<span>Monthly Archives</span><h1>دی ۱۳۹۷</h1>
    پایان نامه ها و مقالات

    پایان نامه ارشد درباره ميليمتر، كتابخانه، ميز، ميليمتري

    دی ۸, ۱۳۹۷

    ها و آتليه هاي آموزشي شامل:
    نقاشي
    طراحي
    عكاسي
    مجسمه سازي
    خوشنويسي

    7- واحد سمعي بصري و سايت رايانه
    8- رستوران يا كافي شاپ
    9- كتابخانه:
    ميزان فضاهاي كتابخانه:
    عوامل موثر بر تخصيص ميزان فضاهاي كتابخانه عبارتند از حجم مواد و متون و بخصوص كتابها،ميزان سطح كه در كتابخانه اشغال مي كنند و ميزان جمعيت كتابخانه كه از طريق ميزان گردش كتابها در سال تعيين مي گردد.
    فضاي مورد نياز براي محاسبه ي زير بناي يك كتابخانه طبق فرمولي بنام VSCاستانداردIFLAبه دست مي آيد.
    مثلا براي جا دادن 110كتاب،يك متر مربع در نظر گرفته مي شود.محل نشستن يك خواننده 72/3متر است.
    10- ابعاد و استاندارد هاي پيشخوان و برگه دان:
    حداكثر ارتفاع قفسه هاي فهرست معمولا به اندازه ي ارتفاع شش كشو است و در هر كشو نيز در حدود صد كارت جاي مي گيرد.فهرست معمولا در ارتباط مستقيم با ميز امانت و ميز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعه اي از كتابهاي مرجع عمومي يا موارد استفاده ي همگاني نيز قرار مي گيرند.از اين رو محل قرار گيري فهرستها معمولا فضايي باز است كه در نزديك ورودي قرار دارد و بوسيله ي رديفهايي از قفسه هاي فهرستها و پيشخوان بررسي و جستجو كشوها تشكيل شده است.وسعت چنين محلي براي چهار رديف قفسه هاي دو طرفه در حدود 12 متر مربع برآورد مي شود .
    .
    11- استانداردابعاد قفسه ها و عمق قفسه ها:
    در اغلب كتابخانه ها حداقل90%كتابها داراي عرضي كمتر از 230 ميليمتر هستند و عملا مي توان قفسه هاي با عمق200-230ميليمتر را استاندارد فرض كرد.در صورت بكارگيري قفسه هاي دو طرفه با عمق 450ميليمتر حتي صرفه جويي بيشتري در فضا به عمل مي آيد.چنانچه نگهداري كتابهايي با ابعاد كمي بزرگتر مرد نظر باشد عمق 490ميليمترجوابگوست.طبق يك قاعده تجربي در يك كتابخانه 80%قفسه ها 200ميليمتري،15%آنها 250 ميليمتري و 5% آنها 300 ميليمتري هستند.
    طول قفسه ها:
    طول استاندارد،سالها برابر1940ميليمتر بوده است.زيرا كه پذيرفته شده بود كه چشم خواننده توانايي در بر گرفتن بيش از اين اندازه را در يك نگاه ندارد.مطالعات بعدي اندازه بزرگتر تا 2220 ميليمتر را نيز تاييد كرد.
    ارتفاع قفسه ها:
    ارتفاع كتابها بر فاصله ي ميان طبقات و در نتيجه تعداد طبقات تاثير مي گذارد.در اكثر كتابخانه ها حداقل90% كتابها را مي توان در طبقات مركز تا مركز 280 ميليمتر جاي داد.به اين ترتيب 7 طبقه و يك پا خور 150 ميليمتري مجموعا ارتفاع 2120 ميليمتر را براي قفسه ها بوجود مي آورند كه بالاترين قفسه در ارتفاع 1830 ميليمتري با دسترسي آسان قرار مي گيرد.در مورد معلولين ارتفاع مناسب و دسترسي 1370 ميليمتر براي زنان و 1500 ميليمتر براي مردان مي باشد.پايين ترين طبقه در ارتفاع 300 ميليمتري است و چهار طبقه 280 ميليمتري (300 ميليمتري)به روي آن مي باشد.

    12- استاندارد ميزها:
    ميز ها از جمله مهم ترين وسائل فضاهاي مطالعه هستند.
    استاندارد ميز ها براي ميز هاي مختلف به شرح زير است:
    ميز هاي 1 نفره:
    رقم قابل قبول براي اين ميزها 600×900 ميليمتر مي باشد.اين رقم گاهي براي راحتي بيشتر خواننده تا يك متر نيز افزايش مي يابد.اگر چه جذابيت بيشتري دارند ولي جاي زيادي اشغال مي كنند.
    ميزهاي 2 نفره:
    ميزهاي 2 نفره اي كه از هم جدا نشده اند ظاهرا براي خوانندگاني كه روبروي هم قرار مي گيرند جذابيت چنداني ندارند ولي در صورت قرار گيري در يك سمت ابعاد پيشنهادي 1200×900 ميليمتر مي باشد.
    ميزهاي طولاني:
    ميز هاي طولاني قابليت جاي دادن 4 تا 12 نفر را دارند.ميزهاي 4 نفره از بروز شلوغي جلو گيري كرده و در عين حال نحوه ي قرار گيري آنها جذاب و انعطاف پذير است.عرض آنها نبايد از 1200 ميليمتر كمتر باشد.فضاي جانبي ميان خوانندگان نيز لازم است حداقل 900 ميليمتر باشد.بين ميزهاي موازي بايد حداقل 1800 ميليمتر فاصله پيش بيني شود.در عين حال نبايد در انتهاي اين ميزها محلي را براي نشستن در نظر گرفت.
    13- نور پردازي:
    نور پردازي بايد فضايي راحت براي مطالعه را بوجود آورد.موجب خستگي وخيرگي نشود،ميزان گرما را افزايش ندهد وبه جلوه ي ساختمان بيفزايد.جهت بر آوردن موارد ذكر شده دو نوع نور وجود دارد:
    1-نور مصنوعي 2-نور طبيعي.
    براي نور پروژه هم از نور طبيعي و هم از نور مصنوعي سقفي استفاده مي شود.
    روشنايي توصيه شده:
    اتاق ها مطالعه(روزنامه و مجلات)200
    ميزهاي مطالعه(كتابخانه هاي اماني)400
    ميزهاي مطالعه(كتابخانه هاي مرجع)600
    پيشخوان ها 600

    پایان نامه ها و مقالات

    پایان نامه ارشد درباره آموزش هنر، سلسله مراتب، ترجمه قرآن، رفتار انسان

    دی ۸, ۱۳۹۷

    گردد ). اين حرکت گالري به سمت پايين ، ديوارهاي حياط را کوتاه نموده تا فضايي دلچسب را در حياط به وجود آورد در ضمن ديد رستوران را که از هال مرکزي منشعب مي شود ، به حياط و پارک لاله مهيا سازد . از اين حياط به عنوان نمايشگاه در فضاي باز نيز مي توان استفاده نمود و چند مجسمه نيز از مجسمه سازان معروف در آن به نمايش گذاشته شده است .

    عنوان پروژه
    فرهنگسراي نياوران
    تصاوير داخلي

    تصاوير خارجي

    اسناد معماري

    توضيحات

    فرهنگسراي‌ نياوران در سال 1356 ، با مساحت 25000 مترمربع ساخته و افتتاح شد. کامران ديبا معمار و طراح فضاي فرهنگسرا‌ بوده که هم‌زمان موزه هنرهاي معاصر و پارک شفق را نيز طراحي و اجرا کرده است‌. پس از انقلاب ايران (????) اين فرهنگ سرا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي واگذار شد و تا سال ???? علاوه بر کوشش‌هاي هنري، فعاليت‌هايش عبارت بودند از: انتشار کتاب، تفسير و ترجمه قرآن و از سال ???? پذيرش هنرجويان ” مرکز آموزش هنر ” از طريق آزمون سراسري وزارت فرهنگ و آموزش عالي آغاز شد که طي سه دوره ??? نفر با دريافت گواهينامه در مقطع کارداني و در رشته‌هاي نامبرده از مرکز آموزش هنر (فرهنگسراي نياوران) فارغ التحصيل شدند . از سال ???? فعاليت‌هاي فرهنگسرا چنين بوده است : برگزاري سمينار، کنفرانس، نمايشگاه و … اين فرهنگسرا در خيابان شهيد باهنر ( نياوران ) روبروي پارک نياوران قرار دارد
    ساختمان فرهنگسراي نياوران در بخش جنوب غربي بستر طرح واقع شده و ترکيبي از اجزاء مختلف است که به گرد حياط مربع شکلي انتظام يافته اند و حجم نعلي شکلي دارد. حجم کلي بنا با با ارتفاعي حدود 2 طبقه ديده مي شود و تمامي اجزاء محموعه داراي ارتفاع تقريبا يکساني هستند. ضخامت حجم ساختمان در همه جا يکسان نيست، به اين دليل حجم را نيمه منظم و گوناگون مي يابيم. در حقيقت ساختمان فرهنگسرا از کنار هم نشستن احجام کامل و منفرد به وجود آمده است، اين احجام در يکديگر حل نشده اند تا کل واحدي را بسازند، بلکه در کنار هم نشسته اند، در بعضي مواقع گويي احجام با هم برخورد کرده اند و مجموعه اي رافراهم ساخته اند. تفاوت طراحي نما در آن ها نيز به گونه گوني و استقلال آنها از يکديگر کمک مي کند. اين گونه گوني و تنوع، فرهنگسرا را نه به شکل يک بنا، که به صورت مجموعه اي از بناها و حياط آن را به صورت مرکز محله اي کوچک جلوه مي دهد.
    نکات مثبت ومنفي در طراحي :
    اين فرهنگسرا که علت اصلي آن نزديکي به کاخ نياوران بوده و به همين علت کوچکترين تاثيري در بسط و توسعه ي فرهنگي در ميان عامه ي مردم نداشته در سال 57 تاسيس شد . نياوران منطقه اي است که اکثر ساکنين آن از قشرهاي مرفه جامعه هستند و استفاده هايي که از اين مکان به عمل مي آيد بيشتر براي همان قشرها برنامه ريزي شده بود . اين فرهنگسرا دو وظيفه داشت :
    – محلي براي توليد و ايجاد هنر
    – محلي براي ارائه آثار هنري
    فرهنگسراي نياوران در مدت کوتاه کار خود تقريبا فرصتي براي توليد نداشت و هر چند که برنامه هايي از قبيل چاپ سنگ و غيره در پيش داشت . ضمنا کلاس هاي باله و نقاشي هم جز برنامه هاي آموزشي اين مکان بود که پس از انقلاب برچيده شد . در قسمت عرضه بيشترين فعاليت فرهنگسرا روي نمايش هنرهاي خارجي بود که متشکل بود از فيلم هاي سينمايي ، گروه نوازندگان خارجي ، پانتوميم و نمايشگاه نقاشاني از هند و اسپانيا . در قسمت عرضه آثار هنرمندان ايراني مي توان به نمايشگاه نقاشي از هنرمندان نور پرداز اشاره کرد که تنها نمايشگاه آثار هنرمندان ايراني برپا شده در فرهنگسرا بود .

    نمايي از داخل رواق شمالي (عکس از مجله معمارشماره 10 ص20)

    پلان مجموعه کاخ موزه نياوران (فرهنگسراي نياوران )
    در مورد کارهاي کامران ديبا که با توجه به حرکتهاي معماري مدرن ونيز پذيرفتن مدرنيته در معماري معاصر طراحي شده اند بايستي توجه داشت که همواره دراين راه کوشش بر اين داشته است که سنتهاي معماري ايراني راپاسداري کرده ودرعمل با رويکردي مدرن ولي ايراني مواجه سازد کامران ديبا در طراحي مجموعه نياوران توجه خاصي را معطوف شيوه باغ سازي ايراني کرده و در اين مجموعه لزوم توجه به کارکرد تو پوگرافي در سايت وخام گرايي با استفاده از بتن در نماهاي ساختمان توانسته است معماري را پديد اورد که کاري ماندگاردر عرصه معماري گردد . خود کامران ديبادر مورد معماري وبرخي آثارش در کتابي که در آلمان به چاپ رسيده است چنين گفته است .
    مكان درمعماري مجموعه
    كاركرد و فعاليت را نبايد با هم اشتباه گرفت ، زيرا فعاليت از نياز اساسي يك ساختمان كاركردي فراتر مي رود ” به نظر منظورش دستيابي به مكان است كه مفهومي عميق تر از عملكرد دارد . يك مثل طنزآميز مي گويد : ” انسان به طور طبيعي مثل ديگر حيوانات قادر است ماواي خود را ايجاد كند ، اين كار را اكثر مردم به استثناي اغلب معماران بلدند “. نكته مثبت در اين گفته اين است كه انسانها به طور طبيعي فضا را تصرف مي كنند و به آن عملكرد و معني مي بخشند . اين تصرف ذهني و فيزيكي به شكل گرفتن مكان مي انجامد . مكانها در شهرها و در ابنيه امروزي اغلب با كاربري منطبق نيستند . وظيفه اصلي معمار جسميت بخشيدن به مكان از طريق ايجاد فضاست . معمار نمي تواند در پيدايش يك مكان دخالت كند مگر اينكه به جنبه هاي اجتماعي و روانشناختي يك ساختمان توجه كند ، يعني در واقع مثل يك كارگردان تئاتر پيش از آنكه به فضا بينديشد به نقش ها توجه كند . ديبا معتقد است در چنين حالتي
    ر
    فتار معمار بيشتر شبيه يك كارگردان تئاتر خواهد شد و خواهد كوشيد صحنه را با توجه به موقعيت هاي انساني خاص سازمان دهد و بيارايد . رفتار انسانها در محيط جنبه اي آييني دارد و وظيفه معماري است كه از طريق ويژگيهاي فضايي اين جنبه را شفاف كند . بحث مكان در معماري فقط مربوط به تصرف فضا نيست بلكه به عدم صرف نيز مربوط مي شود .
    فضا
    يكي از مشخصه هاي معماري ديبا بهره گيري از الگوهاي معماري ايراني به شيوه اي اصيل و منحصر به فرد است . در كارهاي او بهره گيري از تارخ معماري حسي و منطقي است و جنبه شيوه گري يا اكلكتيكي ندارد . ديبا بيشتر از اصول سازماندهي و گونه شناسي فضاي ايراني استفاده مي كند تا از عناصر و تزئينات تاكيد بر محور ها كه هم در طرح هاي شهرسازي و هم در ساختمانهاي او به چشم مي خورد يكي از اين موارد است . محورها در كارهاي ديبا به مسيرهاي مهم آييني تبديل مي شوند ، مسيرهايي كه از الگوهاي قديمي كيهان شناسي پديد آمده اند . در زير تفکرات اودر مورد خلق يک محور قوي در مجموعه را مي بينيم که اشاره اي به محور بندي درباغ سازي ايراني با توجه به موقعيت توپوگرافيک محل دارد .

    پرسپکتيو کلي از مجموعه باغ نياوران در تهران
    اين مجموعه تلفيقي از دو مفهوم سنتي حياط و محور به روايتي امروزي است که به گونه اي طراحي شده است كه يك فضاي دروني به نظر مي رسد . گويي نخست فضاي خالي مركزي طراحي شده است و سپس ساختمانهاي دور آن به گونه اي چيده شده اند كه بدنه منسجم و پيوسته اي به وجود آيد .
    فضاها در كار ديبا داراي سلسله مراتب دقيق و مفصل بنديهاي مشخص هستند . هر واحد فضايي از شكل و عملكردي متمايز برخوردار است .

    کاربردبتن درنماکه حالتي سنتي ونزديک به روحيه انساني را پديد آورده است
    ديبا از پيشگامان مکتب بروتاليسم درايران است
    در كارهاي او فضاهاي سيال و پيوسته مدرن آغازين كه با سطوحي ظريف تفكيك شوند به چشم نمي خورند . ساختمانهاي او تركيبي از فضاهاي متعدد با فرمها و اندازه هاي مختلف هستند .
    از آنجايي كه فضا ، بر خلاف حجم پديده اي ماهيتا ادراكي است به مكانيسم كشف فضا وابسته است

    سايت پلان مجموعه نياوران
    فرم
    اكثر كارهاي انجام شده در اين مجموعه از مونتاژ احجام نسبتا ساده و تراش خورده سخت به وجود آمده اند و در آنها شكاف بازشوها و حجم قابل توجه ستونهاخودنمايي مي كند . اين سليقه خاص از طرفي به سنت معماري ايراني و از طرف ديگر به نئوبروتاليسم انگليسي مربوط مي شود .

    نما و مقطع از مجموعه نياوران (ماخذ سايت شخصي معمار)

    او ازعناصر معماري ايراني نظير گنبد ، بادگير ، حياط ، حوض و رواق نيز استفاده مي كند . بامها عموما مهم هستند و عناصر سنتي استيليزه شده به عنوان عناصر حجمي مجرد ، با حال و هواي متافيزيك در كار داخل مي شوند .
    ديبا به جزئيات ساختمان و آرايش سطوح توجه دارد و جزئيات كارهايش كاملا هنرمندانه اند . تزيينات پرداخت نشده اند و مصالح نيز به گونه اي طبيعي و پرداخت نشده به كار رفته اند . اين شيوه خاص به كارگيري مصالح كه از افكار نئوبروتاليستي رايج در دهه 50 و 60 به هيچ وجه دور نيست .

    کاربرد ستون ورواق در مجموعه نياوران
    که استفاده از اين ارزش پايدار در معماري آن خاطر مي سازد
    در کارهاي انجام شده در مجموعه ميتوان به به خوبي تلفيق صحيح معماري ايراني را با کارکردهاي روز به خوبي ديد که در اين ميان استفاده درست نور در معماري وايجاد سايه روشن درفضاهاي معماري را مي توان ازکارهاي بسيار خوب در معماري اين مکان نام برد .
    پلانهاي اين مجموعه داراي نزديکي زيادي به عناصر اصلي در پلانهاي ايراني است که در اکثر کارهاي معماري کامران ديبا ديده ميشود .

    پلانهاي مجموع نياوران (ماخذ مجله معمار شماره 10)

    – استفاده از روابط همگون در طراحي پلانها وطراحي فضاهاي معماري
    – استفاده از قالبهاي ساده درايجاد مکان در فضاي معماري
    – توجه به اصول محور بندي ولايه بندي تفکيکي فضاها در معماري
    – همگون بودن معماري وطبيعت با يکديگر در مجموعه
    – استفاده از عناصر اصلي باغ ايراني در طراحي کانسپت کلي کار
    – پيچيش هاي قائم در فضاي معماري درراستاهاي عرضي . طولي و ارتفاعي
    – ايجاد حرکت در فضا با استفاده از حالت توپوگرافيک در محل
    – استفاده از عنصر حياط در معماري ايراني وتوجه به کارکردهاي مدرن آن در مجموعه
    – ايجادشخصيت درست در محل ورودي ساختمان
    – همگن کردن معماري با طبيعت ودر راستا قرار دادن عناصر معماري با محور اصلي کار
    – استفاده از آب در معماري با توجه به ايجاد حالت طبيعي آن در معماري

    حوضچه آب در مجموعه نياوران که در الهام از باغ سازي ايراني به کار گرفته شده است (عکس ازمجله معمار شماره 10 )

    – کاربردبتن در نما کاري ها وپرهيز نکردن از شکوه ارتفاع زياد در معماري
    – استفاد ه از مصالحي که نزديکي روحي با انسان داشته در تقابل با ساير مصالح مدرن
    – نظم هندسي در ايجاد کارکردهاي اصلي در غالبهاي مختلف

    نمايي از سمت ساختمان موزه حال حاضر به سمت باغ (عکس ازمجله معمار شماره 10)
    – استفاده از اصول کاشت درختان در معماري باغهاي ايراني با توجه به حظور رنگهاي مختلف در باغهاي ايراني و کارکرد هميشه سبز وخزان پذير در درختان در باغ ايراني
    – طراحي مجموعه با توجه به کارکرد فضاي شهري آن در کل
    واحدهاي موجود در منطقه عبارتند از :
    – سردر وبناي ورودي
    – کتابخانه DC
    – نمايشگاه
    – نمايش فيلم
    – کلاسهاي آموزشي آ
    زاد
    – موزه و گالري نمايش آثار هنري
    – باغ
    – قسمتهاي اداري شمالي باغ

    عکس از ورودي سمت جنوبي باغ (ماخذ اينتر نت )

    نمونه خارجي
    عنوان پروژه

    مركز هنرهاي معاصر رزنتال
    تصاوير داخلي

    تصاوير خارجي

    توضيحات

    – مركز هنرهاي معاصر رزنتال (Rosenthal Center Of Contemporary Art) زاها حديد, سينسيناتي-آمريكا, 2003
    – در نقطه مقابل نماي شهري, اين مركز كه مجموعه اي ازصفحات صيقل خورده, براق و موجدار مي باشد. گالري هاي موزه به گونه اي در مجموعه قرار گرفته اند كه همانند احجامي تراشيده در ميان بتن مي باشند كه بر فراز فضاي سرسراي موزه شناورند. در قسمت جنوب مجموعه, نماي ساختمان پوسته اي موجدار و مات را به نمايش مي گذارد, به گونه اي كه سايه اي از عملكرد مجموعه در آن ديده مي شود. نماي جنوبي مجموعه به صورت مجسمه اي آزاد خود نمايي ميكند و به عنوان نشانه اي از فضاي دروني گالري هاي مجموعه خودنمايي مي كند. در حقيقت دو نماي كاملا جدا و در عين حال مكمل در كنار هم قرار مي گيرند. تركيبي از بتن ريخته شده در محل و شيشه هايي سبك كه در همجواري با سايت شهري مجموعه, نمايي معلق و شناور ارائه كرده است. در واقع تاكيد زاها حديد بر نشان دادن نماهاي مكمل با سيمايي كاملا خالص و تركيب عناصر سبك در كنار بتن, به منظور ارائه يك بيان فرميك براي ساختارمجموعه بوده است. او نماي ساختمان را وسيله اي براي پيوسته نشان دادن فعاليت هاي هنري مي داند, ساختاري كه جزء نماي مجموعه و عملكرد دروني آن است. به همين دليل سازه ساختمان با نما و عملكرد دروني آن, پيوسته است و تنها تعداد محدودي از ستون هاي بتني منفرد, براي پايداري ساختار يكپارچه مجموعه وجود دارد. در مجموعه رزنتال جايي براي جدايي عناصر پايدار كننده و تاثير بصري آن وجود ندارد. كل ساختمان از هر جهت يكي است و تركيب سه بعدي آن, منجر به مقاومت بالاي آن در مقابل نيروها از تمام جوانب شده است. در واقع فرم هاي به كار رفته در مجموعه, تنها شكل دهنده احساس بصري بازديد كننده نيستند, بلكه بر رفتار مجموعه در درون آن نيز دلالت دارند. ديوارهايي كه با منحني هاي بسيار نرم, به يك فرش بتني و در نهايت به نشانه اصلي مجموعه تبديل شده اند, تشكيل دهنده ساختار دروني موزه نيز هستند و در نماي داخلي, سعي بر نماياندن گوناگوني جلوه هاي بصري فضاي درون دارند.
    – معماري :(بررسي نکات لحاظ شده در طراحي ) :
    – اين ساختمان به نحوه حرکت و فرهنگ مردم در خيابان هاي اطراف توجه کرده و طبق آن طراحي شده است با توجه به حرکت مردم از گوشه ساختمان لابي در اين بخش قرار گرفته فضاي لابي به طور کامل از شيشه پوشيده شده است و از خيابان داخل آن ديده مي شود و مثل يک فضاي عمومي عمل مي کند که موجب پيوستگي فضاي بيرون و درون شده ، نماي ساختمان به طور کلي از ساختارهاي عمودي و افقي به طور همزمان تشکيل شده است که بر روي يکديگر شناور شده اند ، سطح خيابان به صورت يک منحني به سمت بالا خم شده و به ديوار پشتي تبديل شده و در طول لابي ادامه پيدا ميکند .
    – لابي و گالري ها در چند طبقه ساخته شده اند که توسط يک رمپ به يکديگر متصل مي شوند اين رمپ در طول يک شکاف کم عرض در لابي و در زير يک نور گير که نور را تامين مي کند قرار گرفته و به صورت زيگزاگ بالا رفته و باعث ميشود حرکت عمودي به حرکت افقي تبديل گشته و در يک منظره افقي نماهاي

    پایان نامه ها و مقالات

    پایان نامه ارشد درباره ناخودآگاه

    دی ۸, ۱۳۹۷

    دائم در حركت است، دستاورد فيزيك مدرن است. دنيايي كه در آن در هر صورت قوانين نيوتوني از جهتهاي مختلف به مبارزه طلبيده مي‏شود و اين بخاطر غير خطي بودن جهان است.

    7- معماري و حرکت :
    حرکت وسيله اي براي درک فضا است . وجود شعر و معماري مديون خلق فضا و درک فضا مديون حرکت مي باشد . حرکتي که در هر کدام به شکل خاص خود بوده ولي در ذات ، داراي يک ريشه ميباشد حرکت در شعر يعني خواندن کلمات و ايجاد خيال در ذهن و حرکت در معماري يعني راه رفتن در ميان ديوار ها ، ستونها ، سقفها و ساير عناصر بصري و ايجاد خيال در ذهن .در نهايت هدف نهايي هردو ايجاد خيال است با اين تفاوت که حرکت در شعر از خيال به خيال و حرکت در معماري از ماده به خيال ميباشد . و اين کلام به اين معني است که حرکت خيالي در شعر به واسطه عناصر مادي و بصري به وجود نمي آيد ولي در معماري به وسيله عناصر مادي وبصري شکل مي گيرد .
    فضاي معماري بر اساس نگرش خاص يک معمار به پيرامون خود به وجود مي آيد. او ذهنش را به حرکت وا مي دارد تا تفکر کند و فضايي مطابق با آنچه که در ذهن مي پرواند خلق نمايد .
    فضاي او در ذهنش خلق شده است ، او در فضاي ذهني اش حرکت مي کند تا آنچه که قصد خلق کردنش را دارد به خوبي شکل دهد . معمار دست به کار مي شود انديشه هاي خود را روي کاغذ مي کشد او اين کار را با حرکت دستش انجام مي دهد . در پي همين حرکتها او فضاي مورد نظرش را به کمک مصالح شکلي کالبدي مي بخشد . تا ديگران نيز آن را درک نمايند .
    حرکت در معماري را مي توان به شکل سه خاصيت فضايي مشاهده نمود :
    1- پويايي : فضايي را که القاء کننده حس حرکت فيزيکي ( جابجايي ) در فرد باشد فضاي پويا ميگوييم . نظير آنچه در باغ ايراني مشاهده مي نماييم .
    2- سياليت : فضايي که حرکت را براي چشم ايجاد مي کند نه جابجايي در فضا را . در فضاي سيال اين چشمهاي ناظر هستند که حرکت مي کنند و فضا را درک مي نمايند نه پاهاي وي .
    – نکته : هر فضاي پويايي سيال نيز مي باشد زيرا به صورت ناخودآگاه حرکت چشم را نيز ايجاد مي نمايد.
    3- مکث : در ابتدا ذکر شد هر حرکتي در ذات خود داراي سکون مي باشد و آغاز و پايان هر حرکتي را سکون تشکيل مي دهد . در معماري نيز از اين اصل استفاده شده است . در صورت اعمال شدن هرگونه تغيير در حرکت و يا حالت آن ، فضايي به عنوان فضاي مکث در نظر گرفته شده است .وصل ، گذر و اوج در فضاي معماري ، در قالب همين سه خاصيت يعني سکون ( مکث ) ، پويايي ( حرکت فيزيکي ) ، سياليت ( حرک بصري ) شکل مي گيرند .
    نمود عيني وصل ، گذر و اوج را مي توان در مسجد امام اصفهان مشاهده نمود . آنجايي که سردر اين مسجد به دليل تناسبات و تزئينات خود حس ورود را به فرد القا مي کند . و فرد براي ورود از خارج به داخل مکثي مي کند ( وصل ) سپس وارد فضا مي شود و به صورت کاملا غير ارادي به سوي گنبد پيش مي رود و با چشمان خود تزئينات و کاشي هاي روي ديوارهاي حياط را مشاهده مي نمايد ( وصل) تا به گنبد خانه برسد ، مکث مي کند و با چشمان خود تزئينات داخل گنبد را مي ببيند ( اوج).
    او با مکثي قبل از ورد ، حرکت و مجدداً مکث ، فضاي مسجد امام اصفهان را درک کرده است. ( سکون ، حرکت فيزيکي ، حرکت بصري – وصل ، گذر ، اوج )
    – نکته : علاوه بر آنچه که در باب حرکت در فضاي معماري ذکر شد . فضاي معماري قادر است حرکتي را ، به سوي خيالي خاص در انسان پديد آورد . نظير احساس سبکي و تقدسي که در مساجد ايراني به فرد القا شده و باعث آزادي او از دنياي مادي و پرواز به سوي دنيايي غير مادي مي گردد .
    آنچه در مورد حرکت در معماري گفته شد را مي توان به اين شکل خلاصه نمود : حرکت در معماري وسيله اي است که معمار با استفاده از آن فضاي ذهن خود را خلق و درک مي نمايد و ناظر بر اين اثر نيز به وسيله حرکت فضا را درک خواهد نمود . و در پايان اين ذات حرکت در فضا است که باعث حرکت ذهن به سوي خيالاتي خاص مي شود.

    8- بررسي حركت در معماري:
    1- حركت ذهن در خودش
    2- حركت ناشي از نيروهاي محيطي
    3- عوامل ايجاد حركت

    1- حركت ذهن در خودش:
    1- 1 حركت ذهن نسبت به فرم:
    1- فرمهاي پويا :
    پويايي يك اثر احتمالاً متأثر از تناسب و شكل آن است، در هر اثري يك تحرك قوي يا ضعيف وجود دارد. ساختماني كه متقارن و داراي تناسبات متعارف باشد پويايي را كمتر القاء مي‏كند تا ساختماني كه عناصر آن متضاد و داراي پيچيدگي باشند. هر فرمي حركت را در ذات خود دارد. يك راهرو باريك، حركت در امتداد محور را به ما القا مي‏كند درحالي كه در يك پلان مربع حس ايستايي و تمركز به ما القا مي‏‏شود. تحرك تنها در فرمهاي ساده وجود ندارد بلكه در تركيب‏هاي فرمال نيز ديده مي‏شود. هر تضاد فرمي داراي تحركي است كه به صورت يك رابطه متقابل بين تنشهاي جهت داده شده بروز مي‏كند.

    2- دفرمه شدن :
    Deformation در دوره رنسانس به صورت اتفاقي به وجود آمد. در اين دوره ما با هنرمنداني برخورد مي‏كنيم كه دامنه فعاليت آنها گسترده است بنابراين نمي‏توانستند در تمامي رشته‏ها به نتيجه برسند. در قرن 19 با ديدگاه جديد ناتمامي و نرسيدن به كمال، دستمايه هنرمندان شد. نمونه اين كار را در آثار رودن در دروازه جهنم مي‏توان ديد اين مسئله را در نقاشي مي‏توان در كارهاي ون گوك و سزان مشاهده كرد.
    در كار فوتوريست‏ها حركت باعث دفرميشن شد و اشياء را در حال حركت به تصوير كشيدند كه ساختار آن نسبت به ساختار ايستا دفرمه بود. دفرميشن از طريق ايجاد تضاد، تنوع و ابهام باعث ايجاد حركت مي‏شود كه تضاد، تنوع و ابهام در عو
    ا
    مل مادي و غير مادي ايجاد مي‏شود. ( عوامل مادي : مصالح ، مقياس، فرم و . . . و عوامل غير مادي مثل نور و سايه و . . . )
    در معماري هم دفرميشن از دوران گذشته وجود داشت مثلاً در دوران هخامنشي (در تخت جمشيد) با بزرگ شدن سردرها روي ورودي تاكيد مي‏شد. و براي حركت آرامتر و متين تر پله‏هاي ورودي دفرمه شده‏اند.(دفرميشن ازطريق تغيير مقياس و تضاد ).
    نمود دفرمه شدن را در دوره صفوي هم مي‏توان مشاهده كرد و ميدان نقش جهان اصفهان كاخ عالي قاپو نسبت به جداره ميدان بيرون آمده و مسجد شيخ لطف الله نسبت به جداره ميدان عقب نشيني دارد و نحوه حركت انسان‏ها را در ميدان تغيير داده است (مسجد شيخ لطف الله) ايجاد كشش مي‏كند.
    از اولين كارهاي دفرمه شده مدرن كليساي رونشان است كه حركت را از طريق تضاد و تنوع باعث مي‏شود.
    در معماري ديكانستراكشن هم از تمام عوامل تضاد، تنوع و ابهام براي ايجاد حركت در فضاهاي دفرمه شده استفاده مي‏كنند.

    2-1- حركت ذهن نسبت به معنا:
    در معماري مي‏توان با جايگزين كردن عناصر معني دار معماري با عناصر فرمي (سطح و حجم) ادارك پايدارتر فضاي هستي را جايگزين ادراكات آني كرد. معماري نيازمند آن است كه بين تأثيرات لحظه‏اي حسي و ادراك پايدارتر تعادلي برقرار كند. اين عناصر معني دار را در واقع همان سمبل‏هاي فرهنگي هر ملت مي‏باشد كه بيشتر پست مدرنيسم‏ها از اين سنبل‏ها استفاده مي‏كردند و باعث مي‏شد كه ذهن در يك حركت بين گذشته و حال تداوم پيدا كند.
    2- حركت ناشي از نيروهاي محيطي:
    به اعتقاد گرگ‏لين Grege leen تفاوتي ميان معماري و شهرسازي وجود دارد كه عبارت از اين است كه معماري در تكنيك‏هاي شكل دهي و ايستايي گرفتار شده است در حالي كه شهرسازي با توسعه بيشتر و كنش‏هاي متقابل زودگذر ميان حركت‏هاي همپوشان ، جريان‏ها، تراكمات و شدتها شكل گرفته است.
    در واقع اصلي ترين تفاوت معماري و شهرسازي بر سركلمه ايستايي و تعادل است. Stability تعادل يا توازن در درون يك تركيب پيچيده از نيروهاي متقابل از ميان حركت ريتميك و نوساني مي‏تواند به دست بيايد، در حالي كه ايستايي Static بر يك زمان ساكن دلالت مي‏كند تعادل بر stability بر تداوم ديناميك دلالت مي‏كند. معماري براي باقي ماندن در حال حاضر بايد ايستا باشد در حالي كه در حقيقت چنين نيست كليد تفاوت اين دو در زمان است و معماري ايستا بدون زمان تصور شده در حالي كه معماري متعادل و پابرجا بايد در يك روش بر پايه زمان طراحي شود.اين وارد كردن يك بعد جديد به طراحي و معماري است. تكنيك‏هاي جديد براي توصيف فرم و حركات آن به منظور بهره‏برداري از ارتباط ميان محيطها و فيلدها و فرم‏ها ضروري مي‏باشد.در تمام تاريخ معماري علاقه به حركت به صورت فرمهاي ايستا در نقشه‏ها خلاصه مي‏شد و محبوس بوده است. بنابراين نواحي شهري و حركتهاي شهري هم به عنوان طرحهاي ثابت و فيكس شده شناخته شده و مورد كاربرد قرار مي‏گرفتند.
    در حالي كه به منظور كار با نيروهاي شهري در حالت غير فرماليك ضروري است كه طراحي در يك محيط ديناميك و نه استاتيك (ايستا) انجام شود، چرا كه اساس اين طراحي زمان است. اين امر جهش عظيم از معماري بر پايه تكنيك‏هائي مبتني بر سكون، فضاي استاتيكي كارتزين به عمق طراحي با تكينك‏هاي در محدوده فضاي ديناميك و متحرك را مي‏طلبد.
    لازم نيست كه معماري واقعاً حركت كند اما بايد در محدوده يك ناحيه شهري كه ديناميك بوده و سرشار از نيروهاي متفاوتي است كه در عوض فرمها، مشخصه آن ناحيه خاص هستند شكل گيرد و مورد انديشه و مدل‏بندي قرار گيرد.
    سايت‏ها ديگر فرم، توپوگرافي و عوارض نيستند بلكه محيط‏هاي درجه بندي حركت‏ها و نيروها مي‏باشند. مانند فلز مايعي كه ميزان تغييرات دماي هوا را نشان مي‏دهد هيچ شكل و مرز مشخصي ندارد. سايت‏ها هم رسانه‏هاي مايعي هستند كه نشانگر جريان و حركتي در زمان مي‏باشند، اين تغييرات سيال بايد به صورت فرم در‏بيايد. تحت اين نيروهاي محيط ديجيتال سيال به جاي انجماد ناحيه‏ها نمونه‏هاي قابل انعطاف مطرح مي‏شوند. بجاي ساخت يك ناحيه تمايز سودمندي ميان نيروها به اشياء و ميان جريان‏ها و قرابت‏هايي كه از درون آنها پديدار مي‏شود بروز مي‏كند.
    اثرات حركت بزرگ مقياس بعداً مي‏تواند براي درست كردن و شكل دادن به المانهاي ناهمگن ناپيوسته استفاده شوند به اين طريق تميز دادن ميان تجرد معماري و استمرار شهرسازي ممكن مي‏گردد.
    در معماري گذشته از هندسه ساده‏اي صحبت مي‏شد كه تعلق به مكان و زمان خاصي نداشت امروزه هندسه‏اي مطرح است كه از سطوح توپوگرافيك و غير مسطح و غير مشخص صحبت مي‏كند اين هندسه نيز فضاي خود را خلق مي‏كند تعلق به مكان و زمان خاصي ندارد و از يافته‏هاي انسان امروزي است نه انسان غربي و شرقي به هر حال در جهان پويا و در حال تغيير و تحول امروز هر نظريه‏اي مي‏تواند جايگاهي براي خود داشته باشد.

    3- عوامل ايجاد حركت :
    ارسطو و نيوتن به زمان مطلق معتقد بودند به اين معني كه مي‏گفتند انسان مي‏تواند به وضوح فاصله بين دو رويداد را اندازه گيري كند و زمان مستقل از شخص اندازه گيرنده است، مشروط بر اينكه از ساعتي دقيق استفاده كرده و زمان را مستقل از فضا مي‏دانستند. اين اكتشاف كه سرعت نور به نظر هر ناظري يكسان مي‏نمايد و مستقل از چگونگي حركت او مي‏باشد منجر به نظريه نسبيت و به دنبال آن بطلان نظريه وجود زماني مطلق و يگانه شد.
    هر جسم عادي از طريق نسبت E=mc2 تا ابد محكوم به حركت با س
    رعت كمتر از سرعت نور است وفقط نور و امواج فاقد جرم مي‏توانند با سرعت نور حركت كنند.
    انيشتين در تئوري نسبيت خود فضا- زمان را در مفهوم كلي تري متحد كرد و نشان داد كه مكان و زمان به وضع حركت خودمان بستگي دارد . طبق نظريه نسبيت، فضا سه بعدي نيست و زمان تافته جدا بافته‏اي نبوده و هر دو با هم يك دستگاه متحد چهار بعدي را تشكيل مي‏دهند و ماده چيزي جز انرژي نيست.
    نتيجه كلي نظريه انيشتين اين است كه كليه اندازه‏گيري‏ها كه متضمن زمان و فضا هستند نسبي و وابسته به موضوع حركتي ناظرند.
    “زمان فرزند حركت است”
    اشياء و كائنات مادي اگر ذاتاً ثابت باشند هيچگاه بي‏قرار و نا آرام نخواهند شد و بر آنها زمان نخواهد گذشت. هستي‏هاي مادي كه در گذر و سيلان مستمرند زمان ايجاد مي‏كند. حوادث زمان را به وجود مي‏آورند و اين دو را نمي‏توان از هم جدا كرد. اين بخاطر آن است كه در حقيقت جنبه‏اي و چهره‏اي از هر شيء زمان است. تعريف هرمان ميتكوسكي از فضا و زمان كه در جامعه محققين علوم طبيعي آلمان در سال 1908 اعلام كرد:
    “فضا به تنهايي و زمان به تنهايي محكوم به نيستي است و تنها وحدتي از اين دو حيات آنها را ميسر مي‏دارد.”
    زيگفرد گيدئون در كتاب فضا – زمان-معماري مسير فضا در طول تاريخ را به سه دسته تقسيم مي‏كند:

    1- تصور فضايي كه معنايش تركيب احجام، ساختمانهاي مختلف با يكديگر است به نظر مي‏رسد كه ناظر براي درك كليتي از موضوع بايد حركتي پيرامون حجم داشته باشد مانند اهرام مصر.

    2- توجه به فضاي داخلي ساختمانها و مسئله طاق زدن در اين مرحله با پيدايش پرسپكتيو، حركت در فضاهاي داخلي را بوجود آورده و در اين راستا به معماري داخلي اهميت بيشتري داده شد و سعي در بوجود آوردن فضاهايي با ادراكات حسي مختلف شد.

    3- توجه به فضاي داخلي و دوباره اهميت دادن به حجم در شكل دادن به فضا خارجي.
    اين مسئله باعث مطرح شدن زاويه ديد شد كه در معماري عمدتاً در انتخاب زاويه نگريستن به ساختمانها از نقطه نظر درك فضا متجلي مي‏گردد.
    ساخت ماكت در مقايس 1 به 100 ، 1 به 500 و 1 به 1000 و . . . به معمار يك ديد وسيع و نگرش بهتر مي‏دهد، ‏كه تمام بي تناسبي‏ها و اشكالاتي را كه در ديد ناظر نمي‏توان ديد مشاهده كند.
    انتخاب زاويه ديد در معماري پديده پيچيده، چند وجهي و زيبايي است كه بي ترديد بخشي از آن به سليقه و روحيه خود ناظر بستگي دارد. اما سازنده سامان دهنده و معمار اين مجموعه هم در انتخاب زاويه ديد نقش بسزايي دارد كه معمار با ايجاد زواياي ديد مختلف مي‏تواند ادراكات حسي متفاوتي از جمله سكون ، حركت، . . . را ايجاد كند.
    به طور مثال گاهي بوسيله تسهيلاتي از قبيل ايجاد مركز تجمع و قرارداد پاگردهايي در سايت احساس سكون را بوجود مي‏آورد.

    9- بررسي تعدادي از مفاهيم معماري از ديدگاه حرکت :
    اگر معماري را فرآيندي بدانيم که از تجريد به سوي عينيت ره مي سپارد ، و زبان بيان آن فرم است مي توانيم به نوعي معماري را فعاليتي بدانيم که کار اصلي آن طراحي فرم است .
    فرم داراي سه بخش متمايز اصلي مي دانيم ، عناصر نخستين که شامل خط ، سطح و حجم است . دوم ساختار که مي تواند محور و شبکه اي باشد که بر اساس آن فرم طراحي مي شود و سومين بخش شامل مباحث زيبايي شناسي است که شامل وحدت ، کثرت ، هارموني ، تضاد و … است .
    بديهي است که آنچه که به کار غني کردن فضاهاي معماري مي آيد ، پديد آوردن امکانات متعدد کشف

    پایان نامه ها و مقالات

    منبع پایان نامه با موضوع رگرسیون چندگانه، انحراف معیار، متغیر مستقل

    دی ۸, ۱۳۹۷

    آب به ١٠٠ میلی لیتر محیط کشت Mineral salt medium اضافه شد و در دمای ٣٠ درجه سانتی گراد و به مدت یک هفته و rpm١۷٠ در انکوباتور شیکردار انکوبه شد.

    مرحله دوم جداسازی:
    ١میلی لیتراز فلاسک اول به ١٠٠میلی لیترازمحیط جدیداضافه شد.دمای ٣٠ درجه سانتیگراد وبرای مدت ١هفته وrpm ١۷٠ در انکوباتور شیکردار انکوبه شد .

    مرحله سوم جداسازی:
    نمونه فلاسک دوم در محیط کشتmedium salt mineral agar Solid کشت داده شده و در دمای ٣٠ درجه سانتی گراد و به مدت ٤- ٣ روز انکوبه شد.بعد از این مدت باکتری ها در محیط رشد کردند و این باکتری ها را در محیط broth Nutrient & agar Nutrient کشت داده شد(۴۴).
    ٣-٣-شناسایی باکتری:
    بعد از جداسازی باکتری ، از طریق رنگ آمیزی گرم و روش میکروسکوپی باکتری بررسی شد. برای تشخیص گونه باکتری در محیط های کشت افتراقی کشت داده شد.تست IMViC انجام شد و باکتری در محیط های سیمون سیترات ، مک کانکی ، MRVP ، TSI کشت داده شد.

    ٣-۴-سنجش میزان تجزیه فنل توسط باکتری جداسازی شده:
    ml ۱ از محلول رویی محیط کشت که باکتری در آن رشد کرده بود برداشته و Hp آن با 4OS2(4NH) به ۱۰رسید و lμ۱۰۰ از 6(CN)Fe3K اضافه شد و بعد از این lμ۱۰۰ از Pyrine Anti Amino_ 4 اضافه شد و ۱۵ دقیقه در دمای اتاق گذاشته تا به رنگ قرمز در آید و سپس جذب نوری آن در طول موج ۵۰۰ نانومتر با دستگاه اسپکتروفتومتر بررسی شد (۴۵).
    x=( فنل اولیه غلظت-باقیمانده فنل غلظت )/(فنل اولیه غلظت)×١٠٠

    ٣-۵- Cell concentration:
    قبلا یک کاغذ صافی واتمن شماره ١ را برداشته ودر دمای ٨٠ درجه سانتی گراد برای ٢٤ ساعت گذاشته شد ( در داخل فویل آلومینیوم ) و سپس بعد از خشک شدن آن را وزن کردیم. برای اندازه گیری نمونه ها، ارلن ها را تک تک از کاغذ صافی واتمن شماره ١ عبور دادیم و در دمای ٨٠ درجه برای ٢٤ ساعت خشک شد و سپس وزن کاغذ صافی حاوی سلول باکتری را از وزن کاغذ صافی خشک کم کردیم تا وزن خالص بدست آید(۴۶).

    _در هر دو آزمایش طراحی شده Burman-Plackett, methodology surface Respons) RSM(، اندازه گیری غلظت فنل و Cell concentration برای همه ی لوله ها انجام گرفت.

    ٣-۶-روش بهینه سازی و طراحی آزمایش
    این طراحی در ٢ مرحله و با دو روش متفاوت با استفاده از نرم افزار۱۶Minitab انجام شد: الف-طراحی آزمایش ( نرم افزار Burman-Plackett)
    ب- طراحی آزمایش (RSM) methodology facesur Response ٣-۶-۱-طراحی آزمایش ( نرم افزار Burman-Plackett):
    بعد از جداسازی باکتری به منظور انتخاب بهترین منبع کربن بر اساس طراحی Burman-Plackett ، ۱۲ آزمایش طراحی شد (جدول ۳-۴).بدین منظور سوبستراهایی با ٣ منبع کربن و ٢ منبع ازت با بیشترین و کمترین مقادیر تهیه گردیدند.
    منابع کربن شامل آمونیوم سولفات ، منیزیم سولفات و سدیم کلرید است و منبع ازت شامل پپتون، مخمر است . بدین ترتیب بر اساس جدول های شماره ٣-۴و٣-۵ طراحی انجام و غلظت ها انتخاب شد. بدین ترتیب تاثیر متغیرها بر میزان رشد باکتری ها و تجزیه فنل مشخص می گردد.
    طراحی آزمایش Burman-Plackett براساس مدل زیر استوار است:
    معادله ٣-۱- Y=β0+ΣβXi
    در این مدل 0Ү پاسخ ( رشد باکتری و تجزیه فنل که به شکل واحد U بیان می گردد) 0β ثابت مدل، iβ ضریب خطی ،Xi سطح یا مقدار ابتدایی متغیر است.در این مدل امکان بررسی اثرات متقابل فاکتورهای تاثیر گذار بر پاسخ وجود ندارد و صرفا برای غربالگری و ارزیابی فاکتورهای مهم تاثیرگذار بر پاسخ کاربرد دارد. هر آزمایش تکرار شد و میانگین پاسخ ها بعنوان پاسخ نهایی در نظر گرفته شد.با بررسی آنالیز رگرسیون متغیر ها ، فاکتورهای تاثیرگذار (معنادار) (۰۵/۰p) برای تولید طی بهینه سازی بعدی به روش RSM مورد استفاده قرار گرفتند(۴۷).

    براساس برنامه ریزی انجام شده به روش Burman-Plackett به شرح ذیل۱۲مجموعه آزمایشی به منظور بهترین منبع کربن کمکی (فنل) و ازت (آمونیوم سولفات ، سدیم کلرید ، پپتون ، عصاره مخمر) طراحی گردید ( جدول٣-٤و٣-۵).
    جدول۳-۴-طراحی آزمایش Burman-Plackett براساس مقادیر کد شده
    Run
    فنل
    g/l
    آمونیوم سولفات
    g/l
    سدیم کلرید
    g/l
    پپتون
    g/l
    مخمر
    g/l
    منیزیم سولفاتg/l
    ۱
    ۱-
    ۱-
    ۱
    ۱
    ۱-
    ۱
    ۲
    ۱-
    ۱
    ۱
    ۱
    ۱-
    ۱-
    ۳
    ۱
    ۱-
    ۱
    ۱-
    ۱-
    ۱
    ۴
    ۱
    ۱
    ۱
    ۱
    ۱
    ۱
    ۵
    ۱-
    ۱-
    ۱-
    ۱
    ۱
    ۱
    ۶
    ۱
    ۱
    ۱-
    ۱-
    ۱-
    ۱
    ۷
    ۱-
    ۱
    ۱
    ۱-
    ۱
    ۱-
    ۸
    ۱-
    ۱
    ۱-
    ۱-
    ۱
    ۱
    ۹
    ۱
    ۱-
    ۱
    ۱-
    ۱
    ۱-
    ۱۰
    ۱۱-
    ۱-
    ۱
    ۱
    ۱-
    ۱۱
    ۱-
    ۱-
    ۱-
    ۱-
    ۱-
    ۱-
    ۱۲
    ۱
    ۱
    ۱-
    ۱
    ۱-
    ۱-
    Run
    فنل
    g/l
    آمونیوم سولفاتg/l
    سدیم کلرید g/l
    پپتون
    g/l
    مخمر
    g/l
    منیزیم سولفات g/l
    ۱
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۰۰/۱
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۳/۰
    ۲
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۰۰/۱
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۱/۰
    ۳
    ۹/۰
    ۱/۰
    ۰۰/۱
    ۱/۰
    ۱/۰
    ۳/۰
    ۴
    ۹/۰
    ۵/۰
    ۰۰/۱
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۳/۰
    ۵
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۳/۰
    ۶
    ۹/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۱/۰
    ۳/۰
    ۷
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۰۰/۱
    ۱/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۸
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۵/۰
    ۳/۰
    ۹
    ۹/۰
    ۱/۰
    ۰۰/۱
    ۱/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۱۰
    ۹/۰
    ۱/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۱۱
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۱/۰
    ۱/۰
    ۱۲
    ۹/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۵/۰
    ۱/۰
    ۱/۰
    جدول۳- ۵- طرح آزمایش بر اساس مقادیر واقعی
    برای این ١٢ آزمایش طراحی شده ،١٢ارلن انتخاب شد و در داخل هر یک از ١٢ارلن آب مقطر اضافه شد و مقادیر مشخص شده در جدول برای فنل ، آمونیوم سولفات ، سدیم کلرید ، پپتون ، مخمر و منیزیم سولفات به ترتیب اضافه شدو ارلن های محتوی نمونه ها در داخل اتوکلاو در دمای ١٢١درجه سانتی گراد استریل شدند وباکتری ها در کنار شعله درهر یک از این محیط ها ،کشت داده شدندو سپس هرکدام را در دمای ٣٠درجه سانتی گراد به مدت ٢٤ساعت در داخل انکوباتور قرار گرفت.برای هر نمونه شاهدی در نظر گرفته شد.سپس در دستگاه اسپکتروفتومتر جذب نوری نمونه در طول موج ٦٠٠نانومتر خوانده شد.
    ٣-۶-٢-بهینه سازی آماری به روش RSM:
    با این روش می توان اثرات اصلی را بر رشد باکتری و تجزیه فنل ارزیابی نمود.طراحی مرکب از ۴ متغیر مستقل شامل آمونیوم سولفات (۱C)، غلظت فنل (۲C)، Hp (٣C)، دمای انکوباسیون (۴C) تشکیل گردید.برای هر فاکتور نسبت به صفر ، مقادیری تعیین گردید که به آن ها مقادیر کد شده اتلاق می گردد.با استفاده از این ۴ فاکتور و ۵ سطح کد شده، ٣٠ آزمایش طراحی گردید(جدول٣-٨و٣-٧).داده های حاصل از آزمایش در معادله با بررسی اثرات هر فاکتور به تنهایی و اثرات متقابل هر متغیر، پیشگویی گردید.معادله ٣-۲-
    Y=a_0+∑_(i=1)^٣▒〖a_i Ci〗+∑_(i=1)^٣▒〖a_ii Ci〗 ²+∑_(i=1)^۲▒〖∑_(j=i+1)^٣▒〖a_ij Ci〗 Cj〗_

    در این معادله پاسخ پیش بینی شده ( به شکل واحد (U) بیان می گردد)، 0a ثابت مدل ، ia ضریب خطی، iia اثرات مربع (هر متغیر) ، ija اثرات متقابل وiC وjC و… متغیرها هستند. از این معادله برای بهینه سازی مقادیر پارامترهای مستقل تاثیر گذار بر پاسخ استفاده می شود.
    برای تعیین آنالیز رگرسیون چندگانه و ترسیم پلان سطح پاسخ و انجام آنالیز واریانس از نرم افزار Minitab استفاده شد(۴٨).

    ٣-۷-تعیین صحت مدل سطح پاسخ
    بدین منظور پس از تعیین بهترین مقادیر (طی پیشگویی نرم افزار) رشد باکتری و تجزیه فنل به طور تجربی مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج حاصله با نتایج پیشگویی مورد مقایسه قرار گرفت.
    ٣-٨-آنالیز آماری
    نتایج به صورت انحراف معیار mean±SD ارائه شد.احتمال٠۵/٠ p از نظر آماری معنادار تلقی گردید(۴٩).

    جدول ٣-۶- مقادیر کد شده و حقیقی در روش طراحی آزمایش RSM
    فاکتور کد
    واحد
    -2
    -1
    0
    1
    2
    Ammonium sulfate
    )g/l)
    0.05
    0.20
    0.35
    0.50
    0.65
    phenol concentration
    (g/l)
    0.30
    0.50
    0.70
    0.90
    1.10
    pH

    4.50
    5.50
    6.50
    7.50
    8.50
    Temperature degree
    (°c)
    24.00
    30.00
    36.00
    42.00
    48.00

    دما (°c)
    pH
    غلظت فنل
    g/l
    آمونیوم سولفات
    g/l
    شماره

    پایان نامه ها و مقالات

    منبع پایان نامه با موضوع دریای خزر، محیط زیست، آلودگی محیط زیست، فاضلاب های صنعتی

    دی ۸, ۱۳۹۷

    فهرست اشکال
    عنوان صفحه

    شکل ٤-١-باکتری جدا شده در محیط Medium Salt  Mineral و در زیر میکروسکوپ نوری……………………………………………………………………………………………………………………..۴١
    شکل ۴-۲-انطباق مقدار تجربی ومقدار پیش بینی شده در رشد باکتری در nlackettBurmP…………………………………………………………………………۴۶
    شکل۴-٣- انطباق مقدار تجربی و مقدار پیش بینی شده درصد تجزیه فنل در nlackettBurmP…………………………………………………………………………………………………۴۷
    شکل ۴-۴-انطباق مقدار تجربی و مقدار پیش بینی شده در رشد باکتری در RSM…………………………………………………………………………………………………………………..۵٣
    شکل ۴-۵- تاثیر متقابل پارامترهای آمونیوم سولفات و غلظت فنل بر میزان رشد سلولی باکتری…………………………………………………………………………………………………………………..۵۴
    شکل ۴-۶- تاثیر متقابل پارامترهای آمونیوم سولفات وPH بر میزان رشد سلولی باکتری….۵۵
    شکل ۴-۷- تاثیرمتقابل پارامترهای مقدار آمونیوم سولفات و دما بر میزان رشد سلولی باکتری…………………………………………………………………………………………………………………..۵۶
    شکل ۴-٨- تاثیر متقابل پارامترهای غلظت فنل وPH بر میزان رشد سلولی باکتری…………۵۷
    شکل ۴-٩- تاثیر متقابل پارامترهای غلظت فنل و دما بر میزان رشد سلولی باکتری…………۵٨
    شکل ۴-١٠- تاثیر متقابل پارامترهایPH و دما بر میزان رشد سلولی باکتری………………..۵٩ شکل ۴-١١- انطباق مقدار تجربی و مقدار پیش بینی شده در تجزیه فنل در RSM……….۶١
    شکل ۴-١۲- تاثیر متقابل پارامترهای آمونیوم سولفات و غلظت فنل بر میزان تجزیه فنل…۶۲
    شکل ۴-١٣- تاثیر متقابل پارامترهای آمونیوم سولفات وPH بر میزان تجزیه………………….۶٣
    شکل ۴-۱۴- تاثیر متقابل پارامترهای مقدار آمونیوم سولفات و دما بر میزان تجزیه فنل..۶۴
    شکل ٤-۱۵- تاثیر متقابل پارامترهای غلظت فنل وPH بر میزان تجزیه فنل………………….۶۵
    شکل ۴-۱۶- تاثیر متقابل پارامترهای غلظت فنل و دما بر میزان تجزیه فنل……………………۶۶
    شکل ۴-۱۷- تاثیر متقابل پارامترهای PH و دما بر میزان تجزیه فنل…………………………….۶۷

    چکیده:
    ترکیبات فنلی ، فنل و مشتقات فنل ، آلوده کننده های محیطی هستند که در پساب های صنعتی مختلف مانند تبدیلات زغال سنگ ، پالایشگاه نفت ، کارخانه های شیمیایی و پتروشیمی وجود دارند.حضور این ترکیبات خطر جدی برای محیط زیست در پی دارد زیرا این پساب ها وارد رودخانه ها و دریا می شوند و موجب آلودگی آبها می گردند.بهترین و کم هزینه ترین روش تصفیه پساب های آلوده به فنل و ترکیبات فنلی استفاده از روش های تصفیه زیستی است. در این تحقیق، نمونه ها از مناطقی از دریای خزر که آلودگی نفتی دارند جمع آوری شد.هدف از این تحقیق جداسازی و بهینه سازی باکتری های تجزیه کننده فنل بود که مورد بررسی قرار گرفت.بعد از جمع آوری نمونه و انتقال آن به آزمایشگاه، از محیط medium salt mineral برای جداسازی باکتری استفاده شد.از نرم افزار Burman-Plackett و methodology surface Response ) RSM( برای بررسی تاثیر فاکتورهای مختلف بر رشد باکتری و درصد تجزیه فنل استفاده شد. فاکتورهای مورد بررسی در Burman-Plackett ، فنل به عنوان منبع کربن و آمونیوم سولفات، سدیم کلرید، پپتون و عصاره مخمر به عنوان منبع ازت بود.فنل به عنوان بهترین منبع کربن و آمونیوم سولفات به عنوان بهترین منبع ازت در مرحله بهینه سازی با نرم افزار RSM مورد بررسی قرار گرفته است. فاکتورهای مورد بررسی در RSM، آمونیوم سولفات ، غلظت فنل، pH و دمای انکوباسیون بود. نتایج پیش بینی شده توسط نرم افزار با نتایج بدست آمده برای رشد باکتری و درصد تجزیه فنل نزدیک بوده است که نشان می دهد سویه ی جدا شده از دریای خزر توانایی زیادی در تجزیه فنل داراست.
    کلمات کلیدی: فنل،جداسازی باکتری،دریای خزر، Plackett-Burman، RSM

    ۱-۱-مقدمه: مبارزه با آلودگي هاي نفتي از زمان پيدايش اين ماده سياهرنگ اما گرانبها، بخشي از پژوهش هاي علمي را به خود اختصاص داده كه در گذشته به مراتب كمتر و امروزه به طور روز افزون، توجه متخصصان و كارشناسان را به خود جلب كرده است. در ميان راهكارهاي ارايه شده با نتايج هر چه بهتر و سريعتر، استفاده از ميكروارگانيسم ها روشي است كه با عنوان پاكسازي زيستي يا تجزيه زيستي Bioremediation در اكثر كشورهاي پيشرفته مورد استفاده قرار مي گيرد.

    نفت خام، كمپلكس پيچيده اي از مخلوط صدها نوع تركيب مختلف شامل هيدروكربنها، نيتروژن، گوگرد و واناديوم است كه قسمت هيدروكربني شامل تركيبات آروماتيك، آليفاتيك و آسفالتن است. آلودگي هاي نفتي تقريباً يك پيامد اجتناب ناپذير از افزايش سريع جمعيت و مصرف انرژي است كه بر پايه تكنولوژي نفت قرار دارد. طي سالهاي گذشته تمام توجه کارشناسان به آلودگي هاي نفتي اقيانوس ها ناشي از تصادف نفت كش ها معطوف شده بود كه بزرگترين آن در سال١٩۶۷در آبهاي انگلستان رخ داد.  در سالهای اخیر دریای خزر به دليل تردد كشتي هاي نفت كش، حفر چاه هاي متعدد بویژه در سواحل استان گیلان، همچنین تاسیس پالایشگاه نفتی و استخراج نفت د
    ر
    این استان، سالانه حدود١۶٠ هزار تن نفت و مواد نفتي را در خود جاي مي دهد و به عنوان يكي از آلوده ترين درياهاي جهان شناخته مي شود. به طور كلي وقايعي كه به برخي از آنها اشاره شد، سبب شد تا توجه بيشتري به ساخت و ابداع روشهاي مختلف معطوف شود تا بتوان با آلودگي هاي درياها و نواحي ساحلي مقابله كرد. روشهاي متعددي براي حذف آلودگي هاي نفتي در محيط زيست ارايه شده كه مهمترين آنها عبارتند از:
    ۱-جمع آوري دستي آلودگي هاي نفتي از سطح آب
    ۲-محصور كردن آلودگي هاي نفتي به وسيله وسايل فيزيكي
    ۳-استفاده از موادي مانند پر و كاه كه ذرات نفت را جذب مي كند
    ۴-آتش زدن
    ۵-استفاده از حلال هاي دو قطبي
    ۶-پاكسازي زيستي يا تجزيه زيستي و يا Bioremediation
    ۲۵ درصد از نفت رها شده در آب از طريق تبخير از بين مي رود و بقيه به وسيله عمل اكسايش نوري و اكسايش ميكروارگانيزم ها شكسته مي شود. حضور ميكروارگانيزم هاي تجزيه كننده هيدراتهاي كربن در آب دريا و خاكها سبب شده كه تجزيه به عنوان يكي از موثرترين روشهاي حذف آلودگي هاي نفتي معرفي شود. اين عمل در حضور اكسيژن و مواد غذايي به خصوص نيتروژن و فسفر تسريع مي شود. فراورده هاي حاصل از تجزيه زيستي معمولاً CO2 و مواد آلي كوچك مولكول با سميت بسيار كم است. روش هاي متعددي برای تجزیه توسط ميكروارگانيزم ها وجود دارند كه از جمله مهمترين آنها مي توان به bioleaching- bio augmentation -Biostimulation-Bioreactor اشاره كرد. انواع روش هاي فوق در كشورهاي صنعتي نظير آمريكا، ژاپن، آلمان، انگلستان، كره جنوبي و روسيه به طور معمول استفاده مي شود و در ساير كشورهاي در حال پیشرفت در مرحله تحقيقاتي است. ميكروارگانيزم هاي متعددي برای تجزيه هيدروكربنهاي نفتي بکار می روند كه مهمترين آنها عبارتند از: باكتري ها- آنزیمها- اكتينومسيت ها – قارچها اصولاً تجزيه پذيري تركيبات نفتي به صورت زير است: آلكانآلكن= آليكن هيدروكربونهاي آروماتيك هيدروكربنهاي پلي آروماتيك در ميان ميكروارگانيزم هاي فوق آنزيمها از اهميت بيشتر برخوردارند. آنزيم ها قادرند هم تركيبات آليفاتيك و هم تركيبات آروماتيك موجود در نفت را تجزيه كنند. آنزيمهاي مونواكسيژناز و دي اكسيژناز مهمترين آنزيمهای موثر در تجزيه هيدروكربنهاي نفتي بوده و فراورده هاي حاصل از فعاليت اين آنزيمها، الكلها هستند، بنابراين با سنجش ميزان الكل ها مي توان پي به مقدار تجزيه هيدروكربن هاي نفتي برد. فنل از جمله آروماتیک های تک حلقه ای مهم است.این ماده و مشتقات آن در صنایع متعددی چون پالایشگاه های نفت،پتروشیمی،معادن و سموم دفع آفات کاربرد دارد که از طریق دفع غیر بهداشتی پساب این صنایع منجر به آلودگی محیط زیست و به خصوص منابع آبی می شود.

    ۱-۲-فنل و خصوصیات فیزیکی آن:

    فنل با فرمول ArOH (C6H5OH) یک ترکیب حلقوی است که با نام های هیدروکسی بنزن یا اسید کاربولیک (Carbolic Acid)شناخته می شودو به فرم مختلف و در ترکیب با عناصر مختلف وجود دارد (١). فنل ها بلور های سفید سوزنی شکل نیمه شفاف به صورت توده متبلور و جاذب الرطوبه می باشد.فنل به صورت مایع یا جامد دارای نقطه ذوب پایین اما نقطه جوش بالا است زیرا در ساختمان خود پیوندهای هیدروژنی دارد وحتی در مقادیر کم می تواند با آب پیوند هیدروژنی برقرار کند(٩ گرم در هر ١٠٠میلی لیتر آب). فنل دارای وزن مولکولی ١١/٩۴،وزن مخصوص ٠۷۲/١،نقطه ذوب ۴١درجه سانتی گراد،نقطه جوش ١٨۲ درجه سانتی گراد،چگالی بخار ۲۴/٣وضریب شکست در ۴۵درجه سانتی گراد معادل ۵۴/١و فشار بخار معادل ٣۵١٣/٠ میلی متر جیوه در ۲۵درجه سانتی گراد است(۲). ترکیبات فنل آلودگی جدی برای رودخانه ها به شمار می رود.
    ۱-۳-منابع تولید فنل:
    منبع اصلی فنل در محیط طبیعی به دو صورت آنتروپوژنیک وزنوبیوتیک می باشد: منبع آنتروپوژنیک :آتش سوزی جنگل ها ، خروج طبیعی از محیط شهری حاصل از آسفالت ها که به عنوان مواد چسبنده به کار می روند و فساد طبیعی مواد لیگنوسلولزی در این دسته قرار می گیرند. منبع زنوبیوتیک:شامل پسماند های صنعتی حاصل از استخراج سوخت های فسیلی و فرآیندهای سودمند شیمیایی از قبیل صنایع تولید فنل و رزین های فنلی ،صنایع دارویی ، صنایع چوب و کاغذ ، صنایع تولید حشره کش ها و سموم کشاورزی ، صنایع چرم و دباغی ، صنایع رنگ ، صنایع تولید انواع مواد پاک کننده می باشد. فنل را می توان از فاضلاب های صنعتی مختلف مثل پالایشگاه نفت و صنایع پتروشیمی و معدن زغال سنگ و صنایع شیمیایی جدا کرد. مقدار فنل در خروجی های صنعتی نباید بیش از ۵/٠ میلی گرم در لیتر باشد. روش های فیزیکوشیمیایی برای حذف فنل وترکیبات آن استفاده می شود(٣). اما امروزه ترجیحا از تجزیه فنل استفاده می کنند که ابزار جدید حذف آلودگی محیطی است.شماری از میکروارگانیسم های تجزیه کننده فنل از منابع مختلف جدا شده است که شامل مخمر و قارچ وجلبک و باکتری می باشد.
    امروزه نگرانی بسیاری در مورد موضوع وجود سموم شیمیایی همچون فنل در آب وجود دارد که می تواند از این طریق وارد بدن انسان شود ویا به مصرف جانوران آبزی برسد. آب معمولا با فاضلاب کارخانه ها آلوده می شود واین امر موجب کدر شدن آب رودخانه ها می شود.در حدود ٨٠ درصد از بیماری ها در ارتباط با آب است ودر حدود ۵٠ درصد از جمعیت های شهری جهان این مشکل وجود دارد(۴).مطالعات بر روی انسان و جانوران نشان می دهد فنل به طور موثر از طریق استن
    شاق و گوارش جذب می شود. بخار فنل می تواند به آسانی از طریق پوست جذب شود. فنل در فرم محلول به آسانی از پوست عبور می کند و روی کبد و کلیه و ریه اثر می گذارد. فنل سمی است و می تواند موجب کاهش فعالیت آنزیماتیک شود, اختلال در سیستم عصبی ایجاد کند و منجر به غش و اغما شود. این سم در ماهی ها بین ۲۵-۵ میلی گرم در لیتر مرگ آور است. اثر مستقیم فنل یک مانع برای واکنش های بیولوژیک است. ترکیبات فنل آلودگی جدی برای رودخانه ها است و اثر مضر آن مهار کنندگی رشد , کاهش مقاومت در برابر بیماری ها , مرگ آبزیان و افزایش رشد علف های هرز است. اگر آلودگی های فنلی در آب های زیرزمینی وارد شود سبب مشکلات اکولوژیکی جدی می شود. از اینرو حذف فنل از محیط مخصوصا از آب و منابع آب اهمیت حیاتی دارد. از روش های فیزیکو شیمیایی روتین در تخریب فنل استفاده می شود اما این روش ها هزینه بالایی دارد و تولید مواد و حدواسط مضر می کند. به همین دلیل امروزه از تجزیه میکروبی برای حذف آلودگی های فنل استفاده می شود(۵).
    ۱-۴- حلالیت در آب و سایر حلال ها :
    فنل افزوده شده به آب ۲۵ درجه سانتی گراد در غلظت تا ٨ درصد و همچنین از ۷١ تا ٩٨درصد وزن حجمی تولید محلول های حقیقی می کند.فنل در الکل اتیلیک ،کلروفرم،تولوثن ، گلیسرین، روغن زیتون حتی بیش از ۵٠درصد حل می شود. در روغن های معدنی حلالیت آن در ۲۵ درجه سانتی گراد تقریبا ۲/٠ درصد و در اتر دوپترون ۵/۵درصد (در ٣٠ درجه سانتی گراد) و در روغن های حیوانی تا حدود ۴٠ درصداست. مطابق قانون عمومی با افزوده شدن تعداد گروه هیدروکسیل در یک ترکیب میزان حلالیت آن در آب افزایش می یابد.ولی در مورد فنل چند ظرفیتی صدق نمی کند(۶).
    ۱-۵- قدرت اسیدی فنل:
    یک خاصیت اسیدی بعلت وجود اوربیتال ان ، مربوط به حلقه بنزن است.قدرت اسیدی فنل ها بوسیله جانشین های جاذب یا دافع الکترون تغییر می کند.از طرف دیگر وارد شدن گروه های جاذب الکترون ، مانند گروه های نیترو بسته به تعداد آن ها موجب افزایش قدرت اسیدی فنل می شود.
    ۱-۶-رنگ فنل:
    بسیاری از فنل ها بصورت محلول های خیلی رقیق در آب یا الکل بوسیله میکرورفریک ایجاد رنگ های مشخصی می

    پایان نامه ها و مقالات

    منابع پایان نامه درباره قانون مجازات، شرکت مخابرات

    دی ۸, ۱۳۹۷

    تمامي درجه هاي هشتگانه مجازات حبس وجود داردو فقط از لحاظ کميت متفاوت مي باشند. وقتي مي دانيم زندان هاي فعلي در جامعه کنوني داراي معايبي هستند که نقش بازدارندگي را کمرنگ مي کند يا چگونه قانونگذار به اين باور رسيده که اعمال هر يک از مجازات هاي هشتگانه بر مرتکب وي را اصلاح يا از انجام جرم باز مي دارد.
    يا اينکه روزانه ما شاهد جرايم تعزيري بسياري هستيم که در جامعه به وقوع مي پيوندد آيا تمامي مرتکبان آگاه به ميزان جرايم هستند و يادر صورت تسلط کامل بر ميزان مجازات ديگر مرتکب جرم نمي شوند؟ اگر اينگونه بود ما در شرايط کنوني شاهد جرم نبوديم يا جرايم تعزيري کمتري اتفاق مي افتد.
    بارزترين جرمي که در حال حاضر در جامعه ما به وقوع مي پيوندد، سرقت مستوجب تعزير مي باشد، که مرتکبان بسياري روزانه روانه زندان مي شوند و پس از آزادي مرتکب جرم مي شوند. چگونه مي توانيم بگوييم که اين دسته مجازات ها به سوي اصلاح پذيري و بازدارندگي، گام برمي دارند. مجازات ها بدون در نظر گرفتن شخصيت مرتکب وضع و تعيين مي گردند و مجازات ها بيشتر بر پايه اصل قانوني بودن بنا گرديده اند تا فردي کردن، هم چنان شاهد افزايش جرايم در جامعه خواهيم بود.
    و مي توان گفت هدف قانونگذار از درجه بندي تعزيرها فقط اعمال مجازات و سزادهي مرتکبان و به ضم خود اجراي عدالت است. قانونگذار با اين روش تنها به قضات اختيار داده که براساس درجه هاي هشتگانه، مجازات را تعيين نمايد و قاضي تنها اختيار دارد از ميان حداقل و حداکثر، مجازات را مشخص و حکم را صادر نمايد.
    مي توان گفت خلاف آن چيزي است که مدنظر اسلام مي باشد. آنچه مجازات در اسلام بر آن مبتني است، عبارت است از اصلاح و تربيت بزهکار و رحمت و احسان به او و جامعه، از اين رو اسلام شأن و شخصيت مرتکب را نيز جز در مواردي، مورد توجه قرار مي دهد.104

    مبحث سوم : اقسام خصوصيات تعزير و مصاديق آن در قانون مجازات جديد
    1-اقسام تعزير
    تعزيرها را مي توان به چند دسته تقسيم نمود که مهمترين آن بدين قرار است:
    1-1تعزير مقدر و غير مقدر
    1-1-1 تعزير مقدر
    تعزيرهاي مقدر که مي توان از آن به عنوان تعزيرهاي منصوص شرعي (يا معين شرعي) نام برد عبارت است از تعزيرهايي که در شرع مقدس اسلام براي يک عمل معين، نوع و مقدار و کيفيت، مشخص شده است. واژه مقدر به معناي “تقدير شده در لغت” ناظر بر تعيين قدر و اندازه در کميات است.105
    تعزيرهاي مقدر نيز به دو دسته تقسيم مي شود: دسته اول، تعزيرهايي که مقدار آن معين و مشخص است، مانند تعزير کسي که در ماه رمضان يادر حال حيض با عيال خود همبستر شود و دسته دوم، تعزيرهايي است که مقدار آن دقيق معين نيست بلکه فقط محدوده اي به عنوان حداقل و حداکثر آن تعيين شده است.106
    2-1-1تعزير غيرمقدر
    بارزترين مشخصه تعزير اين است که در وهله اول مقدار آن در شرع به طور مشخص تعيين نشده و واگذار به حاکم يا والي يا امام يا قاضي (برحسب تعبيرهاي مختلفي که در روايات آمده) شده است و در وهله دوم مقدار آن بايد کمتر از حد باشد؛ يعني مجازات تعزيري در کل مجازاتي سبکتر از کيفر حد است.107 برخي، اعمال طيف گسترده اي از واکنش ها از وعظ توبيخ و تهديد و درجات تعزير را شامل منطقه حکومت قاضي قلمداد نموده اند. البته با وجود رگه هايي از اين انديشه در موادي مانند 127 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392 هنوز هم مشهود است ولي قانون مجازات ما با مقيد بودن به اصل قانوني بودن مجازات ها، نظام تعزيرات مدون و معين و قطعي را مقرر نموده و قاضي را ملزم به تبعيت از آن کرده است و حوزه هاي اقتدار قاضي را هم اعم از تخفيف، تبديل، تعليق و… يا جمع مجازات ها مشخص نموده است.108
    با توجه به تفکيک جرايم مقدر و غيرمقدر قابل ذکر مي باشد که بگويم: بين حاکم و شارع مرزي بايد قايل شد و بگوييم منظور هر دو قوه مقننه نمي باشد. زيرا که منظور حاکم، قضات محاکم رسيدگي کننده و شارع، قوه مقننه قلمداد مي گردد.
    براساس تعاريف ذکر شده مي توان گفت مجازات هاي تعزيري در قانون مجازات اسلامي مقدر محسوب مي شوند که قاضي براساس حداقل ها و حداکثرهاي تعيين شده مجازات را تعيين مي نمايد و قانون ما هيچ توجهي به بارزترين خصيصه تعزير ننموده است.
    2-1 تعزير شرعي و حکومتي
    1-2-1تعزير شرعي
    تعزير شرعي عبارت است از عقوبت بر انجام جرايمي که عنوان اولي و ذاتي آن معصيت و حرمت است و شارع در اغلب موارد اندازه عقوبت آن را تعيين نکرده و به حاکم واگذار کرده است تا طبق مصلحت عمل نمايد. مانند دشنام دادن، توهين به ديگران، دروغگويي، شهادت باطل و…109 در صورتي که اينگونه تعزير بايد غيرمقدر قلمداد گردند ولي در قانون مجازات اسلامي مصوب 92، برخلاف معناي تعزير، آن را به صورت مقدر اعلام و حاکم تنها اختيار به اعمال حداقل و يا حداکثر را دارا مي باشد.
    2-2-1 تعزير حکومتي
    مقصود از تعزير حکومتي عقوبت هايي است که حکومت (منظور از حکومت قوه مجريه نيست و وضع مجازات بايد به وسيله قوه مقننه باشد که صلاحيت وضع مجازات را دارد110) به منظور حفظ نظم و مراعات مصالح اجتماعي در قبال تخلف از مقررات حکومتي تعيين مي کند. حکومت اسلامي حق دارد براي حفظ مصالح عمومي و ايجاد زمينه قسط و عدل و جلوگيري از فساد، اموري را که عنوان اولي آنها درست نيست منع يا محدود کند و اجراي آن را با شرايطي در اختيار افراد خاصي قرار دهد. مانند قوانيني گمرکي، ضوابط مسافرت به کشورها، قوانين راهنمايي و رانندگي و… به طور کلي عقوبت هايي که براي تخلف از مقررات به وس
    ي
    له حاکم اسلامي وضع مي گردد، تعزير حکومتي شمرده مي شود.111
    دکتر حميد محمدي در مجله حقوقي عدالت آراي تعزيرات را به اعتبار جرايم در دو قسمت جاي داده بدين گونه تعريف نموده است:112 “تعزير شرعي، آن مجازات جرايمي بوده که شارع در يد حاکم قرار داده است، مانند سرقت هاي فاقد شروط اجراي حد، و تعزير حکومتي، آن مجازات جرايمي است که تخلف از مقررات و نظام هاي حکومتي محسوب مي شود. مانند تخلف از قوانين رانندگي، شهرسازي و محيط زيست. اين جرايم از زمان هاي گذشته وجود نداشته و برحسب مقتضيات زماني و مکاني به موجب قوانين حکومتي پديد آمده است.”
    از مجموع نظريه ها اداره کل حقوقي قوه قضاييه در سال هاي 75، 78 و 79 برمي آيد که مرجع مزبور به تفکيک مجازات بازدارنده از تعزير نظر دارد. گرچه در برخي نظرها آمده که رابطه بين اين دو عموم و خصوص مطلق است. هر تعزيري مجازات بازدارنده است ولي مجازات بازدارنده شامل تعزير نيست.113 در صورتي که قانون جديد با توجه به ملاک مفسده انگيز تعزير که در مباحث جلو به آن اشاره خواهيم نمود، اين دو را با هم ادغام نموده است. براساس جايگاه تعزير که مي گويد مجازاتي که شارع در اختيار حاکم قرار داده است، پس بايد بين شارع و حاکم تفکيک قايل شويم و منظور شارع را قوه مقننه و حاکم را قاضي محاکم قلمداد نماييم و اين اختيار را به قضات داده، هنگامي که قرار بر اجراي تعزير در مکان ها و شهرهاي مختلف باشد، قاضي براساس تفاوت آن شهر، و شخصيت مرتکب و وضع روحي و جسمي او و ساير مقتضيات، مجازات را تعيين و جرم ارتکابي رامورد ارزيابي قرار مي دهد. زيرا حاکم پس از بررسي تمامي مصاديق بالا، به خصوص شخصيت مرتکب مي تواند تشخيص دهد کدام يک از مجازات ها مناسب است.
    در صورتي که تعزير حکومتي نوع و ميزان آن مشخص است و براي تمامي افراديکسان مي باشد که ضمانت اجراهايي از قبيل حبس، جزاي نقدي و تعطيل کردن محل کسب و… را دربرمي گيرد. که وضع مجازات هاي مذکور به عهده قوه مقننه است. قابل ذکر است شناسايي شخصيت در تعزير حکومتي لازم و موثر نمي باشد. با وجود اينکه هدف از تعزير تنبيه و اصلاح و تربيت مرتکباني مي باشد همان گونه که در معناي لغوي تعزير مشاهده مي کنيم. تلفيق اين دو دسته از تعزيرات به نظر اينجانب داراي اشکال مي باشد زيرا که شناسايي شخصيت در جرايم تعزير شرعي، از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است. در راستاي اصلاح مرتکبان، در صورتي که در تعزير حکومتي، شخصيت چندان داراي اهميت نمي باشد و مجازات ها را قوه مقننه تصويب مي کند.
    در پايان اين مبحث به اين نتيجه مي رسيم که هر دو تعزير شرعي و حکومتي تاديب و عقوبت را به همراه دارند و مجازات هر دو از سوي حاکم تعيين مي شود. که منظور حاکم همان گونه که بدان پرداختيم قاضي و حاکم شرع است که اين بارزترين تفاوت محسوب مي شود که در عمل وجود ندارد و تمامي مجازات ها از سوي قانونگذار تعيين مي شود. در صورتي که در تعزير شرعي، شرعيت آن راحرام دانسته و هميشه حرام است و نمي توان آن را مباح دانست در حالي که تعزير حکومتي ممکن است در آينده برحسب اقتضاي مباح اعلام گردد. بنابراين ترکيب اين دو در يک تعريف به نظر وي مناسب نيست.
    3-1 تعزير در حق الله و حق الناس
    تعزير يا به سبب حق الله است يا به دليل حق الناس، يعني جرمي که مرتکب به واسطه آن تعزير مي شود، گاهي فقط متعلق به حق خداست و مردم در آن حقي ندارند، مثل ترک نماز و… گاهي متعلق به حق الناس است. مانند امانت به افراد.114
    مي توان تعزير در حق الله را، تحت عنوان تعزير مقدر نام برد، که مقدار، نوع، و کيفيت آن از پيش معين شده است و مختص اطاعت از اوامر خداست. و بارزترين ويژگي تعزير که شناسايي شخصيت مرتکب مي باشد، در اين نوع تعزير جايگاهي ندارد. هرچند به نظر اينجانب هنگامي که بر مجازات ها عنوان تعزير را تلقي مي نماييم بايد شخصيت در معناي خاص کلمه مورد توجه قرار گيرد. در غير اين صورت بهتر است اين دسته از جرايم رادر ذيل مجازات هاي حدود قرار دهيم نه در مبحث تعزيرها.
    در تعزير حق الناس هم بدين گونه مي باشد و مجازات ها براساس قوانين وضع شده و باتاکيد بر اصل قانوني بودن براي مرتکبان تعيين و اعمال مي گردند و قاضي مختار است تنها ميان حداقل وحداکثرها مجازات را مشخص نمايد. که اين خلاف معناي تعزير مي باشد و بايد گفت در تعزير حق الناس، همانند تعزير حق الله، شناسايي شخصيت، جايگاهي ندارد و مجازات ها براساس تناسب شخصيت مرتکب تعيين نمي گردند.
    در نهايت به اين نتيجه مي رسيم که در هيچ يک از تقسيم بندي تعزيرها به شخصيت مرتکب توجه نشده و تمامي اقسام تعزيرها به صورت معين و مقدر تعيين شده اند. و تمامي مباحث فردي کردن مجازات ها بارعايت مقررات قانوني و تنها براساس تقسيم بندي مجازات ها انجام مي پذيرد.
    2-خصوصيات تعزير
    يکي از مباحثي که بايد به آن پرداخت ويژگي هاي تعزير مي باشد که آن را متمايز از حدود کرده است. که به شرح ذيل مشخصات تعزير اعلام مي گردد:
    تعزيرات کيفرهاي نامعين قلمداد مي گردند، مجازات هايي که نوع و مقدار آن در شرع تعيين نشده و تعيين آن به نظر حاکم واگذار گرديده است. مقصود از حاکم نيز قاضي مجتهد عادل جامع الشرايط است. وقتي گفته مي شود نوع و مقدار تعزير در شرع تعيين نشده و به نظر حاکم واگذار گرديده، لازمه آن اين است که نه تنها ميزان کيفر در اختيار حاکم باشد بلکه اصل جرم انگاري نيز در اختيار حاکم قرار گيرد.115
    مي توان گفت ملاک اصلي تعزير کمتر بودن آن نسبت به حد مي باشد و ميزان تعزيرات بستگي به
    مقدار و چگونگي جرم دارد و حاکم آن را تعيين مي نمايد. در حدود کافي است که آن جرم صورت پذيرد به هر شکلي که باشد بنابراين تفاوتي بين کسي که آلوده به يک جرعه شراب شده و شخصي که يک بطري خورده نمي باشد.116
    و بايد اعلام داشت در جرايم تعزيري، شخصيت مجرم، وضع روحي و جسمي و زمان و مکان از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است و با توجه به ساقط و حاکم حق عفو را دارا مي باشد برخلاف حدود که اين موارد جايگاهي ندارد وقضات فاقد چنين اختياراتي مي باشند و ديگر ويژگي که متمايزکننده تعزيرات از حدود مي باشند اين است که اميد به اصلاح و تاديب مجرم شرط است در صورتي که اجراي حد دفاع از مصالح بنيادين جامعه مي باشد.117
    در تعزيرات فرقي بين بردگان و انسان هاي آزاد نيست.118 يعني در جرايم تعزيري براي تمامي افراد با عقايد، مذاهب مختلف، مجازات يکساني در نظر گرفته مي شود. در صورتي که براساس مشاهده هاي عيني خلاف اين موضوع به چشم مي خورد، محاکم قضايي و دستگاه هاي مربوطه، توجه بسياري به مذاهب مي شود و شايد بتوان گفت در زمان هايي شديدترين نوع مجازات تعزيري را براساس اعتقادات خود اعمال مي دارند که خلاف ويژگي تعزيرات است.
    و ديگر اينکه تعزير گاه حق الله است؛ همانند دروغگويي، و گاه حق الناس است مثل توهين به يک انسان، و گاه هر دو جنبه را دارد؛ همانند توهين به اموات صالح و پرهيزکار (مثل توهين به عالم وارسته اي که از دنيا رفته).119
    به تعبير دکتر احمد حاجي ده آبادي: “آنچه باعث اختلاف در تعريف تعزير شده آن است که از يکسو فقها مجازات ها را منحصر در چهار قسم: حدود، قصاص، ديات و تعزيرات مي دانند و براي مجازات ها قسم پنجم و ششم قائل نيستند و از سوي ديگر هر مجازاتي که جزء حدود، قصاص و ديات به شمار نرود، همچون کفّارات مالي، از تعزيرات شمرده مي شود”.120
    3-مصاديق تعزير
    در ماده 16 قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1370 وقتي مي گويد: … از قبيل حبس و جزاي نقدي و شلاق)121، يعني مجازات هاي ديگري به تشخيص قاضي نيز قابل اعمال است. در حالي که در ماد 19 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392، مجازات هاي تعزيري را به 8 درجه تقسيم نموده122 (…که شامل حبس، جزاي نقدي، شلاق، مصادره کل اموال، انحلال شخص حقوقي، انفصال دائم از خدمات دولتي وعمومي، محروميت از حقوق اجتماعي، ممنوعيت دائم از چند فعاليت شغلي يا اجتماعي براي اشخاص حقوقي، ممنوعيت دائم از دعوت عمومي براي افزايش سرمايه براي اشخاص حقوقي، انتشار حکم قطعي در رسانه ها، ممنوعيت از يک يا چند فعاليت شغلي يا اجتماعي، ممنوعيت از اصدار برخي از اسناد تجاري توسط اشخاص حقوقي، ممنوعيت از دعوت عمومي براي افزايش سرمايه براي اشخاص حقوقي مي باشد). آيا گمان نمي رود که مجازات هاي بسياري ديگري مهم وجود دارد که بتوان در اين قسمت گنجاند؟ آيا مي شود اين مجازات ها را براي تمامي اقشار جامعه به کار برد و نتيجه خوبي را بدست آورد؟ به عنوان مثال فردي که چند متر کابل شرکت مخابرات را سرقت مي نمايد چه مجازاتي براي آن در نظر گرفته مي شود؟
    جالب اينجاست که بيان کنم براي اين افراد، جز حبس، شلاق و يا جزاي نقدي هيچ مجازات ديگري در نظر گرفته نمي شود.
    به جرات مي توان گفت در هنگام رسيدگي به شخصيت اين افراد توجه نمي گردد. افرادي که از سر بيکاري و فقر به چنين سرقت هايي دست مي زنند حبس او چه تاثيري بر او مي گذارد؟ آيا همين فرد توانايي پرداخت جزاي نقدي را

    پایان نامه ها و مقالات

    منابع پایان نامه درباره قانون مجازات، مذاهب خمسه، احساس عدالت، ارتکاب جرم

    دی ۸, ۱۳۹۷

    اسلامي مصوب 1392 که تعزيرات و بازدارنده را با هم ادغام نموده به هيچ يک از اهداف اين دو نخواهيم رسيد. نه جلوگيري مي نماييم از عمل حرام که هدف تعزيرات مي باشد و نه رعايت مصلحت اجتماع که هدف مجازات بازدارنده است. چه بسيار افراد بي گناهي که به دليل نقص قوانين زندگيشان به جاده اي خموش و تاريک راه مي يابد. در صورتي که دکتر احمد حاجي ده آبادي در مصاحبه اي در مور 13/3/92 که در روزنامه اعتماد انجام داده اند در اين خصوص اعلام داشتند که ادغام تعزيرات و مجازات بازدارنده در قانون مجازات اسلامي کاري مثبت است زيرا وقتي اين دو مجازات در آثار با هم برابرند دليلي براي تفکيک آنها وجود ندارد. البته وي معتقد نيستند که در همه احکام و آثار با هم برابرند کمااينکه گفته شد تفاوت هم وجود دارد. اما در جاهايي که اينها احکام مخصوص به خود را دارند، نيازمند قانونگذاري ويژه خود است.92
    در مباحث جلوتر به اين موضوع مي پردازم که چرا وي به عنوان محقق مخالف ادغام اين دو مجازات با هم مي باشم.
    چگونه مي توانيم با معايبي که در روح قوانين دميده شده مرتکبان جامعه را اصلاح و تعداد بزهکاران و قانون شکنان را کاهش دهيم. هنگامي که خود با يک حکم از پيش تعيين شده و به ظاهر صحيح بدون شناخت شخصيت فرد، خاکسترهاي ديگري را تبديل به آتش مي کنيم که نه تنها فرد بلکه جامعه را به آتش بزه مي کشاند. پس وقتي نوع، مقدار، اجرا و کيفيت، تعليق، تخفيف و… هم به موجب قانون مي باشند، انسان را به تامل وا مي دارد. و به صراحت مي توان گفت قوانين فقط در راستاي مجرم نمودن فرد بدون توجه به اصل برائت وضع شده وقضات محاکم با تکيه کامل به قانون بدون هيچگونه اختيار و شناختي حکم صادر مي نمايند.
    در قوانين مجازات اسلامي مصوب سال 1370 مي توان گفت دست قاضي را براي شناخت شخصيت مرتکب باز گذاشته زيرا ميزان مجازات را به طور دقيق بيان نکرده و اعلام داشته از قبيل حبس، جزاي نقدي و شلاق. در صورتي که در قانون مصوب 1392، نوع، مقدار، کيفيت اجرا و مقررات مربوط به تخفيف، تعليق، سقوط و ساير احکام تعزير به موجب قانون براساس درجه بندي هشتگانه تعيين مي شود و در نهايت هنگام صدور حکم که با رعايت مقررات قانوني انجام مي پذيرد به انگيزه مرتکب، وضعيت ذهني، رواني وي، سوابق فردي، خانوادگي و اجتماعي مرتکب و تاثير تعزير بر وي توجه مي گردد.
    هنگامي که در تعزير مي گوييم شخصيت مرتکب داراي اهميت مي باشد در وهله اول بايد دست حاکم را براي شناخت مرتکب و مجازات او باز بگذاريم. نه اينکه مجازات ها از پيش تعيين شده و قاضي براساس اين مجازات ها و رعايت ضوابط قانون شخصيت مرتکب را شناسايي نمايد. پس به طور خلاصه در تعريف تعزير مي توان گفت، فقط قانون معيار تعيين مجازات شناخته شده و بنابراين تعيين مجازات به نظر حاکم و قاضي واگذار شده است. بنابراين اختيارات قاضي در تعيين مجازات تعزيري کمتر شده و قانون تکليف را مشخص نمودهاست.
    2-ملاک و مبناي اعمال تعزير
    در نظام جزايي اسلام اجرا و اعمال هر يک از مجازات هاي شرعي بر مبنا و ملاک خاصي استوار است که با ارتکاب آن، مجازات مقدر درخصوص مرتکب يا مرتکبان اجرا مي شود. در مباحث زير مبنا و ملاک تعزير را مورد بررسي قرار مي دهيم.
    1-2 ارتکاب معصيت
    با تفحص در نظريه هاي فقهاي مذاهب خمسه اين چنين به دست مي آيدکه از نظر ايشان ملاک و مبنا يا به عبارت ديگر موجب اعمال مجازات تعزيري ارتکاب معصيتي است که براي آن حد و کفاره مقدر نشده باشد. فقط يک فرق کوچک در اين نظريه بين علماي اماميه و اهل سنت وجود دارد و اين است که فقهاي اماميه کفاره را جز تعزير مي دانند و تعزير را فقط در معصيتي که حد بر آن مشخص نشده واجب مي دانند بدون ذکر قيد کفاره ولي فقهاي عامه علاوه بر قيد حد، قيد کفاره را نيز اضافه مي کنند و کفاره را جز تعزيرها نمي دانند.93
    2-2 ارتکاب رفتار مفسده آميز
    دومين ملاک تعزير، ارتکاب رفتار مفسده آميز و خلاف نظام هاي حکومتي و اجتماعي است. شيخ بهايي در کتاب جامع عباسي مي فرمايد: تعزير تابع مفسده است هرچند آن عمل معصيت نباشد. ممکن است گفته شود مجازاتي که درخصوص حفظ مصالح عموم اعمال مي شود، عنوان حد و تعزير ندارد زيرا حد و تعزير عقوبت هايي هستند که نص شرعي درخصوص آنها وجود دارد. در مورد مرتکبان معاصي اجرا مي شود و مجازات هاي حکومتي خارج از حد و تعزير است. اما قول محکم تر آن است که قايل شويم اين مجازات ها نيز از باب تعزير است. زيرا تعزير تاديب و تنبيه و مجازاتي است که در مورد هر آنچه سزاوار نيست ارتکاب يابد به اجرا گذاشته مي شود. خواهان تخلف و سرپيچي از اوامر شرعي باشد يااز اوامر حکومت. و مشروعيت اين نوع تعزير براساس مشروعيت حکم حکومتي است که براساس حفظ مصالح صادر مي شود و نيازي نيست براي اثبات مشروعيت آن دليل ديگري اقامه شود و هر کس اندک تاملي در اين امر کند، به مشروعيت آن وقوف مي يابد زيرا واضح است که قايل شدن به مشروعيت اين اصل بدون لحاظ ولايت براي حکومت معنا ندارد و از مصاديق اين ولايت حفظ نظام عادل و حفظ مصالح عمومي است.94
    از بيان مطالب مذکور به خوبي مشخص مي گردد که در مذاهب خمسه مبنا و ملاک اعمال تعزيرها دو چيز است: 1- ارتکاب معصيت؛ 2- ارتکاب رفتار مفسده آميز و خلاف نظامات حکومتي و اجتماعي.
    3-فلسفه تعزير
    از آنجا که احکام الهي در انسان ها گاه تاثيرگذار نيست، مگر آنها که عنايات پروردگار شامل حالشان شود، و فطرتي پاک و سالم داشته باشند، بدين جهت نياز به تشويق و تخويف، يا تبشير و انذا
    ر
    دارد تا انگيزه مردم را براي عمل به آن تقويت نموده، آنها را به عمل به آن فراخواند. و با توجه به اين که تشويق و مجازات هاي دنيوي براي کساني که از قانون تجاوز کنند، و آن را ناديده بگيرند، باقي نمي ماند، و اين، همان چيزي است که در اصطلاح حقوقدان ها “ضمانت اجرا” ناميده شده است.95
    توضيح اينکه: وضع و جعل قوانين و مقررات يک مرحله است، و اجراي آن در بين مردم مطلب ديگري است. آنچه که ضامن اجراي قوانين در بين گروهي از مردم است، همان مجازات ها و عقوبت هاي پيش بيني شده براي متخلفان مي باشد. حقوقدان ها، ضمانت اجرايي را از شرايط اصلي و از ارکان قانون مي شمرند، به گونه اي که قانون بدون پشتوانه ضمانت اجرا را نوعي نصيحت و حکم اخلاقي مي دانند. البته در قوانين بشري، ضمانت اجرا منحصر به کيفرهاي دنيوي است، در حالي که گستره آن در اديان الهي و مکاتب آسماني، بسيار وسيع مي باشد، چرا که ايمان به غيب، اعتقاد به دادگاه قيامت و نيروي بازدارنده قوي تقوي، و پاداش ها و مجازات هاي جهان آخرت، مانند آن، از اهرم هاي قوي و مستحکم اجراي قوانين ديني محسوب مي شود. بدين جهت در قشرهاي مذهبي که ايمان به احکام الهي و اسلامي دارند، کمتر شاهد غصب حقوق مردم، و تعدي و تجاوز به حريم ديگران هستيم، هرچند مجازاتي در کار نباشد، ولي با اين حال، شارع اسلام از ضمانت اجرايي دنيوي نيز غفلت نکرده و حدود و تعزيرات را به همين هدف، در کنار ضمانت اجرايي معنوي قرار داده است، و لذا در روايات متعدد مي خوانيم:
    “ان الله قد جعل لکل شيء حداً و جعل علي من تجاوز ذلک الحدّ حدّا”؛ خداوند متعال براي هر چيزي قانوني تعيين نموده، و براي هر کسي که از قانون تجاوز کند، مجازاتي در نظر گرفته است.
    بنابراين، اگر براي کساني که حرمت قوانين را نگه نمي دارند، و آلوده گناه مي شوند، مجازاتي وجود نداشته باشد، قوانين پشتوانه اجرايي نخواهد داشت، خلاصه اينکه فلسفه حدود و تعزيرات همان ضمانت اجرايي احکام الهي است، و از اين مطلب، بطلان عقيده کساني که معتقدند حدود و تعزيرات در عصر غيبت امام عصر (عج) بايد تعطيل شود، روشن مي گردد، چرا که لازمه اين سخن بروز هرج و مرج و مفاسد گوناگون در جامعه اسلامي است؛ چيزي که به طور قطع خداوند متعال راضي به به نخواهد بود.96
    4-اهداف تعزير
    در نظام جزايي زماني که صحبت از اجراي نوع خاصي از مجازات به ميان مي آيد، بدون شک اهداف و خواسته هاي عمل موردنظر مي باشد. اين اهداف در عصر و زماني دچار تغييرات و دگرگوني شده، چنانچه زماني مجازات ها جنبه اخلاقي و زماني جنبه ارعابي و گاهي نيز هدف مجازات اصلاح و تربيت مرتکب بوده است. به طور کلي اهداف مجازات از نظر قرآن مجيد، اصلاح مرتکبين، ارعاب ديگران، جلوگيري و پيشگيري از ارتکاب جرم مي باشد.97
    از نظر حقوقي اهداف مجازات ها را مي توان در يک هدف عيني يعني اصلاح و تربيت بزهکار و در نهايت پيشگيري از جرم به شکل خاص نسبت به مرتکبان وشرکا يا معاونان آنها و به شکل عام نسبت به جامعه و يک هدف ذهني يعني اجراي عدالت خلاصه کرد:98
    1-4 هدف عيني مجازات (اصلاح و تربيت)
    اعمال مجازات ها در کليه جوامع فعلي، از سويي براي اصلاح و تربيت مرتکب و از سوي ديگر اصلاح جامعه مي باشد. زيرا کوشش بر اين است که مرتکب با تحمل کيفر، تاديب و اصلاح شود و باز اجتماعي شدن او تسهيل گردد. امروزه اکثر مجازات ها را زندان و جريمه تشکيل مي دهد مي توان گفت مجازات به تربيت و اصلاح مرتکب کمک مي کند. هرچند زندان را مرکز اصلاح و بازاجتماعي شدن مجرم تلقي مي کند ولي در عمل هنوز نمي توان چنين توقعي را از زندان ها داشت همچنين وقتي جامعه مواجه با مجازات مرتکبان مي گردد وبه ارزيابي اعمال آنها مي پردازد، اين مساله خود در اصلاح جامعه و شناخت کاستي هاي آن تاثير مي گذارد و به علاوه به “پيشگيري از جرم” نسبت به مرتکب به شکل خاص و جامعه به شکل عام مي انجامد. اين ديدگاه، مجازات را لااقل از جهت نظري فاقد جنبه انتقامي مي شناسد و به فايده اجتماعي آن توجه دارد بي آنکه خصوصيات مجازات ها راناديده انگارد.99
    2-4 هدف ذهني مجازات (اجراي عدالت)
    عدالت و اخلاق، از قديمي ترين و رايج ترين اصول تاثيرگذار بر اعمال مجازات در جوامع بشري است. کارکرد اخلاقي مجازات، مبتني بر اصل “جبران خطا” است. يعني هر کس خطايي مرتکب مي شود يا زياني بر جامعه وارد مي آورد بايد آن را جبران کند. وقوع جرم موجب ورود خسارت به جامعه مي شود و جامعه در قبال خسارتي که متحمل شده، از يک سو با تحميل درد و رنج و خسارت وارده به دنبال برقراري نوعي تعادل اجتماعي است.100
    احساس عدالت در بشر وجود دارد و بنا بر آن بشر خواهان استقرار عدالت در جامعه است. به نظر حقوقدانان، اين احساس عدالت جانشين احساس انتقامي شده است که پايه مجازات بود. اگر کسي اعدام مي شود، حبس مي گردد و يا غرامت مي پردازد، آيا اين بدان معني نيست که جامعه مي گويد: “عدالت اجرا شده است”. مجازات نيز به عنوان ضمانت اجراي مشخص قانوني ظاهر مي شود. اين ضمانت اجراها ممکن است آزادي شخص مرتکب را مورد آسيب قرار دهد (مثل حبس)، نسبت به اموال او اعمال گردد (مانند مجازات توقيف يا مصادره اموال) و يا آبرو و حيثيت او را هدف گيري نمايد (مانند مجازات بايکوت کردن و خلع از عناوين و يا برخي از محروميت هاي اجتماعي). لذا کيفر از نظر اخلاقي حاکي از احساس نياز جامعه به اجراي عدالت است. جامعه با مقررات گاه شديد خود، احساس بي عدالتي را در افراد مي پروراند، در حالي که براي قانونگذار وجود چنين مقررات و قوانيني جه
    ت نظم اجتماعي وروابط ميان افراد ضرورت فراوان دارد و عادلانه ومنصفانه جلوه مي کند. سارقي که مالي را مي دزدد عدم توانايي خود رابراي ادامه زندگي يا پيدا نکردن کار و يا مسايل ديگر عنوان مي کند و از نظر او برداشتن از مال ديگران در چنين شرايطي عين عدالت است و مجازات نهايت بي عدالتي، اما براي جامعه اين اعتقاد صحيح نيست وبردن مال ديگري بي عدالتي است. بحث مواج عدالت موجب آن مي شود تا بسياري از حقوقدانان چندان اعتنايي بدان نداشته باشند و خود را درگير جزر و مد آن نکنند اما نمي توان به راستي ذهن را از مفهوم عدالت خالي کرد و قناعت به اهداف عيني مجازات نمود. در نهايت نبايد فراموش کرد که حقوق جزا بيشتر با هدف عيني سروکار دارد و گاه ويژگي جبران ضرر وزيان ناشي از جرم را نيز به عنوان هدف قبول مي کند.101
    وقتي مي گوييم مجازات به معناي عقوبتي است که در قانون براي ارتکاب جرم پيش بيني شده است. يا به عبارتي ديگر مجازات، پاداش فعل يا ترک فعل مجرمانه و ضمانت اجراي جلوگيري از نقض قوانين است. يکي از انواع مجازات ها، مجازات محدودکننده آزادي است. آزادي به تعبير اصل چهار اعلاميه حقوق بشر، عبارت است از “قدرت انجام هرگونه عملي که به حقوق ديگري لطمه وارد نياورد”. آزادي موهبتي است که به موجب آن انسان مي تواند به هر کجا که مي خواهد رفت و آمد کند، به هر شغلي که مايل است بپردازد، محل سکونت يا اقامتش را برگزيند، خانواده تشکيل دهد و يا با هر کس که بخواهد مراوده و معاشرت داشته باشد. قانونگذار با پيش بيني هر مجازاتي، در قانون در پي دستيابي به اهداف و مقاصد خاصي است. اهداف و مقاصد با توجه به ادوار زماني مختلف يامکان به کارگيري آن متفاوت بوده، ولي با مقايسه اجمالي اين کيفرها در زمان و مکان هاي گوناگون، مي توان اهداف و کارکردهاي مشترکي را يافت که همه آنها به نحوي مدنظر قانونگذاران بوده و با اعمال مجازات، خواهان نيل به اهداف ذکر شده بوده اند. همچنين همه مجازات ها، داراي ويژگي هاي يکسان و مشترکي هستند.102
    اهداف مجازات ها در “کتاب هاي مختلفي توسط محققين103” مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. که مي توان به طور خلاصه گفت تمامي مجازات ها، با اهداف ارعاب (بازدارندگي)، سزادهي، اصلاح (بازپروري)، سلب توان بزهکاري اعمال مي شوند.
    با وجود اينکه مي دانيم اهداف اعمال مجازات ها مواردمذکور مي باشند آيا در رويه قضايي هم اين اهداف مورد توجه قرار مي گيرند. يا بهتر است بگوييم مجازات هاي تعزيري ذکر شده در ماده 18 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392، با رويکرد اصلاح پذيري يا بازدارندگي يا هر دو تصويب شده اند؟
    در بررسي اهداف ملاحظه مي گردد که قانونگذاران در وضع مجازات ها به دنبال سزادهي، بازدارندگي و اصلاح و سلب توان بزهکاري از مرتکبان مي باشند. ولي به نظر اينجانب بايد گفت قانونگذار در ماده 19 قانون مجازات اسلامي مصوب 1392، با تقسيم بندي مجازات هاي تعزيري به هشت درجه، نه رويکردي اصلاحي داشته و نه رويکردي بازدارندگي، بلکه تنها هدف سزادهي مرتکبان مي باشد.
    مي توان بيان نمود که اگر هدف قانونگذار از وضع ماده 19 اصلاح مرتکب بوده است چگونه توانسته بدون هيچ گونه شناخت شخصيتي مرتکبان که خصيصه بارز جرايم تعزيري است، مجازات ها را بدين گونه تقسيم نمايد و بداند که اعمال مجازات ها براساس درجه هاي هشتگانه به اصلاح پذيري فرد مرتکب کمک مي کند.
    در صورتي که ملاحظه مي کنيم در

    پایان نامه ها و مقالات

    پایان نامه رایگان با موضوع ايمني، ماهي، افزايش، لنفوسيت

    دی ۸, ۱۳۹۷

    اوت معني داري را با گروه شاهد نشان نداد.
    Kim وهمکاران (1999) نيز با تجويز آلوئه ورا به ماهي Rockfish افزايش مقاومت در برابر عفونت با باکتري ويبريو آنگوايلاروم را گزارش نمودند. نتايج مشابهي از کاربرد، پودر برگ گياه Rosmarinus officinalis (Abutbul et al., 2004) ، عصاره آبي گياه Eclipta alba (Christybapita et al., 2007) و عصاره الکلي گياه Solanum trilobatum (Divyagnaneswari et al., 2007) نيز در منابع مشاهده گرديد که نسبتاً با يافته هاي تحقيق حاضر انطباق دارد. البته عدم تاثير دو عصاره مورد بررسي ( لعل و تركيب لعل و مرزه) دراين تحقيق بر ميزان بقاي ماهي هاي غير ايمن، مي‌تواند به علت حدت بالاي باکتري يا نياز به غلظت هاي بالاتر عصاره براي تاثير بيشتر باشد.
    4-6. فاکتور هاي خوني مورد بررسي
    گلبول هاي سفيد در ماهيان عمل فاگوسيتوز و پاسخ ايمني بدن نسبت به عوامل انگلي، باكتريايي و ويروسي و كمك به ترميم بافت هاي صدمه ديده را به عهده دارند. اندازه گيري گلبول هاي سفيد، درصد و نوع آنها در تعيين وضعيت عمومي ماهي كاربرد فراواني مي‌تواند داشته باشد (عليشاهي، 1387). محرك هاي سيستم ايمني مي‌توانند در تعداد و فعاليت گلبول هاي سفيد خوني تاثير گذارند(Raa et al., 1992). برخي محرك هاي ايمني در بهبود خونسازي در اندام هاي خونساز و بهبود فاکتورهاي خوني تاثير مي‌گذارند.
    نتايج تعداد گلبولهاي سفيد به دست آمده از آناليز فاكتورهاي خوني در جدول 3-3 نشان مي‌دهد كه اين فاكتورها در بين ماهيان تغذيه شده با عصاره گياهان مرزه، لعل و تركيب لعل و مرزه و گروه شاهد تفاوت معني داری را ايجاد نکرده است(05/0P>). البته افزايش نسبي در تيمارهاي تغذيه شده با عصاره مرزه نسبت به ساير تيمارها مشاهده مي‌گردد. با مقايسه نتايج تاثير عصاره ها بر تيتر آنتي بادي و تعداد لکوسيت ها مشخص مي‌گردد که هر دو فاکتور در هيچ يك از گروهها افزايش نيافته است، لذا به درستي مي‌توان نتيجه گرفت که عدم تغيير در تيتر آنتي بادي بدنبال عدم افزايش تعداد لکوسيت ها (مخصوصاً لنفوسيت) بوده است. چراکه آنتي بادي ها توسط لکوسيت ها توليد مي‌شوند، لذا اين ترکيبات احتمالاً در تحريك براي توليد برخي از سايتوکين ها نقشي نداشته و تعداد و فعاليت لکوسيت ها را نيز تحت تاثير قرار نداده اند. البته عدم تاثير اين عصاره ها را همچنين مي‌توان به دليل کم بودن احتمالي دوز عصاره نسبت داد، چراکه افزايش نسبي در تيمارهاي تغذيه شده با مرزه مشاهده مي‌گردد، ولي اين افزايش به حدي نيست که از نظر آماري معني دار باشد. در تحقيقات متفاوت، تاثير محرک هاي ايمني بر افزايش لکوسيت هاي ماهي گزارش گرديده است. به عنوان مثال تجويز گلوکان و ليپوپلي ساکاريد در ماهي کپور معمولي، افزايش تعداد و نسبت گلبول هاي سفيد را باعث شده است(Selvaraj et al., 2005 & 2006). Tatina و همکاران (2010) نيز افزايش تعداد لکوسيت هاي تاس ماهي را بدنبال استفاده از ويتامين E و C به عنوان محرک ايمني گزارش نمودند. Harikrishnan و همکاران(2003) تاثير افزودن عصاره هاي گياهي بر تعداد و نسبت لکوسيت هاي ماهي طلايي را گزارش نمودند. همچنين نتايج بدست آمده از تحقيق Akrami و همكارانش در سال 2008 نشان مي‌دهد با اضافه كردن اينولين از 1 تا 3 درصد به جيره غذايي فيل ماهيان جوان، تعداد كل گلبولهاي سفيد در ماهيان تغذيه شده با كمترين سطح از اينولين به طور معناداري در مقايسه با ساير گروههاي آزمايشي بالاتر بوده است.
    Sahu و همكاران در سال 2007 نشان دادند كه هسته تخم انبه به عنوان يك محرك ايمني سبب بالا رفتن سطوح لوكوسيت ها در ماهيان تغذيه شده با اين مكمل غذايي مي‌شود. Choundhury و همكاران در سال 2005 دريافتند كه استفاده از RNA مخمر به عنوان محرك ايمني سبب افزايش در تعداد كل گلبولهاي سفيد در ماهي روهو Labeo rohi مي‌گردد. در تحقيق ديگري تغذيه ماهيان روهو با محرك ايمني مثل لواميزول و اسيد آسكوربيك سبب افزايش تعداد گلبولهاي سفيد خون گرديد(Sahoo & Mukherjee, 2002).
    افزايش مقاومت دربرابر عفونت باكتريايي در قزل آلاي رنگين كمان پس از تغذيه لاكتوفرين گاوي مشاهده شده است. همچنين اين گليكوپروتئين سبب افزايش توليد ماكروفاژها، گرانولوسيت ها و نوتروفيل گرديده است(Sakai et al., 1999).
    در كنار ايمني ذاتي مكانيسم هاي دفاعي تكامل يافته تري نيز وجود دارد كه در پي رويارويي با آنتي ژن فعال شده و سپس در هر بار برخورد با همان ميكروب بر قدرت دفاعي و شدت پاسخگويي آنها افزوده مي‌شود و از آنجا كه اين نوع ايمني به صورت واكنش يا پاسخي در برابر عفونت شكل مي‌گيرد به آن سيستم ايمني تطبيقي نيز گفته مي‌شود.
    مركزيت دفاعي اختصاصي، لنفوسيت ها بوده که مسئول سه شكل از ايمني اختصاصي مي‌باشند: ايمني خوني، ايمني سلول ميانجي(Cell-mediate immune) و ايمني خاطره. ايمني خوني با توليد آنتي بادي (ايمونوگلوبين) و CMI به پاسخ ها دلالت دارد كه توسط لنفوسيت ها و ماكروفاژها ايجاد مي‌شوند. مهمترين شكل ايمني اختصاصي، ايمني خاطره است كه به عنوان عامل سازگاري با تغييرات ايجاد شده و در نتيجه رويارويي با همان آنتي ژن پاسخ دوم شكل مي‌گيرد. لنفوسيت ها در گردش خون، ارگان هاي لنفي و ديگر بافت ها بويژه در طي واكنش هاي التهابي ديده مي‌شوند. در مهره داران عالي تر دو جمعيت از لنفوسيت ها وجود دارند كه شامل لنفوسيت T و لنفوسيت B مي‌شوند. لنفوسيت T مسئول براي CMI و مسئول همكاري با لنفوسيت B مي‌باشد كه مسئوليت توليد آنتي بادي در بدن را دارد. لنفوسيت T و لنفوسيت B هر دو مسئول ايمني خاطره مي‌باشند. گزارشات متعددي از افزايش تعداد لنفوسيت ها در آب
    ش
    ش، پوست و روده به خصوص در زمان عفونت و تحريكات وجود دارد(Roberts, 1989). همچنين تحقيقات ثابت نمود كه بين استرس و ايجاد مقاومت نسبت به بيماري ها ارتباط وجود دارد. ولي مكانيزم هاي اين ارتباط بسيار پيچيده است. به طوري كه استرس موجب بروز تغييرات زيادي در سيستم هاي فيزيولوژيك بدن از جمله سيستم هاي دفاعي مي‌گردد(Ellis, 1982). هنگامي‌كه به ماهي استرس وارد مي‌شود، سطوح در گردش لوكوسيت ها با زمان تغيير كرده و اين تغييرات به دنبال انواع فاكتورهاي فيزيكي استرس زا، كاهش تعداد لنفوسيت ها يا كاهش تعداد اين سلول ها نسبت به تعداد گلبولهاي قرمز را شامل مي‌شود.
    در مورد ساير فاکتورهاي مورد بررسي در اين تحقيق، نتايج نشان داد که تجويز خوراکي هيچکدام از دو عصاره مورد بررسي و نيز تركيب عصاره ها، تفاوت معني داري در نسبت گلبولهاي سفيد خوني(هتروفيل، لنفوسيت، ائوزينوفيل، مونوسيت) ماهي ايجاد ننمود(05/0P>). اين يافته ها با برخي تحقيقات انجام شده بر تغييرات گلبولي بدنبال استفاده از محرک هاي ايمني در ماهي تطابق ندارد که از آن جمله: Selvaraj و همکاران(2005 و 2006) درماهي کپور معمولي بعد از تجويز گلوکان و LPS باکتري افزايش نسبت نوتروفيل و مونوسيت و کاهش ائوزينوفيل و بازوفيل و عدم تغيير لنفوسيت را گزارش نمودند. Harikrishnan و همکاران (2003) افزودن مکمل هاي گياهي به خوراک ماهي طلايي را باعث تغيير تعداد و نسبت گلبول هاي سفيد خوني دانستند. البته استفاده از محرک هاي ايمني در ماهي کپور(Watanuki et al., 2006) و تاس ماهي( Tatina et al., 2010) نيز تغييري در نسبت گلبول هاي سفيد ايجاد ننموده است که با نتايج تحقيق جاري انطباق دارد.
    قنواتي و همكاران نيز در سال 1387 با بررسي اثر عصاره هاي دارواش و سياه دانه بر روي ماهي كپور دريافتند كه اين عصاره ها تغييري در نسبت گلبولهاي سفيد خوني ايجاد ننموده است.
    محرك هاي ايمني مثل بتا گلوكان و اسيد آلژنيك مي‌توانند ايمني اختصاصي و غير اختصاصي را افزايش دهند. اثرات بلند مدت و كوتاه مدت جيره حاوي مخمر، بتا گلوكان و اسيد آلژنيك بر روي پاسخ ايمني در ماهي سي باس Dicentrarchus labrax مطالعه شده كه در تيمارهاي كوتاه مدت با جيره حاوي 5/0% ارگوسان روي ايمني اختصاصي و غير اختصاصي اثري مشاهده نشد. در تيمارهاي بلند مدت، سطوح لايزوزيم و كمپلمان سرم، افزايش نشان داده است و ميزان لنفوسيت ها وابسته به تغييرات درجه حرارت آب بود. به طوري كه در فصول سرد سال كمپلمان سرم كاهش و سطوح لايزوزيم و درصد لنفوسيت ها افزايش معناداري را نشان داده است(Bagni et al, 2005).
    در کل تفاوت نتايج غير مشابه با تحقيقات فوق را مي‌توان به خصوصيات نوع محرک ايمني، تفاوت سيستم ايمني ماهي مورد بررسي(قنواتي و همكاران، 1387)، احتمالاً زمان كوتاه استفاده از جيره هاي آزمايشي و شرايط استرس زا چه در زمان انجام آزمايش و چه در زمان نمونه برداري(Ellis, 1982) نسبت داد.
    نتايج اين تحقيق نشان داده است تجويز خوراکي عصاره مرزه خوزستان و تركيب عصاره هاي لعل كوهستان و مرزه باعث افزايش نسبي دفاع ايمني ماهي کپور معمولي گرديده که اين اثر با بهبود برخي فاکتورهاي ايمني غير اختصاصي ماهي و افزايش کارايي واکسن در برابر باکتري آئروموناس هيدروفيلا نشان داده شده است. البته اين اثرات در مورد گياه مرزه خوزستان بيشتر و قابل توجه تر از ساير عصاره ها بوده است.

    نتيجه گيري كلي
    در نتيجه گيري کلي مي‌توان گفت که تجويز خوراكي عصاره مرزه خوزستان برخي فاکتورهاي ايمني غير اختصاصي ماهي (لايزوزيم، قدرت باكتري كشي سرم) ماهي کپور معمولي را تحت تاثير قرار داده و ميزان بقاء را نيز در ماهيان افزايش داده است. لذا مي‌توان از آن به عنوان کانديدايي براي محرک ايمني ماهي نام برد. تركيب عصاره لعل و مرزه نيز بعد از عصاره مرزه در درجه دوم اهميت قرار دارد ولي عصاره لعل با وجود اثرات تحريک ايمني گزارش شده در حيوانات خونگرم، اثرات تحريک ايمني محدودي در ماهي داشته (عدم تغيير در ميزان لايزوزيم سرم، قدرت باكتري كشي سرم، كمپلمان، تيتر آنتي بادي) و به دنبال آن افزايشي در تعداد لوكوسيت ها ايجاد ننموده است، بنابراين احتمالاً براي تحريک ايمني ماهي مناسب نمي‌باشد. لذا امکان بررسي عصاره مرزه خوزستان به عنوان کانديدايي براي تحريک سيستم ايمني ماهي هم به عنوان ادجوان (ياور ايمني، همراه واکسن) و هم به عنوان محرک ايمني غير اختصاصي در ماهي وجود دارد.

    پایان نامه ها و مقالات

    پایان نامه رایگان با موضوع گروه کنترل

    دی ۸, ۱۳۹۷

    يمن
    مرزه
    20/6±94b

    لعل
    92/9±131a

    لعل+مرزه
    44/6±128a

    کنترل
    87/3±100b

    ايمن
    مرزه
    86/8±129

    لعل
    97/11±151

    لعل+مرزه
    17/7±147

    کنترل
    20/6±126
    فعاليت سيستم كمپلمان(واحد بر ميلي ليتر)
    غير ايمن
    مرزه
    31/14±455

    لعل
    36/15±431

    لعل+مرزه
    70/6±440

    کنترل
    94/8±435

    ايمن
    مرزه
    50/13±460

    لعل
    04/10±439

    لعل+مرزه
    84/19±457

    کنترل
    66/8±435
    تيتر آنتي بادي
    غير ايمن
    مرزه
    31/0±00/1

    لعل
    37/0±80/0

    لعل+مرزه
    20/0±80/0

    کنترل
    54/0±00/1

    ايمن
    مرزه
    37/0±80/4

    لعل
    83/0±00/4

    لعل+مرزه
    58/0±2/4

    کنترل
    66/0±80/3
    اعداد دارای علامت دارای اختلاف معنی دار در سطح(05/0P) می باشد.
    3-2. قدرت باكتري كشي سرم
    نتايج حاصل از آناليز ميزان قدرت باکتري کشي سرم در دو گروه ماهيان آزمايش ايمن شده و غير ايمن شده به ترتيب در بخش هاي 3-2-1 و 3-2-2 ارائه شده اند.
    3-2-1. قدرت باكتري كشي سرم در گروه ايمن شده
    نتايج قدرت باكتري كشي سرم در تيمار هاي ايمن در شکل 3-3 و جدول 3-1 ارائه شده است. نتايج حاصل از آناليز واريانس يك طرفه تفاوت معني داري را در ميزان قدرت باكتري كشي سرم در گروه ايمن در تيمارهاي مختلف نشان نداد(05/0P). بيشترين ميزان باكتري شمارش شده مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره لعل کوهستان(97/11±151)، كمترين ميزان آن مربوط به تيمار کنترل(20/6± 126) مي‌باشد.

    شكل 3-3 ميانگين (M±SE) ميزان قدرت باکتري کشي سرم در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان ايمن شده بر اساس ميانگين تعداد باکتري هاي زنده

    3-2-2. قدرت باكتري كشي سرم در گروه غير ايمن
    نتايج حاصل از آناليز ميزان قدرت باکتري کشي سرم در گروه ماهيان آزمايش غير ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-4 و جدول 3-1 ارائه شده است. همانطور كه مشاهده مي‌شود در تيمار تغذيه شده با عصاره مرزه خوزستان کاهش معني دار تعداد باکتري شمارش شده نسبت به تيمار تغذيه شده با عصاره لعل کوهستان و تركيب عصاره لعل و مرزه مشاهده گرديد. نتايج حاصل از آناليز واريانس يك طرفه تفاوت معني داري را در ميزان قدرت باكتري كشي سرم در گروه غيرايمن در تيمارهاي مختلف نشان داد(05/0P). به طوريكه بيشترين ميزان باكتري شمارش شده مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره لعل کوهستان(92/9±131) و كمترين ميزان آن مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره مرزه خوزستان(20/6± 94) مي‌باشد.

    شكل 3-4 ميانگين (M±SE) ميزان قدرت باکتري کشي سرم در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان غير ايمن شده بر اساس ميانگين تعداد باکتري هاي زنده (*نتايج تيمارها با علامت مشابه فاقد اختلاف معني داري مي‌باشند)

    3-3. فعاليت سيستم كمپلمان
    نتايج حاصل از آناليز ميزان فعاليت سيستم کمپلمان در دو گروه ماهيان آزمايش ايمن شده و غير ايمن شده به ترتيب در بخش هاي 3-3-1 و 3-3-2 ارائه شده اند.

    3-3-1. فعاليت سيستم كمپلمان در گروه ايمن شده
    نتايج به دست آمده از ميزان فعاليت سيستم کمپلمان در گروه ماهيان آزمايش ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-5 و جدول 3-1 ارائه شده است. ميزان فعاليت كمپلمان درگروه ايمن بين تيمارهاي مختلف تفاوت معني داري را نشان نداد(05/0P). همانطور که در نمودار مشاهده مي‌گردد در گروه ايمن شده بيشترين ميزان فعاليت سيستم كمپلمان مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره مرزه خوزستان(50/13±460) و كمترين ميزان آن مربوط به تيمار کنترل(66/8± 435) مي‌باشد.

    شكل 3-5 ميانگين (M±SE) ميزان فعاليت سيستم کمپلمان در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان ايمن

    3-3-2. فعاليت سيستم كمپلمان در گروه غير ايمن
    نتايج حاصل از آناليز ميزان فعاليت سيستم کمپلمان در گروه ماهيان آزمايش غير ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-6 و جدول 3-1 ارائه شده است. نتايج حاصل از آناليز واريانس يك طرفه تفاوت معني داري را در ميزان فعاليت سيستم كمپلمان در گروه غير ايمن در تيمارهاي مختلف نشان نداد (05/0P). همانطور كه مشاهده مي‌شود در گروه غيرايمن بيشترين ميزان فعاليت سيستم كمپلمان مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره مرزه خوزستان(31/14±455) و كمترين ميزان آن مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره لعل كوهستان(36/15± 431) مي‌باشد.

    شكل 3-6 ميانگين (M±SE)ميزان فعاليت سيستم کمپلمان در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان غير ايمن
    3-4. تيتر آنتي بادي
    نتايج حاصل از آناليز ميزان تيتر آنتي بادي ضد باکتري آئروموناس هيدروفيلا در دو گروه ماهيان آزمايش ايمن شده و غير ايمن شده به ترتيب در بخش هاي 3-4-1 و 3-4-2 ارائه شده اند.

    3-4-1 تيتر آنتي بادي در گروه ايمن
    نتايج حاصل از آناليز ميزان تيتر آنتي بادي ضد باکتري آئروموناس هيدروفيلا در گروه ماهيان آزمايش ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-7 و جدول 3-1 ارائه شده است. مقايسه آماري ميانگين ميزان تيتر آنتي بادي در گروه ايمن تفاوت معني داري در بين تيمارهاي مختلف نشان نداد(05/0P). همانطور كه در نمودار مشخص است، در گروه ايمن شده بيشترين ميزان تيتر آنتي بادي مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره مرزه خوزستان(37/0±8/4) و كمترين ميزان آن مربوط به تيمار کنترل(66/0± 8/3) مي‌باشد.

    شكل 3-7 ميانگين (M±SE) ميزان تيتر آنتي بادي ضد باکتري آئروموناس هيدروفيلا در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان ايمن شده.

    3-
    4- 2. تيتر آنتي بادي در گروه غير ايمن
    نتايج حاصل از آناليز ميزان تيتر آنتي بادي ضد باکتري آئروموناس هيدروفيلا در گروه ماهيان آزمايش غير ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-8 و جدول 3-1 ارائه شده است. نتايج حاصل از آناليز واريانس يك طرفه تفاوت معني داري را در ميزان تيتر آنتي بادي ضد باكتري آئروموناس هيدوفيلا در گروه غير ايمن در تيمارهاي مختلف نشان نداد (05/0P). مشاهده مي‌شود در گروه غيرايمن بيشترين ميزان تيتر آنتي بادي مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره مرزه خوزستان(31/0±1)، كمترين ميزان آن مربوط به ماهيان تغذيه شده با عصاره لعل كوهستان(37/0± 8/0) مي‌باشد.

    شكل 3-8 ميانگين (M±SE) ميزان تيتر آنتي بادي ضد باکتري آئروموناس هيدروفيلا در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان غير ايمن شده

    3-5. اندازه گيري فاكتور هاي خوني
    نتايج حاصل از آناليز گلبول هاي خوني در دو گروه ماهيان آزمايش ايمن شده و غير ايمن شده در بخش 3-5-1 ارائه شده اند.

    3-5-1. شمارش تفریقي گلبول هاي سفيد
    شمارش تعداد گلبول هاي سفيد و درصد آنها كه شامل هتروفيل، لنفوسيت، مونوسيت و ائوزينوفيل بوده در خون ماهيان و در گروههاي ايمن و غير ايمن مورد مطالعه قرار گرفت كه نتايج آن در شکل هاي 3-9, 3-10 وجدول 3-2 ارائه شده است. نتايج حاصله نشان داد که عصاره مرزه، لعل و لعل+مرزه بر ميزان گلبولهاي سفيد و نسبت آنها در گروههاي ايمن و غير ايمن تاثير معني داري ندارد(05/0P).

    شكل3-9 ميانگين (M±SE) ميزان گلبول هاي سفيد در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان ايمن

    شكل 3-10 ميانگين (M±SE)ميزان گلبول هاي سفيد در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان غير ايمن
    جدول 3-2 ميانگين و انحراف معيار تعداد كل گلبولهاي سفيد
    نوع پارامتر خون شناسي
    گروه
    تيمار
    ميانگين± SE
    تعداد كل گلبولهاي سفيد(عدد در ميلي متر مكعب)
    غير ايمن
    مرزه
    67/0±72/3

    لعل
    45/0±96/2

    لعل+مرزه
    33/0±86/3

    کنترل
    50/0±00/3

    ايمن
    مرزه
    22/0±02/4

    لعل
    43/0±14/3

    لعل+مرزه
    38/0±56/3

    کنترل
    31/0±82/2

    جدول 3-3 ميانگين و انحراف معيار پارامترهاي خونشناسي (گلبولهاي سفيد)
    نوع لکوسيت(عدد در ميلي متر مكعب)
    گروه
    تيمار
    ميانگين± SE
    لنفوسيت(عدد در ميلي متر مكعب)
    غير ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/

    ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/
    هتروفيل(عدد در ميلي متر مكعب)
    غير ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/

    ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/
    ائوزينوفيل(عدد در ميلي متر مكعب)
    غير ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/

    ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/
    مونوسيت(عدد در ميلي متر مكعب)
    غير ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/

    ايمن
    مرزه
    /±/

    لعل
    /±/

    لعل+مرزه
    /±/

    کنترل
    /±/

    3-6. ميزان بقاي نسبي يا RPS
    نتايج حاصل از آناليز ميزان بقاي نسبي در دو گروه ماهيان آزمايش ايمن شده و غير ايمن شده به ترتيب در بخش هاي 3-6-1 و 3-6-2 ارائه شده اند.

    3-6-1 ميزان بقاي نسبي در گروه ايمن
    نتايج به دست آمده از ميزان بقاي نسبي در گروه ماهيان آزمايش ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-12 ارائه شده است. همانطور که در شكل مشاهده مي‌گردد در بين گروه ايمن درصد تلفات تجمعي در تيمار مرزه و نيز مرزه + لعل کاهش معني داري نسبت به تيمار کنترل نشان داد(05/0P)، در صورتيکه در تيمار لعل کوهستان تفاوت معني داري نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد(05/0P).

    شكل 3-11 ميزان بقاي نسبي در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان ايمن

    3-6-2. ميزان بقاي نسبي در گروه غيرايمن
    نتايج حاصل از آناليز ميزان بقاي نسبي در گروه ماهيان آزمايش غير ايمن شده در انتهاي دوره آزمايش در شکل 3-13 ارائه شده است. همانطور كه در نمودار مشخص است، در گروه غير ايمن فقط تيمار مرزه خوزستان کاهش معني دار تلفات بعد از چالش را نسبت به تيمار کنترل باعث گرديد. بقيه تيمارها با وجود کاهش نسبي تلفات بعد از چالش نتوانستند کاهش معني داري در درصد تلفات نسبت به تيمار کنترل ايجاد نمايند(05/0P).

    شكل 3-12 ميزان بقاي نسبي در انتهاي دوره در تيمارهاي آزمايش ماهيان غير ايمن

    مقايسه درصد تلفات بعد از چالش با باكتري در تيمارهاي کنترل ايمن(10±50 درصد) و کنترل غير ايمن (100 درصد) نيز کاهش معني دار تلفات در تيمار ايمن کنترل را نسبت به تيمار کنترل غير ايمن نشان مي‌دهد(05/0P).

    فصل چهارم- بحث و نتيجه گيري
    در سال هاي اخير توجه
    به محرك هاي ايمني در آبزيان مورد توجه واقع شده استKaratas et al., 2003)). از طرفي تمايل شديد به حذف آنتي بيوتيکها در آبزي پروري باعث شده توجه به محرکهاي ايمني بعنوان جايگزيني براي آنتي بيوتيک ها بصورت گزينه ای جدی مطرح گردد(Hajto et al., 1968; Lyu, 2000). بررسي تحريك ايمني و افزايش مقاومت در برابر بيماريها پس از تجويز عصاره هاي گياهي مختلف در ماهي هاي گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است(قنواتي و همکاران، 1388 Abutbul et al., 2004; Divyagnaneswari et al., 2007; Christybapita et al., 2007; ).
    در ايران نيز از ديرباز استفاده از گياهان دارويي در طب سنتي محوريت داشته است اما با وجود بومي بودن گياه مرزه خوزستان Satureja khuzestanica و لعل کوهستان Oliveria decumbens تا کنون تحقيق و مطالعه اي درباره فرآورده هاي اين دوگياه در آبزيان در داخل و خارج از کشور انجام نشده و مطالعات محدودي از اثرات ضد باکتريايي و تحريک سيستم ايمني انسان و برخي حيوانات آزمايشگاهي بعد از تجويز عصاره اين گياهان صورت گرفته است(محبوبي و همكاران، 1387; Vosough-Ghanbari et al., 2008).
    تا كنون تنها يك مطالعه روي خاصيت ضد ميكروبي اسانس حاص از لعل کوهستان انجام شده است(2005 ,.Amin et al). اثرات مختلف دارويي عصاره و اسانس اين گياه بيشتر به كارواكرول و تيمول موجود اين محصولات وابسته است. (1999 ,.Ultee et al 1999; ,.Cosentino et al). عليرغم عدم گزارش اثرات مستقيم تحريک ايمني اين عصاره، با توجه به مواد موثرهي آن بويژه کارواکرول و تيمول که در بسياري از تحقيقات اثرات تحريک ايمني گياهان به اين اجزا نسبت داده شده است، در اين تحقيق اثرات تحريک ايمني آن در ماهي مورد بررسي قرار گرفت(Haeri et al., 2006).
    تحقيقات در زمينه مواد محرك سيستم ايمني رو به پيشرفت بوده و مواد زيادي در حال حاضر در صنعت آبزي پروري استفاده مي‌شود. محركهاي ايمني، عصاره هاي زيستي و مواد سنتزي مي‌باشند كه با افزايش عملكرد ايمني غير اختصاصي، بيگانه خواري سلول ها و فعاليت باكتري كشي (Cytotoxic) گلبولهاي سفيد خون را تحريک نموده و بعلاوه گاهي با تحريک توليد آنتي بادي موجب تقويت پاسخ ايمني اختصاصي مي‌گردند(Sakai, 1999).
    با توجه به تحقيقات فوق در مطالعه حاضر علاوه بر بررسي اثر تجويز خوراکي اين دو عصاره بر ايمني غير اختصاصي (ميزان فعاليت لايزوزيم سرم، فعاليت کمپلمان، قدرت باکتري کشي سرم)، اثر آنها بر ايمني اختصاصي (تيتر آنتي بادي ضد آئروموناس هيدروفيلا)، ماهي کپور معمولي مورد بررسي قرار گرفت. همچنين تاثير آنها بر فاکتورهاي خوني ماهي و ميزان بقا بعد از چالش با باکتري آئروموناس هيدروفيلا مورد بررسي قرار گرفت.

    4-1. لايزوزيم سرم
    بر اساس نتايج حاصل از تحقيق حاضر جدول شماره 3-1 تجويز خوراکي عصاره مرزه خوزستان، در تيمارهاي غير ايمن، افزايش فعاليت لايزوزيم سرم را باعث شده(05/0P)، ولي لعل كوهستان و نيز تركيب اين دو عصاره تاثيري در ميزان فعاليت لايزوزيم سرم نداشته است(05/0P). در تيمارهاي ايمن عليرغم افزايش ظاهري ميزان فعاليت لايزوزيم سرم در تيمار مرزه، تفاوت بين تيمارها در مراحل مختلف نمونه برداري، از نظر آماري معني دار نبود(05/0P).
    لايزوزيم يك آنزيم ضد باكتريايي است كه توسط لوكوسيت ها و به خصوص مونوسيت ها، ماكروفاژها و نوتروفيل توليد مي‌شود(Sitja-Bobadilla et al., 2008) لايزوزيم پروتئيني با ارزش در ماهي است که يکي از اجزاي مهم ايمني غير اختصاصي ماهي بوده و باعث تخريب جدار باکتري ها، فعال سازي کمپلمان و افزايش فعاليت بيگانه خواري، به عنوان اپسونين، در ماهي مي‌گردد(Sakai, 1999). همچنين به نظر مي‌رسد اين آنزيم فعاليت ضد ويروسي داشته و در نتيجه به عنوان يك بخش مهم از مكانيزم دفاع غير اختصاصي به شمار مي‌رود (Choi et al., 2008). همچنين مشاهده

    پایان نامه ها و مقالات

    منبع پایان نامه با موضوع قاعده لاضرر، جبران خسارت، اسناد و املاک، املاک مجاور

    دی ۸, ۱۳۹۷

    چيزي است که له علت شرايط خاص خود از نظر عقلا داراي ارزش و اعتبار شده است، اعم از آنکه به کسي اضافه داشته يا نداشته باش، اما ملک احاطه و تسلطي است که کسي بر چيزي دارد، اعم از آنکه بالفعل داراي ارزش باشد ا نباشد.”
    مالکيت داراي اوصافي متعدد است از جمله مطلق بودن، انحصاري بودن و دايمي بودن. مطلق بودن مالکيت که در مطالب قبا بدان اشاره شد. در خصوص تعريف انحصاري بودن حق مالکيت مي توان گفت: “مالک مي تواند هر تصرفي را که مايل باشد در ملک خود بکند و مانع از تصرف و انتفاع ديگران شود، هر چند که اين امر زياني هم به مالک وارد نکند.”
    مطابق ماده 31 ق.م؛ “هيچ مالي را از تصرف مالک آن نمي توان بيرون کرد مگر به حکم قانون.” و مواد 38 ق.م در باب ضمانت اجراي حق ماليت، غاصب به رد عين ملک و منافع آن مکلف مي نمايد و در قوانين جزايي نيز ضمانت اجراهاي موثري در دفاع و حمايت از حق مالکيت لحاظ گرديده است.
    دايمي بودن مالکيت نيز به عنوان يکي از اوصاف مالکيت بدين معنا است که طبيعت آن با موقتي بودن منافات دارد و فقط ممکن است به يکي از اسباب انتقال به ديگري واگذار شود. وقتي فردي مالک چيزي باشد تا زماني که مالک است بدون مقيد بودن به زماني خاص، حق استفاده و بهره برداري از آن چيز را دارد.
    در حقوق ما، ارتباط عين مال با حق مالکيت نيز گاه قطع مي گردد. يکي در ماردي است که موضوع حق مالکيت از بين مي رود و ديگري زماني است که مالک عين مال را وقف مي نمايد و مال موقوفه از مالکيت او خارج مي شود و حتي به منتفعان نيز انتقال نمي يابد. همچنين مواردي که مالک از حق خود اعتراض نمايد، حق مالکيت گرچه انتقال نمي بابد ولي مال در شمار مباحات در مي آيد و در اثر حيازت، حق مالکيت براي ديگري ايجاد مي شود.
    از نتايج دايمي بودن مالکيت، ديگر اينکه حق مالکيت در اثر معطل ماندن از بين نمي رود، يعني مرور زمان در اصل حق تاثيري ندارد. البته در خصوص مالکيت زمين بر اين قاعده استثناعات متعدد وارد آمده که غالبا نيز منشا شرعي دارد، از جمله در خصوص املاکي که با حيازت تملک مي شود، برخي بر اين نظر هستند مه بر اثر باير شدن اراضي، اين نوع مالکيت از بين مي رود و در زمره اموال عمومي در مي ايد که البته نوعي انتقال قهري مالکيت است و نه از بين رفتن مالکيت 59.
    رايج ترين تعبيري که از مالکيت مي کنند اينکه مقصود از دعوا اين است که حق مالکيت دايم و پابرجاست و مقيد به مدت نمي باشد، بر خلاف اجاره که داراي مدت معيني است.
    بند دوم: اصل تسليط
    مالکيت از مباحث مهمي است که در متون اسلامي در مورد آن بسيار سخن رفته است، چراکه نقش اقتصاد و به تبع آن مالکيت در يک جامعه غير قابل انکار است و گرايش غريزي و فطري انسان به تملک نيز واقعيتي است مشهود که انسان در هر زمان و مکان آن را در خود مي يابد. قبل از ورود به بحث قاعده تسليط و محدوديت هاي وارد بر آن، به خصوص قاعده فقهي لاضرر، لازم است عنوان گردد که مالکيت در اسلام در تقسيمي کلي بر دو نوع است؛ مالکيت حقيقي و مالکيت اعتباري.
    مالکيت حقيقي که منحصرا از آن خداوند است و آيات متعددي از قرآن کريم بر اين مورد تاکيد مي ورزند 60. مالکيت حقيقي خداوند بر کل هستي، اصيل و واقعي بوده و قابل انتقال به غير نيست و اين مالکيت بدون حد و مرز و قيد و شرط مي باشد. مالکيت اعتباري آن است که در ارتباط با انسانها و در قلمرو مسايل اعتباري وارد مي شود و بشر با قرار داد آن را ثابت، سلب يا تعويض مي کند. در چنين برداشتي از مالکيت، مال امانتي الهي است که موقتا در دست انسان است، لذا امانت داري ايجاب ميکند که انسان به صورت صحيح و بدور از اصراف و زياده روي و اتلاف از آن بهره ببرد.
    موضوع قاعده تسليط همان مالکيت اعتباري است و اين قاعده بر گرفته از حديث شريف الناس مسلطون علي اموالهم مي باشد. مقصود از اين قاعده اين است که هر مالکي نسبت به مايملک تسليط يعني حق هر گونه دخل و تصر را دارست 61، گرچه به شرحي که اشاره خواهد شد اين تسلط مطلق و نامحدود نيست ولي اصلي است که تا ادله و اصولي بر محدوديت آن وارد نشود، مجرا است و لذا کسي نمي تواند مالک را از اين تصرفات مانع شود يا در ملک وي تصرف نمايد.
    در يک تقسيم بندي، تصرف مالک در اموال خود طبق قاعده تسليط دو نوع است؛ تصرف مثبت و تصرف منفي. چنانچه با تصرف مالک در ملک خود نظير حفر چاه ويا ايجاد آتش سوزي با انجام عمليات همراه با آلودگي صوتي و … که ناشي از حق تسلط وي در ملک خودش مي باشد، ضرري به ديگران وارد شود، اين ضررناشي از تصرف مثبت است ولي چنانچه به علت اينکه مالک به دليل تسلطي که بر ملکش دارد فرضا به تعمير آن نپردازد و در نتيجه در هنگام تخريب به ملک همسايه زيان وارد آيد، اين ضرر ناشي از تصرف منفي مالک است. قبل از ورود به حکم ضرر هايي که به اشخاص بدين سبب وارد مي شود، به بيان شرح قاعده لاضرر مي پردازيم.
    اخبار و احاديث متعددي در خصوص قاعده لاضرر نقل شده که مشهور ترين آن روايت مربوط به سمره ابن جندب است. بدين مضمون که وي درحياط و باغچه يک نفر انصاري نخلي داشته که به بهانه سرکشي ان بدون اجازه وارد منزل انصاري مي شود، تا اينکه انصاري نزد پيامبر شکايت مي برد . پيامبر به وي فرمود که نخل را به انصاري بفروشد يا با درختان بهشتي معاوضه کند. وي قبول نمي کند و عناد و لجاجت مي ورزد لذا نهايتا پيامبر فرمودند “لاضررو لا ضرار في الاسلام” و دستور قطع نخل را صادر فرمودند 62.
    در خصوص معاني لغوي ضررو ضرار قول هاي مختلفي است. برخي ضرر را فعل واح
    د
    و ضرار را فعل دو نفره دانسته و برخي گفته اند ضرر ابتدا در فعل است و ضرار کيفر آن و به قولي ديگر، معني ضرر آن است که به ديگري زيان وارد سازي و از زيان آن منتفع شوي، در صورتي که ضرار انتفاعي براي وارد کننده ضرر ندارد. صرف نظر از بحث لغوي ضرر و مفهوم کلي آن، اسيب و زيان رساندن در اسلام صراحتا ممنوع شده ولو اينکه اين زيان رساندن ناشي از تسلط و تصرف ملک شخص رساننده باشد، لذا در مواردي بايد تسلط مالک بر ملک محدود شود تا موجب ورود ضرر به ديگري نگرددو در چنين مواردي است که شاهد تعارض دو قاعده فقهي تسليط و لاضرر هستيم . در بررسي تعارض اين دو قاعده و تعريف ضرر مي توان گفت ضرر عبارت از نقص و لطمه اي است که ازجانب کسي به جان يا مال از اعيان و منافع يا عرض و حقوق مختلفه يک نفر وارد شده و وارد اورنده ضرر مجبور به جبران آن مي باشد.
    گفتار دوم: جايگاه حق مالکيت خصوصي در حقوق موضوعه
    در قانون اساسي مشروطيت، در اصوال 15 الي 17 قانون متمم که در راستاي اصل تسليط و احترام به حق مالکيت تاسيس شده بود، چنين مقرر مي داشت:
    اصل 15 متمم؛ “هيچ ملکي را از تصرف صاحب ملک نمي توان بيرون کرد مگر با مجوز شرعي و آن هم پس ار تعيين تاييديه قيمت عادله آن است.”
    اصل 16 متمم؛ “ضبط املاک و اموال مردم به عنوان مجازات و سياست ممنوع است، مگر به حکم قانون” و طبق اصل 17 متمم؛ “سلب تسلط مالکين و متصرفين از املاک و اموال متصرفه ايشان به هر نحو که باشد ممنوع است مگر به حکم قانون.”
    اصل 22 ق.ا.ج.ا.ا نيز در مقام دفاع از حق مالکيت، “حيثيت، جانف مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص” را مگر در مواردي که قانون تجويز نمايدمصون از تعرض دانسته و اصل 44 قانون اساسي مالکيت را به سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي تقسيم نموده و مالکيت خصوصي را “تا جايي که با اصول ديگري اين فصل مطابق باشد و از محدوده قوانين اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادي کشور گردد و مايه زيان جامعه نشود.”، مورد حمايت قرار داده است.
    مطابق اين اصل، “حق مالکيت ديگر از حقوق طبيعي و مربوط به شخصيت انسان نيست، بلکه وظيفه اي است براي حفظ منافع عمومي و تنها در صورتي مورد حمايت قرار مي گيرد که شيوه اکتساب و اجراي آن در مسير هدف هاي قانونگذار باشد.”
    اصل 40 نيز در حمايت از حق مالکيت اشعار دارد، “هيچ کس نمي تواند اعمال حق خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد.” گر چه اين اصل به نوعي حمايت از مالکيت را بيان مي کند، ولي خود محدود کننده مالکيت نيز مي باشد. طبق اصل 46 نيز، “هر کس مالک حاصل کسب و کار مشروع خويش است …” ولي همي ن اصل، مالکيت را محدود به عدم سلب امکان کسب و کار از ديگري نموده است که به طور مستقيم حمايت از حق مالکيت را بيان مي دارد و مبين نوعي رابطه منظم در تعارض مالکيت افراد است. اصل 47 به وضوح بيشتري به مالکيت پرداخته است به اين عبارت که؛ “مالکيت شخصي که از راه مشروع باشد محترم است، ضوابط آن را قانون معين مي کند.”
    اصول قانون اساسي همواره به ذکر کليات موضوع پرداخته و تعيين ضوابط خاص در هر موضوع را به قانون گذار عادي محول مي نمايد. از جمله قوانيني که در راستاي اصل تسليط و تثبيت حق مالکيت اشخاص موادي را اختصاص داده اند، قانون مدني ، برخي قوانين کيفري و قانون ثبت را مي توان نام برد.
    در قانون مدني موارد متعددي حق مالکيت را مورد حمايت قرار داده اند از جمله ماده 29 که مالکيت، (اعم از عين يا منفعت) را به عنوان يکي از علاقه هاي اشخاص به اموال ذکر نموده و فصل نخست از باب نخست جلد نخست قانون مدني با عنوان “در مالکيت” موادي را به مالکيت اختصاص داده که ذيلا بدان اشاره خواهد شد:
    ماده 30؛ “هر مالکي نسبت به مايملک خود حق هر گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردي که قانون استثنا کرده باشد.”
    ماده ?? نيز اشعار ميدارد: “هيچ مالي را از تصرف صاحب آن نميتوان بيرون کرد؛ مگر به حکم قانون.”
    از سوي ديگر، ماده 35،”تصرف بعنوان مالكيت دليل مالكيت است مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.”
    مطابق ماده 38؛ “مالكيت زمين مستلزم مالكيت فضاي محاذي آن است تا هركجا بالا رود و همچنين است نسبت به زير زمين بالجمله مالك حق همه گونه تصرف در هوا و فرازگرفتن دارد مگرآنچه را كه قانون استثناءكرده باشد.”
    موارد مذکور گرچه براي حمايت و تثبيت حق مالکيت اند، ولي استثنائاتي را در مورد حکم قرار داده اند. علاوه بر مواد قانوني فوق، موادي 130 الي 134 ق.م نيز در تثبيت حق مالکيت، به خصوص راجع به املاک مجاور آمده اند و گرچه خود متضمن نوعي تهديد مالکيت اند ولي من حيث المجموع موجب اثبات، تحکيم و تعادل در حق مالکيت مي شوند و مواد 136 الي 139 ق.م در راستاي تسهيل استفاده مالک از ملک، براي اراضي حريم قايل گرديده است.
    مواد 308 به بعد ق.م نيز غاصب را به رد عين ملک و منافع آن الزام نموده و مسئوليت تلف عين و توابع آن را بر عهده وي مي گذارد و ضمانت اجراهاي احترام به حق را از بعد حقوقي و جبران خسارت بيان مي دارد. در قوانين کيفري نيز از جمله قانون م.ا مصوبه 1375، ضمانت اجراهاي کيفري براي تجاوز به ملک ديگران، سرقت، تصرف عدواني، تخريب و … لحاظ گرديده که همگي مويد احترام به حق مالکيت مي باشند.در راستاي تثبيت مالکيت مالکين و کاهش تزلزل حقوق آنان و ايجاد نظم در اين زمينه ، با وضع قانون ثبت اسناد و املاک “مقرر گرديده است متصرف ملک تقاضاي ثبت پذيرفته شود و موضوع يعني نام تقاضا کننده و مضمون درخواست ثبت او با تعيين مشخصات ملک به وسيله نشر اعلان هاي نوبتي به اطلاع عموم
    برسد…و با ثبت ملک در دفتر املاک ، ديگرمالکيت تثبيت شده و هيچ گونه دعوايي نسبت به آن پذيرفته نخواهد شد.”
    در قانون ثبت براي جلوگيري از تعارض حقوق اشخاص و رعايت دقت بيشتر، مراحل مختلفي براي ثبت يک ملک پيشبيني شده است:
    1. اعلان ثبت عمومي املاک توسط اداره ثبت هر محل
    2. انتشار آگهي مقدماتي
    3. انتشار آگهي هاي نوبتي پس از انجام بررسي هاي لازم توسط اداره ثبت نسبت به تقاضاي ثبت اشخاص
    4. انتشار آگهي تحديد حدود براي تعيين محدوده دقيق ملک و امکان اعتراض احتمالي معترضين به حدود اعلان شده توسط متقاضي ثبت
    5. اعتراض به ثبت که احتمالي است. يعني ممکن است اعتراض پذيرش ثبت نسبت به ملک يا تحديد حدود آن صورت نگيرد و در صورت اعتراض مرجع تصميم گيري دادگاه مي باشد.
    6. ثبت ملک مورد تقاضا در صورت عدم اعتراض يا تعيين تکليف توسط مرجع ذيصلاح قضايي در صورت اعتراض به عنوان آخرين مرحله ثبت ملک.
    البته مواد 147 و 148 اصلاحي قانون ثبت ،امکان ثبت املاک بدون طي برخي از تشريفات فوق را طي شرايطي مقرر نموده بودند که چون مواد قانوني مذکور موقت بود و اعتبار آن منوط به تمديد اجراي آن به موجب مصوبه مجلس شوراي اسلامي است ، طي ساليان اخير تمديد اجراي آن به تصويب مجلس نرسيده و عملا اعتبار قانوني ندارد.
    گفتار سوم: محدوديت هاي وارده بر حق مالکيت خصوصي
    بحث محدوديت هاي مالکيت در حقوق تمامي کشور ها وجود دارد و در اکثر کشورها نيز در مجادله حقوق فردي و منافع عمومي در بحث مالکيت رأي به منافع عمومي داده شده است و حقوق ايران که منبعث از فقه اماميه است از اين قاعده نمي تواند مستثنا باشد چرا که حتي در قرآن کريم مالکيت اصلي و حقيقي متعلق به خداوند متعال است.
    در حقوق کنوني اين محدوديت ها انقدر گسترش يافته که به دشواري مي توان از اطلاق مالکيت سخن به ميان آورد. واقع بيني ايجاب مي کند به جاي اطلاق حق از قيد قانون در ماهيت آن ياد کرد و گفت :مالکيت حقي است که اختيار انتفاع و تصرف از ملک را در حدود قوانين به مالک مي دهد. با اين وجود هنوز هم از قاعده تسليط در بيان اختيار مالک با احترام ياد مي شود،ولي اين اصل مفهوم پيشين را ندارد.
    بند اول: اصل تسليط و قاعده لاضرر
    قاعده لاضرر همه گونه احکام ضرري را نفي مي کند، هم احکامي که ناشي از تصرف مالک در ملک خوديا تسليط مالک بر ملک خود مي باشد و هم ديگر احکامي را که مبتني بر جواز تصرف نباشد. لذا چنانچه ضرر ناشي از حالت نخست باشد، تعارض حاصل مي گردد، يعني در عين حالي که اين دو قواعدي مستقل و مجزا از يکديگرند، به سهولت برتري يکي بر ديگري را نمي توان اثبات کرد، بنابراين تعارض بين آن ها در چنين حالتي متصور است.
    اگر در چنين مواردي دليل نفي ضرر را بر اصل تسليط مقدم بداريم، مختص عموم الناس مسلطون ، به غير مورد ضرري مي شود. يعني قاعده لاضرر را بر قاعده تسليط ترجيح داده ايم. ولي رجحان يکي از اين دو قاعده بر ديگري بدين سادگي پذيرفتني نيست.
    در قانون مدني ضمن اينکه گرايش بيشتر به سمت و سوي ترجيح قاعده لاضرر بر قاعده تسليط است، ولي اين رجحان مطلق نبوده و در مواردي اعمال و اجراي قاعده لاضرر نيز با تعديل مواجه گشته است و نوعي سازش را به عنوان راهکار انديشيده اند.
    ماده 30 ق.م مالک را مجاز به هر قسم تصرف در