دانلود پایان نامه

1-1- مقدمه
با گذر از اقتصاد سنتي مبتني بر منابع به اقتصاد مبتني بر دانش، دانش به يکي از دارايي هاي اساسي سازمانها تبديل شده است و مديريت آن امري ضروري به نظر مي رسد. در اقتصاد نوين، دانش منبع اصلي توسعه اقتصادي و صنعتي است و ساير عوامل سنتي توليد مانند زمين، نيروي کار و سرمايه در مرتبه بعدي اهميت قراردارند. بر خلاف منابع سنتي توليد ،دانش منبعي است که در ذهن افراد قفل و مخفي شده است .خلق و تسهيم دانش فعاليت نا آشکاري است که نه قابل مشاهده است و نه با اجبار قابل دسترسي است(دراکر 1994) .
اگرچه دانش اعضاي سازمان براي توسعه مبناي دانش سازماني ، ضروري است ، دانش سازمان چيزي فراتر از مجموع ساده دانش افراد است . دانش سازماني از طريق الگوهاي تعاملي منحصر به فرد ميان فناوري ها ، روش ها و افراد سازمان شکل مي گيرد و به آساني قابل تقليد توسط سازمان هاي ديگر نيست . وجود تعامل بين فناوري ها ، روش ها و افراد در سازمان نتايج و پيامدهاي عميقي براي مديريت دانش دارد و اين بدان علت است که الگوي تعاملي بين فناوري ها ، روش ها وافراد سازمان منحصر به فرد بوده ( مختص همان سازمان بوده ) و نمي توان به آساني آن را در بازار به فروش گذاشت بنابراين قابل تقليد توسط سازمان هاي ديگر نيست (اسفيداني، کرمي، 1383).
هنگامي که پاي دانش در ميان باشد ناخودآگاه صحبت از مديريت دانش نيز ضروري ميشود چراکه دانش موجود در سازمان بايد به نحوي مديريت شود که به سازمان در رسيدن به اهداف و مزيت رقابتي کمک کند. امروزه مديريت دانش به يکي از مباحث با اهميت در عرصه جهاني تبديل شده است . در سال هاي اخير ، شرکت هاي موفق، پيوستن به روند دانش را آغاز نموده و مفاهيمي چون کار دانشي ، نيروي دانشي ، سازمان هاي دانشي ومديريت دانش از تشديد اين روند خبر مي دهند.
در زمان کنوني بيش از گذشته به سازمان ها به مثابه موتورهاي دانشي نگريسته مي شود که به توانمندي هايي در قالب دانش و مهارت نياز داشته و از طريق فعاليت هاي مبتني بر دانش ، به توليد و عرضه کالا مي پردازند به اين ترتيب ، مديريت دانش ابزاري اساسي در کسب و کار براي شرکت هايي است که مي خواهند در زمينه ايجاد نوآوري و تغيير ، قواعد بازي را به اراده خويش تغيير دهند . همچنين توانايي خلق آينده به جاي پيش بيني و واکنش نسبت به آن از ديگر نتايجي است که استقرار سامانه هاي دانش با خود به ارمغان آورده است(اسفيداني، کرمي، 1383).
در واقع تاکيد بر مديريت دانش ، حاصل توسعه اقتصادي ، صنعتي و فرهنگي است . بسياري از صاحبنظران اعتقاد دارند که اکنون بشر به عصر دانش گام نهاده است ، عصري که مبناي رقابت سازمان ها ، نه وابستگي به منابع طبيعي و يا بهره وري عملياتي بلکه طراحي محصولات و خدمات متنوع و با کيفيت شده است . امروز،دانش در کنار سه منبع کار ، سرمايه و زمين که از ويژگي هاي جوامع کشاورزي و سرمايه اي بوده اند،در جوامع دانشي مطرح شده است(آزاد، شرافت، وکيلي، 1384).
مديريت دانش با نوآوري ها و ابداعات در مهارت هاي مديريتي و يادگيري سازماني نقاط مشترک بسياري دارد. ابتدا مديريت دانش بر سيستم هاي اطلاعاتي متمرکز بود و سپس نيروي خود را به سوي توسعه مديريت و سرمايه فکري و مهارت هاي مديريتي تغيير داد. با بررسي و تحليل دانش و اهميت ويژگي هاي آن در حيطه عملکرد سازمان ها ، مي توان دريافت که برخورداري از دانش و اطلاعات به روز براي ادامه حيات سازمان ها به ضرورت انکار ناپذير تبديل شده است . به خصوص اگر روند تغيير و تحولات دانش در جامعه به دقت مورد ارزيابي قرار گيرد، اين نتيجه حاصل مي شود که جامعه فرا صنعتي امروز جامعه اي اطلاعاتي است که در آن به تدريج فناوري هاي نيروافزا جاي خود را به فناوري هاي دانش افزا مي دهند.

1-2- بيان مساله
با بررسي و تحليل دانش و اهميت و ويژگي هاي آن در حيطه ي عملکرد سازمان ها مي توان دريافت که بر خورداري از دانش و اطلاعات به روز براي ادامه حيات سازمان ها به يک ضرورت انکار ناپذير تبديل شده است. به ويژه اگر روند تغيير و تحولات دانش در جامعه معاصر به دقت مورد ارزيابي قرار گيرد، اين نتيجه مهم حاصل مي شود که جامعه فرا صنعتي امروز يک جامعه مبتني بر اطلاعات است که در آن به تدريج فن آوري هاي نيروافزا جاي خود را به فن آوري هاي دانش افزا مي دهند .
به بيان ديگر سيتسم هاي اطلاعات مديريت به تدريج جاي خود را به سيستم مديريت دانش مي دهند تا سازمان ها با تبديل اطلاعات به دانش و خرد، بتوانند همگام با تغييرات سريع محيطي، به ايجاد تصميمات راهبردي توفيق يابند. از اين رو سازمان ها به دنبال آن هستند تا نحوه تبديل اطلاعات و دانسته هاي فردي و سازماني را به دانش و مهارت هاي فردي و گروهي تبيين و روشن نمايند (Prost, 2000) و از آنجا که امروزه مهمترين ويژگي جهان رقابتي، تغيير است، سازمان ها ناگزيرند با تکيه بر دانش افراد خود به عنوان مهمترين سرمايه سازمان و بهره گيري از ايده هاي جديد و استفاده علمي از آن ايده ها در پيشبرد مقاصد سازمان تلاش کنند.

اگرچه در سالهاي اخير تلاشهاي قابل توجه متعددي در محافل آکادميک و تجاري براي کمک به فهم بهتر مديريت دانش صورت گرفته است اما هنوز غلط رايجي که وجود دارد اين است که مديريت دانش با فن آوري اطلاعات مترادف فرض مي شود.نتايج تحقيقات منتشر شده مويد آن است که چنانچه دانشِ ضمني در ايجاد مزيت رقابتي سازمان نقش اصلي را ايفا نمايد، انگاه سرمايه گذاري در فن آوري و استفاده
از آن بدون توجه به اين دانش موجب از دست رفتن سريع مزيت رقابتي ياد شده مي گردد. از اين رو سازمانها نبايد انتظار داشته باشند که اين نوع سرمايه گذاري منجر به ايجاد و حفظ مزيت رقابتي براي آنان گردد. لذا مهمترين مسئله در اين تحقيق را مي‌توان به امکان سنجي استقرار مديريت دانش در صنعت حمل و نقل و شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس به عنوان مطالعه موردي و اخص نام برد.

1-3- اهميت و ضرورت تحقيق
حرکت به سوي جامعه هاي مبتني بر دانش مقوله اي است که امروزه در همه جا مورد بحث واقع مي شود . ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات و نفوذ آن به تمامي ابعاد زندگي بشر، پارادايم هاي جديدي را پيش روي همگان قرار داده و زندگي بشر را متحول ساخته است . سازمانها نيز از اين امر مستثني نبوده و در همين راستا دچار تغييرات و تحولات زيادي شده اند. سازمانها در عصر تحولات روز افزون و شتابان، به منظور کسب مزيت رقابتي و جهت ادامه بقا و حيات و مقابله با شرايط متغير محيطي ، به استفاده از ابزارهاي مديريتي نوين ، تکنيک ها و اصول نو رو آورده اند. مديريت دانش بعنوان يکي از آخرين مباحث سازماني مطرح شده و در همين راستا به کمک سازمان آمده است. (نوروزيان،1385)
مديريت دانش ، علم ماندن و پيشرفت کردن در عصر جديد است و مسلح نشدن به آن به مثابه عدم استفاده از ماشين الات کشاورزي و استفاده از گاو آهن در قرن بيستم است.
مديريت دانش منافع بيشماري را براي سازمانها به ارمغان مي آورد، فرصت هايي براي صرفه جويي هاي اساسي، بهبودهاي قابل توجه در عملکرد افراد و ديگر مزاياي رقابتي را فراهم مي کند. سازمان هايي که برنامه هاي مديريت دانش را به کار مي گيرند از مزاياي آن که شامل، افزايش همکاري ها، ارتباطات سازماني بهبود يافته، بهبود مهارت هاي کارکنان، اتخاذ تصميمات بهتر، و افزايش نوآوري در سازمان است بهره مي گيرند (Albert, 2009).
مديريت دانش مورد توجه روز افزون سازمان هايي است که مي خواهند منافعي را از اين زمينه ي نو ظهور کسب کنند. با نگاهي به تعداد مقالات منتشر شده در خصوص اين موضوع، به روند صعودي اين توجه پي مي بريم.

براي مثال در پايگاه اطلاعات مقالات پرو-کووست در سال 1995 حدود 45 مقاله مرتبط با اين موضوع موجود بوده ، که اين تعداد در سال 2006 به حدود 8000 مقاله افزايش يافته و در اوايل سال 2010 تعداد مقالات در اين خصوص بيش از 23000 مورد رسيده است.
دانش قابليتي اصلي براي سازمان هاست و بنابراين نياز به مديريت دارد (Skyremi, 1999). با مديريت مناسب و صحيح دانش، هر سازماني مي تواند پايدارتر، منعطف تر، هوشمندتر، و نوآورانه تر شود؛ و در نتيجه اثربخشي و عملکرد خود را بهبود دهد (هلم و همکاران،2006).
در جهان امروز، رشد دانش در زمانه ي اخير بسيار سريع بود به گونه اي که در قرن بيستم، 80 درصد يافته هاي فن آوري و دانش و نيز 90درصد تمام دانش و اطلاعات فني در جهان توليد شده است و هر پنج سال و نيم حجم دانش دو برابر مي شود و عمر متوسط آن کمتر از 4 سال و تعبير” عصر انفجار دانش” کاملاً مبين اين عصر مي باشد. تمامي اين مسائل و وضوح تغييرات ايجاد شده در روند اقتصاد جهاني و توجه صنايع و شرکت هاي پيش رو به حفظ موقعيت خود در بازارهاي جهاني، باعث خلق مفهوم و دانشي جديد تحت عنوان “مديريت دانش” گرديده است. مديريت دانش فرايندي است که طي آن سازمان به توليد ثروت از دانش يا سرمايه فکري خود مي پردازد.
هر چند سازمان هاي بسياري در زمينه ي توسعه ي دانش در سطوح متفاوت سرمايه گذاري کرده و موفق بوده اند، اما سازمان هاي بسياري نيز با شکست مواجه شده اند. فقدان ساز و کارهاي صحيح ارزيابي و پياده سازي مديريت دانش، اين نوع سرمايه گذاري را در ذهن مديران تنها به يک هزينه ي اضافي تبديل کرده است. از اين رو سازمان ها بايد محيطي را براي اشتراک، انتقال و تبادل دانش در ميان اعضاي خود به وجود آورند و در بستر سازي و شناسايي عوامل زمينه اي براي استقرار مديريت دانش در سازمان بکوشند (بالوگان،2004).
بسترها و زيرساخت هاي لازم جهت استقرار و کاربرد سيستم نويني مانند مديريت دانش از اين لحاظ حائز اهميت است که پياده سازي اين سيستم بدون توجه به آماده بودن بسترها و نقاط قوت و ضعف آنها، غالباً با شکست و ناکامي مواجه خواهد شد.
لذا محققين در اين پژوهش عقيده دارند تا با بکارگيري سيستم مديريت دانش، از طريق جريان يافتن اصولي دانش و توزيع مناسب آن در سازمان، هم بر سرعت و هم بر کيفيت خدمات سازمان افزوده خواهد شد.

1-4- جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق
تا كنون در هيچ يک ازشرکت هاي حمل و نقل استقرار مديريت دانش امکان سنجي نشده است. كه با توجه به اهداف تحقيق حاضر اين اقدام در زمان تعيين شده (سال 92) توسط محققين صورت خواهد گرفت؛ كه در نوع خود نوآوري محسوب مي‌گردد.

1-5- اهداف مشخص تحقيق
1-5-1- هدف اصلي
بررسي آماده گي شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس از نظر وضعيت زيرساختهاي لازم جهت استقرار مديريت دانش.

1-5-2- اهداف ويژه
1. بررسي مناسب بودن شرايط نظام فناوري اطلاعات در و شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش.
2. بررسي مناسب بودن شرايط ساختار سازمان در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش.
3. بررسي مناسب بودن شرايط فرهنگ سازماني در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش.
4. بررسي مناسب بودن شرايط منابع انساني در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج
فارس جهت استقرار مديريت دانش.
1-6- سؤالات تحقيق
1-6-1- سؤال اصلي
آيا شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس از نظر وضعيت زيرساختهاي لازم جهت استقرار مديريت دانش آمادگي لازم را دارد؟

1-6-2- سؤالات فرعي
– آيا نظام فناوري اطلاعات در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش از شرايط مناسبي برخوردار است؟
– آيا ساختار سازمان در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش از شرايط مناسبي برخوردار است؟
– آيا فرهنگ سازماني در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش از شرايط مناسبي برخوردار است؟
– آيا منابع انساني در شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس جهت استقرار مديريت دانش از شرايط مناسبي برخوردار است؟

1-7- قلمرو تحقيق
قلمرو تحقيق در قالب سه بخش كلي قابل بررسي است كه به شرح ذيل تقسيم‌بندي و معرفي مي‌گردد.
1-7-1- قلمروموضوعي: تحقيق حاضر به امکان سنجي استقرار مديريت دانش در صنعت حمل و نقل (مطالعه موردي شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس) پرداخته است.
1-7-2- قلمرومکاني: قلمرو مكاني تحقيق را مي‌توان به صورت مستقيم شرکت حمل و نقل بين المللي خليج فارس دراستان تهران دانست و به صورت غير مستقيم مراکز حمل و نقل وابسته به شرکت دراستان تهران مي باشد وجامعه آماري اين تحقيق کارکنان اين شرکت ومراکزآن مي باشند.
1-7-3- قلمرو زماني: مي‌توان قلمرو زماني نتايج تحقيق حاضر را به سال 1392 (به شكل مقطعي) تعميم ‌داد؛ و از نظر فرآيند اجرا و دستيابي به اطلاعات نيز قلمرو زماني مقطعي و محدود به سال 1392 مي‌باشد.

1-8- تعريف مفهومي واژه ها
1-8-1- مديريت دانش: در تعريفي که توسط اسکايرمي ارائه شده، مديريت دانش “مديريت اصولي و مشخص بر دانشِ ضروري و فرايندهاي آن مي باشد که شامل خلق، کسب، سازماندهي، تسهيم، استفاده و بهره برداري از دانش مي باشد، که به تبديل دانش شخصي به دانش سازماني مي انجامد؛ و طي اين فرايند، دانش به صورت وسيعي در سراسر يک سازمان تسهيم مي شود و به صورت مناسبي به کار برده مي شود” .

1-8-2- توليد دانش: توليد دانش فرايندي بي پايان است که شامل خلق ايده هاي جديد، شناخت الگوهاي تازه، و ترکيب قواعد جدا از يکديگر؛ و ايجاد فرايندهاي جديد به منظور ايجاد و خلق دانش جديد است. همه ي ابزارهاي مشارکتي که در جهت به دست آوردن دانش مورد استفاده قرار مي گيرند، در خلق دانش مؤثرند (نظري،1382).
1-8-3- کسب دانش: همه ي سازمان ها به روش هاي مختلف و به ميزان متفاوت در دوران حيات خود با به دست آوردن اطلاعات، ياد مي گيرند. اين اطلاعات ممکن است از منابع خارج از سازمان؛ از طريق الگوبرداري از اقدامات موفقيت آميز ديگران، و نيز به واسطه تجربه و جستجوي سيستماتيک حاصل شود. البته نسخه برداري صرف از ديگران، بدون تلاش در جهت درک مسأله مربوط، اغلب منجر به شکست مي شود (شرمرهورن و همکاران، 1379).
1-8-4- ذخيره سازي دانش: اين مرحله به ذخيره، ثبت، ضبط و نگهداري دانش در شکل و يا چارچوبي اشاره دارد که پيوستگي اجزاي آن را حفظ کند، و قابليت بازيابي و استفاده توسط کارکنان سازمان را داشته باشد. در حقيقت اين مرحله پيش زمينه لازم براي انتقال و تبادل دانش است (رادينگ، 2003).
1-8-5- تسهيم و توزيع دانش: به معني حرکت، توزيع، و پخش دانش بين افراد و پايگاههاي دانش به طور مکانيزه و غير


دیدگاهتان را بنویسید