر اساس هیجان توانایی و سلطه

 

افراد مختلف نسبت به محرک­های خارجی مشابه پاسخ­های متفاوتی را از طریق فعال ساختن دامنه­های چند گانه سرشتی فراهم می­سازند. به عنوان مثال یک محرک تازه و غیر آشنا علاقه را در فرد ماجراجو و ترس و مهار را در فرد آسیب­گریز ایجاد می­کند (کلونینجر، 2000).

منش، به عنوان یکی دیگر از هسته­های اصلی نظریه کلونینجر، به طور متوسط تحت تأثیر عرف­های اجتماعی و فرهنگی و یادگیری های اجتماعی و خانوادگی شکل می­گیرد. منش به عنوان هسته ادراکی و تعلقی شخصیت، عملکرد­های شناختی بالاتر مغز را درگیر می­سازد و توسط هیپوکامپ و نئوکورتکس[18] تنظیم می­شود. برخلاف سرشت که پاسخ به طور خودکار به محرک­ها صورت می­گیرد، در این­جا پاسخ­ها از روی هوشیاری و آگاهانه شکل می­گیرد. سه نوع منش شناخته شده اصلی عبارتند از:

  • خودگردانی، که در ارتباط با شخص می­باشد.
  • همکاری، که در ارتباط با جامعه می­باشد.
  • خوداتکایی، که در ارتباط با جهان می­باشد.

 

بلوغ[19] منشی به طور گام به گام از کودکی تا اواخر بزرگسالی رشد و توسعه می­یابد. زمان و میزان سرعت گذار از سطح بلوغ به عملکرد­های پیشین سرشتی و رویداد­های زندگی شخص وابسته است. رشد صفات منشی سازگاری سرشت با محیط را به وسیله کاهش اختلاف بین نیاز­های شخص و فشار­های مطلوب اجتماعی بهتر می­سازد. بنابراین تصویر سرشتی ابتدایی در اثر تعاملات عوامل مختلف ممکن است به چندین شکل متفاوت و با ثبات منشی منتهی گردد (کلونینجر، 2000).

[1] – Fest

[2]– Friud

[3] – Id, ego & Super ego

[4] – Sheldron

[5] – Fergusen

[6] – Rogers

[7] – Eysenck

[8] – Spermatosoed

[9] – Owom

[10] –  constitution

[11] – charecter

[12] – Cloninger

[13] – cortico- strio- limbic system

[14] – harm avoidence

[15] – novelty seekying

[16] – reward dependence

[17] – resistence

[18] – neocortex & hypocomp

[19] – maturaty