در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

خرداد و تیر 6931، دوره 1، شماره 2 06022-DOI: 10.21859/jne اثربخشی آموزش همتا بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطین بهداشت

منیره رستگار یدکی 1،*، حمیدرضا زنده طلب 2، سید رضا مظلوم 3، مهری یاوری 2

کارشناس ارشد، گروه پرستاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
عضو هیات علمی، گروه بهداشت، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
عضو هیات علمی، گروه داخلی جراحی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
* نویسنده مسئول: منیره رستگار یدکی، کارشناس ارشد، گروه پرستاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران. ایمیل:
monir.rastegar68@gmail.com

تاریخ دریافت مقاله: 12/11/1394 تاریخ پذیرش مقاله: 10/00/1391
چکیده
مقدمه: سبکزندگی ناسالم و مشکلات ناشی از آن، توجه بیشتر به برنامههای آموزش و ارتقاء سلامت را در میان گروههای مختلف جامعه ایجاب مینماید. بنابراین، این مطالعه با هدف اثربخشی آموزش همتا بر سبکزندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطین بهداشت انجام شد.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، ابتدا با نمونه گیری در دسترس ،19 واحد پژوهش از 4 مرکز تحت پوشش مرکز بهداشت شماره 3 مشهد براساس نتایج مطالعه مقدماتی انتخاب شدند. سپس به طور تصادفی، 2 مرکز به گروه آزمون) 29 نفر( و 2 مرکز دیگر به گروه شاهد) 30 نفر( اختصاص داده شد .در گروه آزمون بعد از انتخاب آموزش دهندگان همتا، مداخله آموزشی طی 0 جلسه 00-41 دقیقهای در قالب گروههای کوچک و آموزش مشارکتی اجرا شد. در گروه شاهد برنامه متداول مراکز انجام شد. در هر دو گروه ،پرسشنامه استاندارد سبک زندگی قبل و 4 هفته بعد از مداخله تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزار 10-SPSS و آزمونهای تی، من ویتنی، ویلکاکسون و مجذور کای انجام شد.
یافتهها: بعد از مداخله، میانگین نمرات سبک زندگی در گروه آزمون در مقایسه با قبل از مداخله در تمامی ابعاد افزایش معنی داری داشت) 001/0 > P(، در-حالیکه در گروه شاهد در تمامی ابعاد به جز مسئولیتپذیری سلامتی افزایش معنیداری مشاهد نشد) 01/0 < P(. تفاوت میانگین نمرات تمامی ابعاد سبک زندگی در گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد افزایش آماری معنیداری داشت
.)P > 0/001(
نتیجه گیری: آموزش همتا در ارتقاء سبک زندگی رابطین بهداشت مؤثر است، بنابراین بکارگیری آموزش همتا در برنامه آموزشی رابطین بهداشت توصیه میگردد.
کلیدواژهها: آموزش همتا، سبک زندگی، ارتقای سلامت، رابطین بهداشت
تمامی حقوق نشر برای انجمن علمی پرستاری ایران محفوظ است.

مقدمه
از سده بیستم، تلاشِ شتاب زده برای صنعتی شدن، گسترش سریع شهرنشینی و زندگی مدرن، جوامع انسانی را از نقطه نظر شیوه زندگی ،روابط اجتماعی، مسائل بهداشتی و پزشکی بیش از تمام تاریخ دستخوش دگرگونی کرد، به گونهای که قبول شیوههای نوین برای زندگی، تغییرات چشم گیری در اپیدمیولوژی بیماریها بوجود آورده و به تبع آن افزایش بارِ بیماریهای چندعاملی رخ داده است )1(. این بیماریها صرفاً تحت تأثیر فاکتورهای غیرقابل تغییر از جمله: سن ،جنس و سابقه خانوادگی نبوده و سبک زندگی افراد نقش به سزایی را در بروز آنها ایفا میکند )2( به گونهای که بیش از 00 درصد این بیماریها با سبکزندگی افراد مرتبط است )3(. سازمان بهداشت جهانی 00-00 درصد از میرایی کشورهای توسعه یافته و 10-40 درصد از میرایی کشورهای در حال توسعه را به علت بیماریهای مرتبط با سبک زندگی میداند و طبق پیش بینیهای صورت گرفته تا سال 2020 علت 0 مورد از 10 مورد مرگ در کشورهای در حال توسعه را بیماریهای غیر واگیر وابسته به سبکزندگی به خود اختصاص خواهند داد )4(. طبق گزارشات جمع آوری شده مرکز آمار ایران در سال 1390، با ادامه این روند، تا سال 1404 حدود 00 درصد بیماریهای کشور به حوزهبیماریهای غیر واگیردار و مابقی به حوادث و بیماریهای واگیردار مثلایدز اختصاص مییابد )1(. سبکزندگی، روشی از زندگی است که سببتأمین، حفظ و ارتقاء سطح سلامت افراد میگردد )4(. سبکزندگیارتقاء دهنده سلامت، جزء معطوف به ارتقاء سلامت از سبکزندگیاست که دارای دو بٌٌعد سلامت جسمانی) تغذیه، فعالیت جسمانی ،مسئولیت پذیری سلامت( و روانی) رشد معنوی، مدیریت استرس ،روابط بین فردی( است )0(. در کنار توجه به سلامت جسمانی، توجه به سلامت روان نیز از اهمیت ویژهای در سبکزندگی برخوردار است ،زیرا میتواند مستقیم یا غیر مستقیم بر سلامت جسم نیز مؤثر باشد. هیچ تردیدی وجود ندارد که وضعیت تغذیه هر فرد رابطه تنگاتنگی با سلامت جسم و روح وی دارد )0( و فعالیت جسمانی در کنار نقش غیرقابل انکار خود در تآمین و حفظ سلامت جسمانی، منجر به کاهش احساس تنهایی و محرومیت اجتماعی میگردد )2(. Harrison و همکارانش) 2000( در مطالعه خود بیان کردند که بین نوع تغذیه، فعالیت جسمانی و رفتارهای پرخطر، رابطه معنیداری وجود دارد؛ به گونهای که افراد سیگاری و کسانی که کمتر از میوه و سبزیجات استفاده میکنند و فعالیت بدنی کمتری دارند، در مقایسه با دیگران به میزان بیشتری به بیماریهای مزمن جسمی و روانی دچار میشوند و سطح سلامت پایینتری دارند )0(. همچنین موسی الرضایی و همکاران )1390( به این نتیجه دست یافتند که ارتباط معکوسی بین میزان استرس و سلامت معنوی افراد وجود دارد، به گونهای که اگر رشد روحی و سلامت معنوی افراد در سطح قابل قبولی باشد، میزان استرس کمتری را تحمل خواهند کرد و افرادی که استرس کمتری تجربه کنند شانس ابتلا به بیماریهای جسمی و روحی در آنان کاهش مییابد )9( و روابط بین فردی مؤثر؛ توانایی مقابله با استرس، رشد شخصی، افزایش کیفیتزندگی و خودشکوفایی را به دنبال خواهد داشت )10(.
از این رو، سبک زندگی نامناسب به دلیل گسترش بیماریهای جسمی و روانی؛ احساس پوچی و نارضایتی از زندگی، کاهش امید به زندگی و افزایش بار مراقبتی بهداشتی در زمینه درمان، نیروی انسانی و بازتوانی را نیز به دنبال خواهد داشت )11(. به همین خاطر ،مراقبتهای بهداشتی نوین به تدریج تمرکز خود را از بررسی میزان مرگ و میر به عنوان پیامد سلامتی به سمت گسترههای وسیعتری نظیر ارتقاء سلامت، سبک زندگی و کیفیت زندگی تغییر داده است ،تا آنجا که ارتقای سبک زندگی افراد، به یکی از اهداف مهم سازمان بهداشت جهانی در قرن حاضر، تبدیل شده است )4(. از این رو، باید نقطه نظر خاصی به اجرای برنامههای ارتقاء سلامت در زمینه سبک زندگی داشت و از آنجا که آموزش بهداشت بخش ضروری و ادغام یافته از ارتقاء سلامت است؛ یکی از موثرترین راهکارهایی است که میتواند تأثیرات مثبتی بر سبک زندگی افراد به جای بگذارد .از طرفی، برنامههای سلامت محور باید در درجه اول، بتوانند مشارکت گروههای هدف را جلب نموده و سپس با برنامههای توانمند سازی، گامی مؤثر در جهت ارتقاء سلامت جامعه بردارند )11(. به همین دلیل، امروزه استفاده از رویکردهای توانمندسازی مشارکت محور مبتنی بر جامعه، نظیر برنامه رابطین سلامت میتواند در گسترش و پیشبرد برنامههای سلامت نقش بسزایی داشته باشد. رابطین بهداشت ،زنان خانه دار یا شاغلی هستند که تحت سازماندهی و به صورت داوطلب اقدام به ارائه خدمات گوناگونی از جمله: آموزش بهداشت، موردیابی و ارجاع مددجویان به مراکز بهداشتی درمانی در سطح جامعه مینمایند. رابطین بهداشت، یکی از مهمترین حلقههای شبکههای مراقبتهای اولیه بهداشتی برای ارائه آموزش به جامعه شهری محسوب میشوند. آنها در متن جامعه قرار داشته و با تماس مستمر با افراد خانوادهها به آسانی میتوانند پیامهای بهداشتی را به مردم منتقل کنند، همچنین میتوانند به عنوان الگو، در فرهنگ سازی سبک زندگی صحیح در سطح جامعه ایفای نقش نمایند )12(. علاوه بر این، آنان عضوی از جامعه زنان هستند. در ساخت جامعه ایرانی، توجه به سلامت زنان که نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند ،نه تنها به منزله حقی انسانی شناخته شده بلکه به دلیلِ تأثیر آن بر سلامت خانواده و جامعه از اهمیت روزافزونی برخوردار میباشد. انتخاب هر نوع سبک زندگی از سوی آنان علاوه بر زندگی شخصیشان، میتواند بر عملکرد و بهزیستی جسمی، روانی، ذهنی و اجتماعی اعضای خانوادهشان مؤثر باشد و این امکان را بوجود آورد تا در آینده نسلهای سالمتری وجود داشته باشند )13(. در حالی که نتایج مطالعات، نشان دهنده کاهش فعالیت رابطین بهداشت است؛ بیاتی و همکاران) 2013( طی مطالعهای به بررسی و تبین این موضوع پرداختهاند و برخی از مهمترین علل ضعف برنامه را شامل: نامناسب بودن شیوه تدریس ،استفاده از شیوههای تدریس سنتی، عدم بکارگیری رابطین بهداشت جهت آموزش، استفاده از کتب قدیمی، بیماری محور بودن آموزشها، کم توجهی به سطح اول پیشگیری، پایین بودن سطح اطلاعات مربیان ،کمبود نیروی انسانی، نبود کارشناس ویژه در مراکز بهداشتی و بیان مطالب غیر کاربردی میدانستند )14(. بنابراین میبایست راهکارهایی را در جهت رفع کاستیها و نقایص برنامه حال حاضر رابطین بهداشت در نظر گرفت، چرا که توانمندسازی گروههای داوطلب، یکی از راهکارهای زمینه ساز گسترش خود مراقبتی و مشارکت بیشتر در جامعه محسوب میگردد )11(، با در نظر گرفتن نقایص موجود در برنامه و این که در سالهای اخیر بیشتر روی نقش مثبت و سازنده خود شخص در ایجاد، حفظ و ارتقای سلامت در مقابل پرسنل بهداشتی تاکید شده است، همچنین توجه به این مهم که بخش قابل توجهی از رفتارهای حوزه سلامت نتیجه یادگیری از دیگران و به ویژه تأثیر گروههای همتا است، استفاده از رویکرد آموزشی همتا که یک استراتژی تغییر رفتار محسوب میگردد، کارآمد به نظر میرسد )10(. همتا شخصی است متعلق به گروه اجتماعی یکسان است، این گروه اجتماعی میتواند از نظر سن، جنس، شغل، وضعیت اقتصادی-اجتماعی یا وضعیت سلامتی و سایر فاکتورها یکسان باشد. آموزش همتا فرایندی است که در آن افراد با انگیزه و آموزش دیده، مسئولیت آموزش سازمان یافته یا محاورهای را به همتایانشان به عهده میگیرند. این فرایند علاوه بر توسعه میزان آگاهی، نگرش، باورها و مهارتهای افراد، در جهت توانمندسازی آنان برای قبول مسئولیت و حفاظت از سلامتیشان هدفمند شدهاست. در این رویکرد آموزشی با توجه به ویژگیهای مشابه اعضا، یادگیری ساده و مطمئن ایجاد میشود)10, 10(. از این رویکرد آموزشی در موضوعات گوناگونی استفاده شده و برخی مطالعات به اثربخشی مثبت آموزش همتا دلالت داشتند )0, 10(. از مزایای استفاده از این رویکرد آموزشی در سطوح اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میتوان به مشارکت خود افراد در آموزش، افزایش مسئولیت پذیری، انتقال راحتتر اطلاعات، صرفه جویی در هزینه، زمان، نیروی آموزشی و بهبود هنجارهای اجتماعی و ارزشهای حمایت کننده رفتارهای بهداشتیاشاره کرد )10, 10(. در مقابل، شواهد تجربی پژوهشگران نشان میدهدکه به طور معمول در برنامههای گروه رابطین، با توجه به موضوعآموزشی اکثراً از شیوههای سخنرانی، بحث و پرسش استفاده میگرددو این مسئولیت بر عهده پرسنل بهداشتی است اما با توجه به حجمبالای مراجعه کنندگان به مراکز بهداشتی امکان ارائه آموزشهای مؤثر کم رنگ بوده است، زیرا پرسنل با کمبود وقت و زمان مواجه بوده و دیگر فرصتی برای آموزش مؤثر ندشتند و آنچه را هم که در قالب آموزش ارائه میدادند بیشتر حالت رفع تکلیف داشته است، به گونهای که جلسات آموزشی رابطین بهداشت از کمیت و کیفیت بالایی برخوردار نبودند .از این رو مطالعه حاضر با هدف اثربخشی آموزش همتا بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در رابطین بهداشت مراجعه کننده به مرکز بهداشت شماره3 مشهد انجام شد.
روش کار
این مطالعه نیمه تجربی، در سال 1394 بر روی 19 رابط بهداشت مراجعه کننده به مرکز بهداشت شماره 3 شهر مشهد با هدف اثربخشی آموزش همتا بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در میان رابطین بهداشت انجام شد. پژوهشگران پس از اخذ مجوزِ کمیته اخلاق دانشگاه و ارائه معرفی نامه کتبی به مرکز بهداشت استان شروع به کار کردند .نمونه گیری به صورت دو مرحلهای انجام شد، بدین صورت که ابتدا، به روش تصادفی ساده )قرعه کشی( از بین 1 مرکز بهداشت شهر مشهد ،مرکز بهداشت شماره 3 انتخاب شد. سپس از میان 14 مرکز بهداشت شهری،0 مرکز بهداشت روستایی، 10 پایگاه بهداشتی و 41 خانه بهداشت تحت پوشش مرکز بهداشت شماره 3، مراکز بهداشت مطهری ،امام رضا، قدس و کوی امیر به همراه 10 پایگاههای بهداشتی تحت پوشش آنها به صلاح دید مسئولین مرکز بهداشت استان ،به دلیل وسعت منطقه جغرافیایی، جمعیت تحت پوشش )بیش از یک میلیون نفر( و استقبال بیشتر از طرح رابطین بهداشت انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت در دسترس و براساس معیارهای ورود به مطالعه از جمله: تمایل و رضایت کتبی برای شرکت در مطالعه، عضویت در گروه رابطین بهداشت، شرکت در حداقل 1 جلسه از 0 جلسه آموزشیِ اخیر مراکز بهداشتی ،داشتن حداقل سواد ابتدایی، تجربه نکردن بحران شدید جسمی و روانی در طول 0 ماه اخیر و عدم ابتلا به بیماریهای مزمن نیازمند به رعایت سبک زندگی خاص؛ صورت گرفت. سپس مراکز بهداشتی به صورت تصادفی به دوگروه آزمون و شاهد تخصیص یافتند به گونهای که واحدهای پژوهش 2 مرکز به گروه آزمون )مطهری، امام رضا( و 2 مرکز به گروه شاهد )قدس، کوی امیر( تعلق گرفت.
جهت محاسبه حجم نمونه از میانگین و انحراف معیار نمرات سبک زندگی کل و ابعاد شش گانه آن، در طی یک مطالعه مقدماتی بر روی 20 واحد پژوهش) 10 نفر در هر گروه( استفاده شد. به این صورت که بیشترین حجم نمونه در فرمول مقایسه میانگینها بر اساس نمره سبک زندگی کل، 12 نفر در هر گروه محاسبه شد که به منظور اطمینان بیشتر، پیش بینی ریزش احتمالی و انتخاب آموزش دهنده همتا از میان واحدهای پژوهش ،00 نفر وارد مطالعه شدند )30 نفر گروه آزمون ،30 نفر گروه شاهد( که در نهایت به دلیل انتخاب آموزش دهندگان همتا و ریزش نمونه ،19 نفر باقی ماندند. روش گردآوری اطلاعات، خودگزارش دهی و ابزار مورد استفاده پرسشنامهای مشتمل بر دو بخشِ مشخصاتجمعیت شناسی و نیمرخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت
)HPLPII:Health-Promoting Lifestyle Profile II( بود .این ابزار بر اساس الگوی ارتقاء سلامت پندر در سال 1900 توسط والکر و همکاران طراحی شد که پس از بازنگری مجدد ابزار در سال 1990 و تأیید پایایی و روایی آن در میان 012 فرد بالغ بین 10 تا 92 سال، به عنوان ابزار استاندارد سنجش سبک زندگی معرفی شدکه حاوی 12 سؤال در شش زیر مقیاس: تغذیه) 9 سؤال(، فعالیت جسمانی) 0 سؤال( ،مسئولیت سلامتی) 9 سؤال(، مدیریت استرس) 0 سؤال(، روابط بین فردی )9 سؤال( و رشد معنوی) 9 سؤال( میباشد. ارزیابی سبک زندگی در تمام سؤالات با مقیاس 4 درجهای )1 = هرگز،2 = گاهی،3 = معمولاً و 4 = همیشه( صورت میگیرد. محدوده نمره کلی سبک زندگی بین 200-12 است .برای هر بعد نمره جداگانه قابل محاسبه است )0(.
پایایی و روایی این ابزار در فرهنگها و جوامع مختلف مورد تأیید قرار گرفته است. حسینی و همکاران) 1391( نیز به روانسنجی این ابزار به زبان فارسی پرداختند که روایی ابزار به شیوه روایی محتوی و سازه و پایایی آن به روش آزمون مجدد) 92/0 = r( و همسانی درونی )ضریب آلفای کرونباخ 91/0 = α( مورد تأیید قرار گرفت )0(. در این مطالعه نیز روایی ابزارهای مورد استفاده، توسط 10 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و با روش روایی محتوی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه از روش همسانی درونی )ضریب آلفای کرونباخ 00/0 = α( برای کل ابزار تأیید گردید. روش اجرای مطالعه بدین صورت بود که پژوهشگر پس از اخذ مجوزِ کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی مشهد و معرفینامه کتبی از معاونت آموزشی به مرکز بهداشت استان و دریافت معرفی نامه از مرکز بهداشت استان برای مرکز بهداشت شماره 3، به واحد مربوطه مراجعه و چهار معرفی نامه برای مراکز سیلو، احمدی، مطهری و امام رضا اخذ کرد، سپس به مراکز مورد نظر مراجعه و پس از ارائه مجوز به ریاست این مراکز و معرفی پژوهش و اهداف آن، ضمن کسب اجازه از مسئولین، با هماهنگیهای لازم در کلاس آموزشی رابطین بهداشت هر مرکز حضور یافت و بعد از معرفی خود، هدف از انجام پژوهش را برای آنها توضیح داد، سپس در صورت کسب معیارهای ورود به مطالعه، فرم رضایت آگاهانه شرکت در پژوهش، در اختیارشان قرار گرفت و پس از کسب رضایت کتبی، به مطالعه وارد شدند .ابتدا در هر دو گروه پیش آزمون صورت گرفت .سپس در گروه آزمون، در مرحله اول، از میان واحدهای پژوهش ،1 نفر از افرادی را که علاوه بر تمایل و رضایت به پذیرش نقش آموزش دهنده همتا، بیش از 10 درصد نمره پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را کسب کرده بودند، انتخاب شدند، سپس در 2 جلسه 2 ساعته آموزش با محتوی در برگیرنده ابعاد 0 گانه سبک زندگی که در قالب سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث، نمایش و استفاده از وسایل کمک آموزشی نظیر تخته، ماژیک و اسلاید، توسط پرستار بهاشت جامعه در محل مرکز بهداشت برگزار شد، شرکت کردند و در انتها ،3نفر که بیشترین نمره از مقیاس سنجش مهارت آموزشی را کسب کرده بودند ،به عنوان آموزش دهنده همتا انتخاب شدند. هر آموزش دهنده همتا یک گروه 12-0 نفره از رابطین بهداشت را براساس سن، سطح تحصیلات، تمایل و علاقه رابطین برای عضویت در هر گروه تشکیل دادند و برنامه آموزشی خود را با محتوی در برگیرنده ابعاد شش گانه سبک زندگی در 0 جلسه 00-41 دقیقهای به مدت یک ماه به روشمشارکتی در مراکز بهداشتی اجرا کردند. لازم به ذکر است که گروهشاهد آموزش خاصی دریافت نکردند و از برنامه مراکز بهداشتی درزمینه بیماریابی سل بهره گرفتند. در پایان مراحل جمع آوری اطلاعاتبه منظور رعایت اخلاق در پژوهش جزوه آموزشی سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت در اختیار واحدهای پژوهش گروه شاهد قرار داده شد .پس آزمون 4 هفته بعد از اتمام مداخله و با تکمیل مجدد پرسشنامه سبک زندگی در هر دو گروه صورت گرفت .دادهها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 10 و آزمونهای تی، من ویتنی ،ویلکاکسون و مجذور کای جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.
جدول 1: توزیع فراوانی واحدهای پژوهش بر حسب مشخصات جمعیت شناسی در دو گروه آزمون و شاهد
آزمون آماری کل شاهد آزمون مشخصات جمعیت شناسی
P = 0/000 و X2 سن
)33/0( 14 )20/0( 0 )20/0( 0 24-33
)41/0( 20 )40/0( 14 )44/0( 13 34-44
)30/1( 10 )33/3( 10 )20/0( 0 41-11
)100( 19 )100( 29 )100( 30 کل
P = 0/321 و X2 تأهل
)90/3( 10 )90/0( 29 )100( 29 متأهل
)1/0( 1 )3/3( 1 )0/0( 0 همسر فوت شده
)100( 19 )100( 30 )100( 29 کل
P = 0/391 و Fisher تحصیلات
)20/0( 10 )30/0( 9 )20/0( 0 ابتدایی
)30/1( 10 )23/3( 0 )30/9( 11 سیکل
)39/0( 23 )40/0( 14 )31/0( 9 دیپلم
)1/0( 1 )0/0( 0 )3/4( 1 بالاتراز دیپلم
)100( 19 )100( 30 )100( 29 کل
P = 0/902 و X2 اشتغال
)0/0( 4 )0/0( 2 )0/9( 2 شاغل
)93/2( 11 )93/3( 20 )93/1( 20 خانه دار
)100( 19 )100( 30 )100( 29 کل
P = 0/13و Fisher میزان درآمد ماهیانه
)02/9( 43 )03/3( 21 )02/1( 10 کمتر از حد کفاف
)21/4( 11 )13/3( 4 )30/9( 11 در حد کفاف
)1/0( 1 )3/3( 1 )0/0( 0 بیش از حد کفاف
)100( 19 )100( 30 )100( 29 کل
P = 0/001 و Fisher ترکیب خانواده
)3/4( 2 )3/3( 1 )3/4( 1 به تنهایی
)11/3( 9 )10/0( 3 )20/0( 0 همسر


پاسخ دهید