دانلود پایان نامه

سازمان‌ها باعث حفظ و بهبود سطح عملکرد آنها می‌شود (کنجکاو منفرد و اردکانی، 1393).

2-19-نقش مدیریت در پرورش خلاقیت و نوآوری در سازمان
نقش مدیریت در مجموعه هایی که خلاقیت و نوآوری در آن از ضروریات و عامل اصلی است (به خصوص مراکز و موسسات تحقیقاتی و پژوهشی) بسیار مهم و حساس است. مدیریت می‌تواند توانایی و استعداد خلاقیت و نوآوری را در افراد ایجاد، ترویج و تشویق کند و یا رفتار و عملکرد او می‌تواند مانع از این امر مهم شود. یک مدیر خلاق ذهن های خلاق را پیدا کرده و از خلاقیت آنها استفاده می کند. مدیر خلاق باید فضایی خلاق بیافریند و افراد سازمان را نیز برای خلاقیت تحریک کند. این فضا، معمولا به دور از کارهای روزمره است و به نحوی تفویض اختیار می‌کند تا هر کسی بتواند مشکل خودش و یا بخش تحت نظرش را حل کند. برای اینکه افراد سازمان ذهنی متفکر داشته باشند باید محیطی ایجاد شود که در آن به ابزار نظریات و اندیشه‌های آنان بها داده شود. یکی از شیوه‌های بسیار مهم و پر جاذبه پرورش شخصیت انسان‌ها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد و شکوفایی اجتماعی، مشورت است. بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند و آنان که مشورت نمی‌کنند از این امتیاز بهره‌ای ندارند. یک سازمان خلاق تا حد زیادی به خود کنترلی کارکنانش نیز وابسته است (محمدی، 1384).
مدیران می توانند مولفه‌های اصلی خلاقیت یعنی تخصص، مهارت‌های تفکر خلاق، و انگیزه را تحت تاثیر قرار دهند. اما واقعیت آن است که تاثیرگذاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت‌گیر تر از از ایجاد انگیزه است. انگیزه درونی را می‌توان حتی با تغییرات جزیی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش داد. این بدان معنا نیست که مدیران باید بهبود تخصص و مهارت‌های تفکر خلاق را فراموش کنند. اما زمانی که اولویت بندی در اقدام مطرح می‌شود، آنها باید بدانند که اقدامات موثر بر انگیزه درونی، نتایج فوری‌تری را موجب خواهد شد (علیرضایی و تولایی، 1387).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-20-تاثیر مدیریت دانش بر نوآوری
در دنیای کسب و کار امروزی بخش عظیمی ازفعالیت‌های ما مبتنی بر اطلاعات و دانش است و زمان کمتری برای کسب تجربه و بدست آوردن دانش دردسترس است. در این شرایط سازمان‌ها بر اساس میزان دانش خود با یکدیگر به رقابت می پردازند، در صورتی که محصولات و خدمات سازمان ها هر روز پیچیده تر شده وسهم اطلاعات در آنها افزایش می یابد. در این میان مدیریت دانش با در اختیار داشتن ابزارهای لازم، فرصت مناسبی را برای ایجاد بهبود در عملکرد منابع انسانی وهمچنین مزایای رقابتی ایجاد می کند. از سوی دیگرانعطاف پذیری و عکس العمل سریع در برابر شرایط متغیرمحیطی، استفاده بهتر از منابع انسانی و دانش موجود نزدآنها و همچنین اتخاذ تصمیمات بهتر، دستاوردهای مدیریت دانش برای سازمان های امروزی است و برخورد هوشمندانه با منابع دانش، خود عامل مؤثر و مهمی درموفقیت سازمان ها بشمار می رود. با این قسم نگرش مدیریت دانش با تاکید بر اهمیت انسانها، رفتار و فرهنگ کاری آنها، آغاز شده و چارچوب معماری آن از دو بعد اجتماعی و فنی تشکیل می‌شود. نکته اساسی این است که تولید و انتشار دانش، حاصل تعامل انسان ها در حین کار است. ایده ها ممکن است در ذهن افراد شکل گیرد، امااساسی ترین واحد تولید دانش در یک شرکت، تیم ها وواحدهای کاری هستند (نوروزیان، 1386).
از دیدگاه دیگر ارتباط بین مدیریت دانش با نوآوری از نظر شهودی بدیهی به نظر می رسد. و به دفعات درادبیات موجود پیشنهاد شده است، پژوهش های کاربردی محدودی در این رابطه صورت گرفته است. در نتیجه شواهد اندکی موجود است تا بتواند چنین رابطه ای راتوجیه نماید. چرا که برای اینکه نوآوری رخ دهد در ابتدا لازم است که مدیران دانش لازم در خصوص عوامل داخلی و خارجی که موسسه را تحت تاثیر قرار می دهند آگاهی داشته باشند، که این آگاهی ضرورت پژوهش حاضر را آشکار مینماید (حسن زاده، 1388).
برخی پژوهشگران با توجه به اهمیت نوآوری در بحث عملکرد سازمانی به دنبال عواملی هستند که بر نوآوری
تأثیر مثبت دارند و به شکلی غیرمستقیم بر عملکرد سازمانی نقش به سزایی ایفا می کنند. زیرا پژوهش های آنان نشان می داد که نوآوری بر عملکرد سازمان تأثیری ندارد. به بیانی دیگر ویژگی های سازمان های نوآور ارتباطی با عملکرد آنها نداشت(داروچ، 2005). البته تجزیه و تحلیل عواملی که بر نوآوری تاثیر مثبت داشتند همانند رهبری و یادگیری سازمانی رابطه مثبتی با بهبود عملکرد داشتند (آرگون و همکاران، 2007).
2-21-نتیجه گیری
به طورکلی مدیریت دانش همان سازماندهی دانسته ها است. یعنی تلاش برای به دست آوردن دانش مورد نیاز، اشتراک اطلاعات در داخل یک سازمان و تاکید بر تقویت حافظه سازمانی به منظور بهبود روند تصمیم گیری، افزایش تولید و تشویق افراد به نوآوری در سازمان. درقلب مدیریت دانش باید نوآوری را جستجو کرد، زیرا مزیت رقابتی پایدار در نوآوری پنهان است. لذا سازمان باید جوی را به وجود آورد که تبادل آشکار دانش و نوآوری درآن مورد تأکید قرار گیرد به گونه ای که کارکنان تمایل بیشتری برای تبادل دانش نوین خود با یکدیگر و نیزکاربرد آن داشته باشند (دهقان نجم،1388). با پیشرفت روز افزون دانش و فناوری و جریان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نیازمند پرورش انسان‌هایی است که بتوانند با روشی خلاقانه با مشکلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. با این رویکرد نیاز به آموزش و تقویت خلاقیت و ایجاد افکار نو برای رسیدن به جامعه‌ای شکوفا از اهمیت خاصی برخوردار است. افزایش خلاقیت در سازمان ها می‌تواند به ارتقای کمیت و کیفیت خدمات، کاهش هزینه‌ها، جلوگیری از اتلاف منابع، کاهش بروکراسی و بالتبع افزایش کارایی و بهره‌وری، و ایجاد انگیزه و رضایت شغلی در کارکنان منجر گردد. به بهره‌جویی از نتایج پژوهش‌های انجام شده در سازمان‌های مطالعاتی و تحقیقاتی در زمینه نوآوری و خلاقیت (با توجه به آنکه ستاده‌های آن بخشی از نهاده‌های اثربخش دیگر سازمان‌ها هستند) خواهیم توانست به طریقی کارآ و اثر بخش به اهداف تحقیقی خود و سازمان و جامعه‌ای توسعه یافته و پیشرو داشته باشیم(علیرضایی و تولایی، 1387).

2-22-پیشینه تحقیق
2-22-1- مطالعات داخلی
ابراهیمی(1392) در مقاله‌ای تحت عنوان “مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی و غیر دولتی “به این نتیجه رسده است که در عصر اطلاعات، برای حضور مستمر و پایدار سازمان ها در دنیای تجارت و رقابت حضور مستمر وپایدار باید حول محور علم و دانش فعالیت کنند. لذا بیش از هرچیز کارکنان به عنوان صاحبان دانش و مهمترین سرمایه سازمان ها مورد توجه قراردارند. مدیریت دانش همانند ابزاری که دانش کنونی را جمع آوری نموده نظم داده و در مجموع سازمان پراکنده نماید، اهمیت یافته است. مدیریت دانش می‌تواند بایکپارچه سازی سرمایه های دانشی سازمان های دولتی و بخش خصوصی و با تأثیر گذاری بر مدیران وتصمیم گیران از طریق باز طراحی فرایندها، تولید دانش جدید و تبدیل دانش ضمنی به صریح، زمینه ارتقای سطح فعالیت ها و رسیدن به اهداف مورد نظر را به همراه داشته باشد.
رادفرو همکاران (1392) در مقاله ای تحت عنوان “ارزیابی میزان بهبود عملکرهای مالی سازمان با پیاده سازی سیستم مدیریت دانش” نتایج تحقیقات خود را این طور بیان کرده اند که امروزه شرکت های دانش بنیان تبدیل به قدرتمند ترین و موفق ترین شرکت های جهان گشته‌اند، از این رو، داشتن سیستم مدیریت دانش تبدیل به یکی از برنامه های استراتژیک سازمان ها گردیده است. با توجه به شرایط نامطلوب اقتصادی که در دهه اخیر بر جهان حاکم گشته است، بسیاری از سازمان ها به دنبال راهی برای کاهش هزینه‌ها و بهبود عملگرهای مالی خود هستند. از طریق بهبود عملگرهای مالی می‌توان نتیجه عملکرد سازمان رابرآورد نمود و برای ادامه حیات آن برنامه ریزی کرد. در این میان مدیریت دانش به عنوان یک عامل اساسی درکاهش دوباره کاری ها و بهبود عملگرهای مالی شناسایی گردید. هدف از تحقیق آنها سنجش میزان تاثیر پیاده سازی مدیریت دانش بر بهبود عملگرهای مالی در یک شرکت تولیدی خصوصی بود. در ابتدا از طریق مصاحبه با کارشناسان مالی سازمان و مطالعه تحقیقات پیشین شاخص های موثر شناسایی و پرسشنامه ای تدوین و بین نمونه پخش گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده، از رگرسیون چند متغیره و آزمون معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی استفاده شد. نتایج حاکی از این است که با پیاده سازی مدیریت دانش، سازمان پذیرنده سیستم مدیریت دانش، قادر خواهد بود میزان عملگرهای مالی خود را تا میزان 75 درصد بهبود بخشد و از این طریق فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم را تعدیل نماید.
صادقی و همکاران (1390) مقاله ای تحت عنوان” تحلیل مدل عوامل سازمانی، فردی و گروهی موثر بر توسعه نوآوری در سازمان‌های تحقیقاتی و فن آور”ارائه دادند مقاله آنها تحقیقی میدانی بود. هدف اصلی آن شناسایی و تبیین عوامل سازمانی، فردی و گروهی موثربر توسعه نوآوری در سازمان های تحقیقاتی و فن آور کشور در قالب ارائه و آزمون یک الگوی جامع و یکپارچه می باشد. جامعه آماری تحقیق آنها، سازمان های تحقیقاتی و فن آور کشور است که تعداد 312 نفر از مدیران و پژوهشگران آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحقیقی که آنها انجام دادند یک پژوهش کمی و از نوع تحقیقات توصیفی است که از حیث ارتباط بین متغیرها از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری می باشد. پایایی ابزار تحقیق با استفاده از آلفای کرونباخ معادل 0.93 محاسبه شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، ابتدا قابل قبول بودن مدل نظری از طریق نرم افزارLISREL بررسی گردید و نتایج نشان داد مدل برای جامعه آماری قابل استفاده می باشد. همچنین نتایج تحقیق آنان نشان دادعوامل سازمانی (شامل مؤلفه های ساختار سازمانی، یادگیری، رهبری، استراتژی، فرهنگ سازما نی، سیستم پاداش و مشارکت کارکنان ) بیشترین تأثیرگذاری بر توسعه نوآوری این گونه سازمان ها را داشته و در کنارآن به ترتیب عوامل گروهی (شامل مؤلفه های ارتباطات، ترکیب، انسجام و اندازه گروه ) و عوامل فردی (شامل مؤلفه های مهارت و توانایی فردی، ویژگی های شخصیتی، انگیزش) نیز بر روی توسعه نوآوری درسازمان های تحقیقاتی و فن آور موثر می باشد.
نکودری و یعقوبی (1390) در مقاله‌ای تحت عنوان” بررسی عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش در سازمان” تحقیقاتی را انجام داده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که مدیریت دانش به عنوان یک رویکرد که بر اساس آن سازمان به شناسایی، خلق، دست یابی و بکارگیری دانش به منظور بهبود و ارتقاء بهره‌وری در سازمان می‌پردازد، معرفی می‌گردد. امروزه نقش و اهمیت مدیریت دانش بیش از پیش آشکار شده و اجرای موفق آن می تواند تأثیر بسزایی در افزایش کارایی واثربخشی سازمان داشته باشد، از این رو شناخت عواملی که باعث تسهیل در پیاده سازی مدیریت دانش می‌گردد و نیز بکارگیری این عوامل، می‌تواند یک نقشه و راهنما برای مدیریت بهتر آن باشد. دراین پژوهش عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش در سا
زمان مدیریت بحران کشور و ادارات کل تابعه آن، با استفاده از متغیرهای فناوری اطلاعات، استراتژی، ساختار و فرهنگ، شناسایی و رتبه بندی گردیده‌اند برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در این پژوهش از آزمونهای همبستگی پیرسون، فریدمن، One-sample T test و تحلیل عاملی، استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده، از دید پاسخ دهندگان، در بین عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش، عوامل فناوری اطلاعات و فرهنگ سازمانی برای تسهیل مدیریت دانش معنی دار بوده و در عوامل استراتژی و ساختار ، بعنوان عامل تأثیرگذار بر تسهیل مدیریت دانش، معنی داری وجود ندارد. از میان چهار متغیر مورد بررسی، فرهنگ سازمانی مهمترین عامل تأثیرگذار جهت تسهیل مدیریت دانش و عامل استراتژی کمترین اهمیت را بر تسهیل مدیریت دانش دارند.
طالقانی و همکاران (1390) در مقاله ای تحت عنوان “رابطه بین مدیریت دانش و نوآوری سازمانی در یک شرکت بیمه ” به بررسی اثرگذاری مولفه های استقرار مدیریت دانش پرداخته است. نتایج ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن نشان داد که شاخص های خلق دانش، حفظ دانش، انتقال دانش و کاربرد دانش با نوآوری سازمانی رابطه معنی داری دارند. بیشترین میزان ضریب همبستگی در خصوص پیش بینی نوآوری سازمانی مربوط به متغیر کاربرد دانش با ضریب 0.87و کمترین میزان ضریب همبستگی مربوط به متغیر حفظ دانش با میزان 0.65 بوده است.
ودادی و عبدالعلیان (1390) مقاله ای تحت عنوان “بررسی رابطه میان مدیریت دانش و نوآوری سازمانی در منابع انسانی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران” انجام داده است. در این پژوهش مدیریت دانش با ابعادخلق، ذخیره، انتقال و کاربرد دانش و همچنین نوآوری سازمانی نیز با ابعاد نوآوری فرهنگی، نوآوری ساختاری و نوآوری منابع انسانی سنجیده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین مدیریت دانش و ابعاد سخت و نرم آن و نوآوری سازمانی رابطه مثبت وجود دارد. مدیریت دانش با ابعاد سه گانه نوآوری سازمانی نیز رابطه مثبت دارد. یافته ها همچنین نشان می دهد که نوآوری سازمانی و ابعاد سه‌گانه آن در جامعه مورد بررسی، در سطح مورد انتظار قرار ندارد. بین ابعاد چهارگانه مدیریت دانش، بعد “کاربرد دانش” بیشترین تاثیر را بر نوآوری سازمانی داشته است.
میرفخرالدینی و همکاران (1389) در مقاله ای تحت عنوان “مدیریت دانش، نوآوری دانش و عملکرد نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط” به ارزیابی و الویت بندی مولفه های مدیریت دانش، مرتبط با نوآوری دانش وعملکرد نوآور پرداخته است. لذا برای این منظور از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شده است، سپس بااستفاده از تکنیک تاپسیس مهمترین مولف های تاثیر گذار مدیریت دانش رتبه بندی شدند. نتایج حاصل ازتحقیق نشان می دهد که ارتباط مثبت و معنی دار میان نوآوری دانش و مدیریت دانش، همچنین میان مدیریت دانش و عملکرد نوآور وجود دارد.
دهقان نجم (1388) در مقاله ای تحت عنوان” مدیریت دانش و نقش آن در نوآوری سازمانی” نتیجه تحقیقات خود را این گونه عنوان کرده است که امروزه با پیچیدگی رقابت، نوآوری به عنوان یکی از مزیت های اصلی برای حیات شرکت ها محسوب می شود. ظهور نوآوری دانش نه تنها سازمان ها را قادر می سازد نسبت به رقبا مزیت رقابتی به دست آور ند بلکه ابزار سودمندی را برای ارتقای عملکرد سازمانی ارائه می کند. در واقع مدیران وسیاست گذاران سازمانی دریافته اند که نوآوری موفق نوآوری دانش مدار است. “آمیدون ” نوآورری دانش را این گونه تعریف می کند: ایجاد، توسعه، تبدیل و کاربرد افکار جدید در قالب کالاها و خدمات قابل فروش که موجب موفقیت سازمان ها، اعتبار اقتصاد یک ملت و پیشرفت و ترقی یک جامعه می شود. هر سازمانی تلاش می کند از فرصت های ارائه شده توسط مدیریت دانش نظیر روش های کسب، همانندسازی و تسهیم اطلاعات در نوآوری استفاده کند. در این مقاله ضمن تشریح مفاهیم نوآوری به موضوع مدیریت دانش ونقش آن در نوآوری سازمانی پرداخته شده است و فرآیندها واستراتژی های مدیریت دانش را در زمینه نوآوری بیان کرده است.
علامه و زارع (1387) در مقاله ای تحت عنوان “بررسی رابطه بین مدیریت دانش، نوآوری و عملکرد سازمانی”به بررسی این رابطه و چگونگی تاثیر این متغیرها بر یکدیگر می پردازد. نتایج نشان می دهد مدیریت دانش ونوآوری رابطه مستقیمی با یکدیگر داشته و هر دو به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر عملکرد سازمانی تاثیر می گذارند. مدل های مختلفی در ادبیات موضوع شاهد بر روابط عوامل فوق ارائه گشته اند که در این مقاله سعی شده است با تلفیقی از مدل های مذکور مدل کامل و جامعی که نشان دهنده رابطه بین مدیریت دانش، نوآوری وعملکرد سازمانی است استخراج گردد. ارائه این مدل می تواند در درک بهتر رابطه مدیریت دانش و نوآوری وعملکرد سازمانی چاره ساز باشد.
محمدی و طبری (1387) در مقاله ای تحت عنوان “خلاقیت و نوآوری

دسته بندی : پایان نامه مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید