دانلود پایان نامه

اصلی موثر بر توانمندسازی را شامل عوامل فردی مانند تحصیلات، سابقه کار، جنسیت، نژاد، عزت نفس، عوامل گروهی شامل اثربخشی گروهی، اهمیت گروه، اعتماد درون گروهی و عوامل سازمانی و اجتماعی شامل ابهام در نقش، دسترسی به منابع، حیطه کنترل، دسترسی به اطلاعات، حمایت اجتماعی و سیاسی، جو مشارکتی واحد کار می داند.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به طور کلی از مباحث و تحقیقات ذکر شده در بخش پیشینه نظری و تجربی تحقیق چنین بر می آید که عوامل و متغیرهای گوناگونی بر توانمندی زنان موثر است همچون نقش خانواده در جامعه پذیری فرزندان، قوانین و مقررات مربوط به اشتغال زنان، تحصیلات، غلبه بر تفکرات رایج سنتی در مورد اشتغال زنان موثر است. در این تحقیق متغیرهای تحصیلات، جامعه پذیری، میزان مشارکت زنان، میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و سطح سلامت زنان که بر توانمندی زنان تاثیر گذار است از بخش پیشینه تجربی و پیشینه نظری استخراج شده است.
3-2- فرضیه های تحقیق
1- متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، درآمد، شغل، وضعیت تاهل و نوع مسکن) زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آن ها دارد.
2- مشارکت وحضور فعال زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امام خمینی (ره) شهر تبریز در جامعه تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
3- سطح سلامت زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
4- میزان برخورداری از حمایت های کمیته امداد زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
5-شیوه جامعه پذیری جنسیتی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر تبریز تاثیر مستقیمی بر میزان توانمندی آنان دارد.
4-2- متغیرهای تحقیق

 
 
متغیرهای مستقل شامل:
– جامعه پذیری جنسیتی
– میزان مشارکت فعال زنان
– سطح سلامت زنان
– میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی
متغیرهای زمینه ای شامل
– سن
– تحصیلات
– درآمد
– شغل
– وضعیت تاهل
– نوع مسکن
و متغیر وابسته در این تحقیق میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار است که شامل 2 بعد میزان توانمندی اقتصادی و میزان توانمندی روانی است.
5-2- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
متغیر وابسته توانمندسازی:
از توانمندسازی تعاریف گوناگونی به عمل آمده است که در اینجا به چند مورد از این تعاریف اشاره می شود.
منظور از توانمندسازی آن است که افراد به وسیله ی چنین رویکردی به سطحی از توسعه و توانایی برسند که بتوانند بر اساس خواست و انتخاب خود به ارضاء نیازهایشان بپردازند(شادی طلب،1381 : 54). توانمندسازی فرآیند پویایی است که طی آن زنان سعی می کنند تا ساختارهایی که آن ها را در حاشیه نگاه می دارد، دگرگون سازند (صادقی فسایی و همکاران، 1390: 73).
و همین طور اگبومه، توانمندسازی را به معنای دستیابی بیشتر زنان به منابع و کنترل بر زندگی خود تعریف می کند که موجب احساس استقلال، اعتماد به نفس و عزت نفس زنان می شود، به این معنا تصویری که زنان از خودشان دارند را بهبود می بخشد(اگبومه به نقل از کتابی و همکاران، 1382: 5-4).
توانمندسازی زنان از محورهای اصلی کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه قاهره در سال 1994 بود. توانمندسازی در این کنفرانس به طور کلی به معنای توسعه وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان می باشد به طوری که آنان قادر باشند دسترسی برابری به منابع داشته و حق آنها در تصمیم گیریهای اساسی زندگیشان تضمین شود. در این جا فرآیند توانمندسازی زنان شامل 1. منابع: شامل متغیرهایی مانند آموزش و اشتغال است که از عوامل تسریع کننده توانمندسازی به شمار می رود 2. عاملیت (مشارکت): اینکه زنان را نباید به عنوان دریافت کنندگان خدمات در نظر گرفت بلکه زنان بازیگران اصلی در فرآیند تغییر هستند 3. دستاوردها: که در اثر فرآیند توانمندسازی ایجاد می شود و از برآورده شدن نیازهای اساسی تا نتایج پیچیده تری مانند خوشنود بودن، عزت نفس و داشتن مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی را در بر می گیرد(صندوق جمعیت سازمان ملل، 1994).
توانمندسازی زنان به این معنی است که آن ها بر شرم بی مورد خود فائق آیند؛ کردار و گفتارشان حاکی از اعتماد به نفس و اطمینان خاطر باشد؛ قادر به ارزیابی صحیح و شناخت واقعی خویشتن باشند؛ به استعدادها و محدودیت های درونی خویش آگاه باشند؛ قدرت رویارویی با دشواری ها را داشته باشند و در رفع آن ها بکوشند؛ از توانایی و قابلیت نیل به هدف های خویش برخوردار باشند و بتوانند با افزایش توانمندی خویش به هدف های مورد نظر دست یابند (کتابی و همکاران:1382، 7). توانمندسازی زنان باید منجر به آزادی زنان از سیستم ها و ایدئولوژی های ظلم و ستم شود و توانمندسازی باید منجر به یک موقعیتی شود که در ان هر نفر به عنوان یک کل در نظر گرفته شود بدون در نظر گرفتن جنسیت و استفاده از نیروی بالقوه از خود برای ساخت یک جامعه ی انسانی تر (اختر به نقل از زوئی،31:1997).توانمندسازی به معنای کنترل بر زندگی، کنترل بر دارایی های مادی، فکری و ایدئولوژی است. توانمندسازی به عنوان یک فرآیند از آگاهی و هوشیارسازی، ایجاد ظرفیت که منجر به مشارکت موثر در تصمیم گیری می شود تعریف می شود (چاندرا،11:2010).
نظریات توانمندسازی، ابعاد گوناگونی از تغییرات فردی، گروهی و اجتماعی را درکنار یکدیگر و به طور مکمل ذکر و در مواردی نیز به دو مرحله فردی و گروهی اشاره نموده اند. توانمندسازی فردی: شامل تغییرات در نگرش ها و باورها، عزت نفس و کارایی شخصی و افزایش دانش و مهارت ها و آگاهی های جنسیتی است و توانمندسازی گروهی : شامل مشارکت های اجتماعی به وسیله رفتارهای جمعی، تغییرات درکلیشه های سنتی و فرهنگی رایج و اقدامات عملی در سطح گروهی می باشد. بر این اساس فرایند توانمندسازی زنان فرآیندی است که در آن نگرش ها (عزت نفس، کارایی شخصی) و توانایی ها (دانش، مهارت وآگاهی اجتماعی و سیاسی) با هم تلفیق می شوند و با عمل جمعی (مشارکت سیاسی و اجتماعی) بر روی منایع اطلاعاتی، انسان ها واجتماع اثر می گذارند که نتیجه آن دست یابی به استقلال زنان، افزایش حمایت های اجتماعی، کنترل محیط کار و افزایش قدرت تصمیم گیری و کارایی فردی می باشد (صادقی فسایی و همکاران،75:1390).
توانمندسازی زنان: طبق نظر تئوریسینهای پیشگام نظریه توانمندسازی، توانندسازی 5 مرحله از برابری را در بر دارد و معیارهای آن عبارتند از رفاه، دسترسی به منابع، آگاهی، مشارکت و کنترل. طبق این نظریه مدارج بالای برابری خود به خود به عنوان مدارج بالای توسعه و توانمندی محسوب می شود.رفاه به عنوان اولین معیار، مرحله ای است که طی آن مسائل مادی زنان– مانند وضیعت تغذیه و درآمد خانوار –در مقایسه با مردان مورد بررسی قرار می گیرد .دومین مرحله، به معنای این است که زنان دارای حق برابر با مردان در دسترسی به منابع در حوزه خانواده و در مقیاس بزرگتر، در نظام کشوری می باشد. سومین مرحله برابری متضمن تشخیص نقشهای جنسی و جنسیتی است که به فرهنگ بستگی داشته و قابل تغییرند و تا جایی باید پیش رفت که تقسیم کار بر حسب جنسیت مطلوب هر دو طرف باشد و نباید به معنای سلطه یک جنس بر جنس دیگر تلقی شود.در مرحله مشارکت، برابری در مشارکت به معنای مشارکت دادن زنان در پروژه هایی اس
ت که آنان به نوعی در آن ذینفع هستند. به طور کلی افزایش حضور زنان در جامعه عامل بالقوه مشارکت و افزایش سطح توانمندسازی زنان است. معنی آخرین مرحله نظریه افزایش مشارکت زنان در حد تصمیم گیری است به نحوی که آنان را به سوی توسعه فزاینده سوق می دهد (ساعی و همکاران، 71). در اینجا به مراحلی یا ابعادی که سارالانگه برای توانمندسازی متصور شده را می توان مورد نقد قرار داد به این صورت که این ابعاد میتواند به عنوان عوامل زمینه ساز و موثر بر توانمندسازی تلقی شود نه به عنوان ابعاد.
توانمندسازی گسترش آزادی اتنخاب و عمل افزایش اقتدار و کنترل بر منابع و تصمیم گیری است که بیشتر در مورد مردم فقیر قابل کاربرد است به عبارتی دیگر توانمندسازی گسترش دارایی ها و قابلیت های مردم فقیر جهت مشارکت، تصمیم گیری و نفوذ و کنترل زندگی شان از طریق حمایت های نهادهای حمایتی است(wdr &voices،2001:10-11).
مردان و زنان ضعیف نیاز به یک طیفی از دارایی ها و قابلیت ها برای افزایش سطح رفاه و امنیت و همچنین اعتماد به نفس در زندگی شان دارند(همان، 11). دارایی ها اشاره به دارایی های مادی، جسمی و مالی است چنین دارایی هایی از جمله مسکن، زمین، پس انداز است و قابلیت ها افراد را قادر می سازد که از دارایی های خود در راه های مختلف جهت افزایش رفاه خود استفاده نمایند. قابلیت های انسانی شامل بهداشت خوب، آموزش و پرورش، افزایش مهارتهای زندگی و قابلیت های اجتماعی شامل تعلق اجتماعی، اعتماد، احساس هویت و دسترسی به اطلاعات و قابلیت های سیاسی شامل شرکت در زندگی سیاسی می باشد(همان). توانمندسازی به عبارتی دیگر فرآیند تغییر داخلی و خارجی است فرآیند داخلی شامل احساس شخصی مبنی بر توانایی برای تصمیم گیری و حل مشکلات می باشد و تغییرات خارجی توانایی برای عمل، پیاده سازی دانش عملی، اطلاعات و مهارتها و قابلیت ها و دیگر منابع است (پارسونز 1988 به نقل از همان 15).
برخی نویسندگان تغییرات داخلی را توانمندسازی روانی، و تغییرات خارجی را توانمندسازی سیاسی می نامند. توانمندسازی روانی در سطح آگاهی فرد و احساس وی رخ می دهد در حالیکه قدرت سیاسی یک تغییر واقعی است که قادر است شخصی را به شرکت در تصمیم گیری راجع به زندگی خویش تحت تاثیر قرار دهد برای رسیدن به توانمندسازی روانی تنها نیاز به شناخت نقاط قوت داخلی می باشد در حالیکه برای رسیدن به توانمندی سیاسی نیاز به شرایط محیطی و عمدتا سازمانی است(گروبر تریکت، به نقل از همان،2001: 18).
توانمندسازی گاهی به عنوان اکتساب مهارتهایی که شهروندان را قادر می سازد تا در موقعیت های مختلف کنترل بیشتری داشته باشند تعریف می شود. توانمندسازی توسط عده ای از صاحب نظران به عنوان تحول درونی فرد تعریف می شود که با ایجاد اعتماد به نفس آغاز می شود و به سرعت به احساس خودارزشمندی شخص تبدیل می شود که موجب موفقیت شخصی وی می شود هدف این نوع توانمندسازی افزایش پتانسیل شهروندان برای تغییر خود می باشد(ویلسون، 1996: 32 به نقل از قلی پور و همکارش) .

اندیشمندان از دیدی متفاوت به توانمندسازی می نگرند برخی توانمندسازی را از زاویه ارتباطی تعریف کرده اند، برخی از زاویه انگیزشی و برخی دیگر از زاویه شناختی. رویکرد ارتباطی به عنوان یک فرآیند بالا به پایین تعریف می گردد و قدرت فرد را در ارتباط با دیگران نشان می دهد(اسپریتزر 1995 به نقل از قلی پور و همکارش،31). رویکرد انگیزشی بر مبنای تئوری انگیزشی مک کللند شکل گرفته است در حقیقت مک کللند نیاز به موفقیت را اساسی ترین نیاز دانسته و مشارکت در موفقیت طلبی را به عنوان عامل انگیزشی زمینه ساز توانمندسازی می داند. هر استراتژی که منجر به حق تعیین فعالیتهای کاری
(خودتصمیم گیری) و خودباوری گردد، به عبارتی دیگر در رویکرد انگیزشی هدف تواناسازی و تقویت خودباوری است(کانگر و کاننگو به نقل از قلی پور و همکارش، همان). و رویکرد شناختی توانمندسازی را یک حالت انگیزشی درونی در ارتباط با شغل تعریف می کند.
اسپریتزرچهار متغیر شناختی را معرفی می کنند که تعیین کننده ی توانمند سازی ازدید رویکرد شناختی است. این متغیر ها عبارتند از:
احساس موثر بودن
احساس داشتن حق انتخاب
احساس شایستگی
احساس معنادار بودن(قلی پور و همکاران، 1388 : 31 ).
معنا دار بودن2) شایستگی و کفایت 3) خود تعیینی 4) اثر بخشی
اسپریتزر( 199) در مطالعات پژوهشی خود چهار بعد را اندازه گیری و اعتباریابی کرده اند. وتن و کمرون(1988) بر اساس تحقیق میشرا (1992) بعد اعتماد را به ابعاد فوق اضافه کردند(شریف زاده و همکارش، 1387: 65).
شایستگی: به درجه ای که یک فرد می تواند وظایف شغلی را با مهارت و به طور موفقیت آمیز انجام دهد، اشاره دارد. افراد توانمند نه تنها احساس شایستگی بلکه احساس اطمینان دارند که قادرند کارها را باکفایت لازم انجام دهند. آنان احساس برتری شخصی می کنند و معتقدند که می توانند راهی برای رویارویی با چالش های جدید بیاموزند و رشد کنند. استقلال: خود مختاری یا داشتن حق انتخاب به معنی آزادی عمل و استقلال فرد در تعیین فعالیت های لازم برای انجام دادن وظایف شغلی اشاره دارد. احساس استقلال به معنی تجربه ی احساس انتخاب در آغاز فعالیت ها و نظام بخشیده به فعالیت هایشخصی است. موثر بودن: موثر یا تاثیرگذاری یا به قول وتون و کامرون(1998) پذیرش پیامد شخصی درجاتی است که فرد می تواند بر نتایج راهبردی، اداری و عملیاتی شغل اثر بگذارد. تاثیر گذاری عکس ناتوانی در تاثیرگذاری است. معنی دار بودن: فرصتی است که افراد احساس کنند اهداف شغلی مهم و با ارزش است(همان،69).
اعتماد به دیگران: اعتماد به علاقه مندی، شایستگی، گشودگی و اطمینان به دیگران مربوط می شود. افراد توانمند دارای احساس اعتماد هستند و مطمئنند که با آن ها منصفانه و صادقانه رفتار خواهد شد
(خانعلی زاده، 31).
در این تحقیق تعریف توانمندسازی تلفیقی از رویکرد شناختی و انگیزشی توانمندسازی است. توانمندسازی در این تحقیق به توانمندسازی اقتصادی و روانی تقسیم شده است که توانمندی اقتصادی با گویه هایی چون درآمدخوب داشتن، تهیه مواد غذایی مختلف، پس انداز کردن و توانمندی روانی، اجتماعی با گویه هایی چون موثر بودن ، تصمیم گیری در مورد چگونگی مصرف بودجه خانواده،کمک کردن به اعضای خانواده برای مستقل شدن، ایمان داشتن به توانایی های خود، نان آور خوب بودن برای خانواده عملیاتی شده است.
سرپرست خانوار: عنوان سرپرست خانوار به یکی از اعضای خانوار که با این مسئولیت شناخته می شود اطلاق می شود در خانواده معمولا پدر سرپرست خانوار می باشد و در صورت نبود پدر (به دلایل طلاق، فوت) مادر سرپرست خانوار محسوب می شود. انواع زنان سرپرست خانوار شامل: زنان بیوه، زنان مطلقه، همسران مردان معتاد، همسران مردان زندانی، زنان سالمند تنها، دختران خود سرپرست (دختران بی سرپرستی که هرگز ازدواج نکرده اند) است (منصوری، 1387: 33).
متغیرهای زمینه ای به صورت زیر عملیاتی تعریف شده است:
تحصیلات: در این تحقیق، میزان تحصیلات زنان سرپرست خانوار است. به صورت بیسواد، در حد خواندن و نوشتن ( ابتدایی)، راهنمایی، دیپلم، لیسانس عملیاتی شده است.
-درآمد که به صورت کمتر از 200، 200 تا 400، 401 تا 500، 501 تا 600، 601 تا 700 عملیاتی شده است.
-شغل به صورت شاغل یا بیکار بودن زن سرپرست خانوار عملیاتی شده

دسته بندی : پایان نامه مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید