دانلود پایان نامه

– آموزش تدابير مقابله:

روشهايي كه تحت عنوان شيوه هاي مقابله اي توضيح داده شده از جمله فنوني هستند كه معمولاٌ خود افراد در مواجهه با رويدادهاي استرس زا بكار مي گيرند. گذشته از اين تدابير هركسي مي تواند جهت پيشگيري از پيامدهاي رواني و جسمي استرس، روش هاي مقابله اي مناسب را ياد بگيرد، تعدادي از اين روش ها را روان درمانگران طي جلسات مختلف درمانگري به مراجعان آموزش مي دهند. درمان هاي مبتني بر مهارت هاي مقابله از روش هاي شناختي و رفتاري متعددي تشكيل شده كه در جريان آن با هدف كمك به افراد مجموعه اي از مهارت ها آموزش داده مي شود تا بدين ترتيب افراد بتوانند در بسياري از موقعيت هاي استرس زا سازگاري لازم بدست آورند. فرض بر اين است كه ناراحتي اشخاص مضطرب و افسرده آنچنان است كه حل بسياري از مشكلات آنها مستلزم يادگيري مهارت هايي براي مواجهه با آنها يا نيازمند تغييراتي در فعاليت هاي روزمره، موقعيت هاي محيطي يا در حالت كلي رفتارهاي آنهاست(زرب[1]، 1992 ؛ ديماتو[2]، 1991 ؛ بنت[3] و همكاران، 1990 ؛ به نقل از باصري، 1382) اهم اين روش ها عبارتند از :

  • تنش زدايي[4]:

روشي بسيار موفق براي كمك كردن به افرادي است كه دچار استرس هستند. اين روش اغلب به عنوان بخشي از برنامه حساسيت زدايي نظامدار است كه به منظور كنترل استرس هاي ناشي از ترس يا اضطراب از موضوعات مشخص بكار برده مي شود. در حساسيت زدايي نظامدار سلسله مراتب محرك هاي استرس زا مشخص مي شود و پس از انجام تنش زدايي فردبه تدريج موقعيت هاي استرس زا را تجسم مي كند و با آن موقعيت ها در عمل مواجه مي شود .گل فند[5](1978 ) وريم و مسترز[6](1979 ) موفقيت هاي ناشي از استفاده از حساسيت زدايي نظامدار را در كاهش استرس گزارش كرده اند.

  • پس خوراند زيستي[7]

در اين شيوه آموزش، فرد درباره برخي جنبه هاي حالت فيزيولوژيكي خود اطلاعاتي (پسخوراند) دريافت نموده و بعد تلاش مي كند آن حالت را تغيير دهد. اين روش در كنترل درد و درمان اختلال هاي ناشي از استرس از قبيل سر درد تنشي موثر است. گاهي نيز از آن بعنوان پيشرفته ترين روش در درمان اختلال هاي ناشي از استرس نام برده مي شود.

بنت (1990) در روشي با عنوان جرات آموزي به كساني كه استرس آنها ناشي از حضور در جمع است، آموزش داده كه چگونه با تسلط بر محيط خودشان مشكل را برطرف كنند. روش هاي اصلاح رفتار كمك مي كنند تا واكنش هاي نامناسب به استرس كاهش يابد. در اين رابطه مي توان به فنوني همچون بازي نقش، برنامه ريزي توام با هدف و آموزش حل مسئله اشاره داشت. پيامدهاي فيزيولوژيكي رويدادهاي استرس زا معمولاً با تمرين هاي بدني كاهش مي يابد. بعلاوه تمرين هاي ورزشي تحريكات جسمي حاصل از استرسورها را كاهش مي دهد و سبب آزاد سازي جريان خون مي شود و مي تواند در آرام ساختن شخص موثر باشد.

  • بازساخت دهي شناختي[8]:

در اين مهارت ها به شخص كمك مي شود كه برداشت يا تعبير خود از استرسورها را اصلاح كند و عقايد شخصي، انتظارات و ارزيابي خود از فشارهايي را كه با آن مواجه مي شود را تغيير دهد. بر اساس روش هايي همچون درمانگري تعقلي- هيجاني و شناخت درمانگري بك تغيير در برداشت شخص از رويداد استرس زا سبب تغيير در واكنش هاي ذهني و فيزيولوژيكي او به آن رويدادهاي مي شود(ديمائتو، 1991 ؛ به نقل از باصري، 1382). استفاده از اين روش ها در كاهش استرس افراد مضطرب و افسرده با موفقيت همراه بوده است. در حوزه هاي گوناگون زندگي پاسخ هاي معيني براي مقابله يافت مي شوند كه از لحاظ نتايج مثبتي كه به بار مي آورند تفاوت چشمگيري با ديگر پاسخ ها دارند. مثلاً يك روش مقابله كم ارزش تر شمردن كار است. به اين معني كه كار و استرس مربوط به آن را در مرتبه دوم اهميت قرار دهيم و قدري از آن فاصله بگيريم(پيرلين و اسكولر، 1984 ؛ به نقل از باصري، 1382).

يكي از مهمترين روشهاي شناختي- رفتاري در كاهش استرس تحت عنوان آموزش ايمن سازي در برابر استرس است. با اجراي اين روش كه توسط ميچن باوم[9](1983) معرفي شده، توانايي فرد در مقابله با استرسورها افزايش مي يابد. آموزش در سه مرحله انجام مي شود: در مرحله اول كه آمادگي شناختي نام دارد، اطلاعات لازم درباره استرسورها و پيامدهاي آن به دست مي آيد. بدين ترتيب معلومات شخص از روشهاي مختلف مقابله افزايش مي يابد، مثلاً ياد مي گيرد كه مقابله با استرسورها مستلزم تجسم ذهني و مواجهه علمي است(فويرشتاين[10] و همكاران، 1987)؛ مرحله دوم اكتساب مهارت ها و تكرار  آنهاست. طي اين مرحله فنون رويارويي شناختي و رفتاري عملاً براي رفع مشكل اصلي به كار گرفته مي شود. شخص روش هايي همچون تنش زدايي، آموزش مهارت هاي اجتماعي و جرات ورزي را تمرين كرده و آنها را تكرار مي كند. در مرحله سوم كه تمرين كاربردي نام دارد، شخص فنوني را كه ياد گرفته در زندگي عملي خود هنگام مواجهه با رويدادهاي استرس زا بكار مي گيرد.

از فنون آموزش ايمن سازي در برابر استرس بعنوان روشي موفق در كاهش بسياري از مشكلات از جمله اضطراب، انواع هراس، كنترل درد و خشم نام برده شده است. نواكو(1975) كاربرد اين روش را براي كنترل خشم در تعدادي از بيماران موفقيت آميز توصيف كرد. بر اساس اين روش در طي مرحله شناختي بيماران توانستند اطلاعات لازم را در زمينه خشم خود بدست آورند. در مرحله دوم مهارتهاي رويارويي شناختي از جمله تجسم ذهني را تمرين كردند و در مرحله بعد آنرا در موقعيت هاي واقعي زندگي خود بكار گرفتند(باصري ،1382). در ميان شيوه هاي سازگاري و مقابله با استرس، روش سازگاري و مقابله ديني4 از اهميت زيادي در سازگاري جسماني و رواني برخوردار است. به باور بسياري از متخصصان باليني عوامل مذهبي دروني داراي اثرات اجتماعي، فرهنگی، رواني بدني و خانوادگي بر زندگي فرد است(ابراهيمي و بوالهري ذوالفقاری، 1381).

تعريف مقابله و روش های مقابله ای :

از ديدگاه لازاروس و فولكمن (۱۹۸۴) مقابله عبارت است از: تلاش‌هاي فكري، هيجاني و رفتاري فرد كه هنگام رو به رو شدن با فشارهاي رواني به منظور غلبه كردن، تحمل كردن و يا به حداقل رساندن عوارض استرس به كار گرفته مي‌شود(دافعي، ۱۳۷۶). مقابله، نيازمند بسيج و آماده ‌سازي نيروها و انرژي فرد است كه با آموزش و تلاش به دست مي‌آيد، لذا با كارهايي كه به طور خودكار انجام مي‌شود تفاوت اساسي دارد.

تدابير و منابع مقابله‌اي :

تدابير مقابله‌اي افكار و رفتارهايي هستند كه پس از رو به رو شدن فرد با رويداد استرس‌زا به كار گرفته مي‌شوند، در حالي كه منابع مقابله‌اي ويژگي‌هاي خود شخص هستند كه قبل از وقوع استرس وجود دارند، مانند برخورداري از عزت نفس، احساس تسلط بر موقعيت، سبك‌هاي شناختي، منبع كنترل، سبک دلبستگی، خوداثربخشي و توانايي حل مسئله(وفايي بوربور، ۱۳۷۸). از جمله امور مهم در اين رابطه ارزيابي فرد از توانايي‌هاي خودش براي رويارويي با مسئله است. اين ارزيابي‌ها ممكن است مطابق با واقعيت و توانايي‌هاي واقعي فرد باشد و يا مطابق با واقعيت و توانايي‌هاي او نباشد، ولي هر چه هست برداشت‌هاي فرد از توانايي‌ها و قابليت‌هايش تعيين كننده اصلي براي مقابله با دشواري ها مي‌باشد. اگر فرد احساس ناتواني بكند با وجود همه مهارت هايي كه آموخته نخواهد توانست از عهده مشكل برآيد. ارزيابي افراد از توانايي خود براي رويارويي با مسائل طي سه مرحله شكل مي‌گيرد كه در شكل دادن به رفتارهاي مقابله‌اي خيلي مؤثر است:

  • در اين مرحله فرد به ارزيابي موقعيت پيش‌بيني‌كننده استرس و تهديد مي‌پردازد. مثلاً شخص اين سئوال را از خود مي‌پرسد كه آيا موقعيت تهديدكننده است يا خير؟
  • در اين مرحله فرد به ارزيابي توانايي خود جهت انجام دادن كاري در ارتباط با موقعيت استرس زا مي‌پردازد، در اين باره فرد از خود مي‌پرسد براي حل مسئله پيش آمده چه مي‌توان كرد؟
  • در مرحله سوم فرد به ارزيابي مجدد موقعيت مي‌پردازد كه آيا قضاوت او از موقعيت يا منابع موجود براي رويارويي درست بوده است يا نه. او رفتارهاي خود را بر اين اساس تعديل و بازسازي مي‌كند(دافعي، ۱۳۷۶).

 

[1] – Zerb

[2] – Dimaeto

[3] – Bant

[4] – Assersian training 

[5] – Golfind

[6] – Warim amd Masters

[7] – Role- playing

[8] – Cognitive- restructuring

[9] – Michen Bavem

[10] – Foereshtan