دانلود پایان نامه

ارتباط جنسی

جنسیت هم یک پدیده ی روان شناختی وهم یک پدیده ی اجتماعی است. تنها برای مطالعه جنبه روان شناختی جنسیت نمود جنسیت در سطح بی مانند یک شخصی مطرح است و به گونه ای مصنوعی می‌بایست جنسیت را از بعد سیاسی اقتصادی واجتماعی که براستی بخشی ازآن محسوب می شود مجزا شود. برای درک حدس جنسیت مانند روان شناسان باید آماده شویم تاخارج از حیطه‌ی روان شناختی گام برداریم.

جنس: یک اصطلاح زیست شناختی است که بر کروموزوم های مشخص که در سلول های بدن حمل می شود برمی گردد. بیست وسه جفت کروموزوم مربوط به جنس هستند یا با ترکیب xx مؤنث ویا با ترکیب xy (مذکر) و(درحالت عادی) سبب تولید دو الگوی متفاوت توسعه ی جهانی می‌شوند که ما آنها را در رابطه با مردان وزنان می شناسیم(بید،1385) .

رابطه جنسی نقش اساسی در روابط صمیمانه ناشی از ازدواج، زندگی مشترک یا شکل­های دیگر زندگی، بازی می­کند. کلینیک ما پذیرای همه نوع زوج است و ما تمایزی بین زوج­های مراجعه­کننده برای درمان قایل نیستیم. وجود بیماری روانی،معلولیت جسمی، یا اختلال ذهنی مانعی برای زوج­هایی نیست که از مساله جنسی شکایت دارند. ما همچنین به زوج­های دارای پیشینیه فرهنگی بسیار متفاوت یاری رسانده­ایم.از آن­جا که ما معمولا زوج­هایی را می­بینیم که غیر هم­جنس و از نظر جسمی و ذهنی سا­لم هستند.معمولا تصور این است که رابطه جنسی دارای سه جزء است؛ یعنی تمایل، برانگیختگی و ارگاسم. هر یک از این اجزاء پاسخ­های جسمی عاطفی را در بر­می­گیرد. با این وجود، گوناگونی گسترده­ای در شکل پاسخ افراد در چارچوب این سه جزء و در برابر نیاز­های متفاوت شریک جنسی وجود دارد. هنگامی که جنبه­های جسمی و عاطفی بر­انگیختگی جنسی دو نفر نا­همخوان باشد، به سادگی سوءتفاهم­ها شکل می­گیرد. برای مثال، یک مرد ممکن است هنگامی که زنش از دست او عصبانی و در نتیجه برانگیخته است، او را بسیار جذاب بیاید؛ در حا­لی که عصبانیت زن ممکن است او را از بر­انگیخته شدن باز دارد، و بنابراین نتواند جواب­گوی خواهش­های بعدی مرد باشد. دیگری ممکن است یک معاشقه پر شور و جدی را خواهان باشد در حالی که شریک جنسی به دنبال یک معاشقه سرگرم­کننده و نه چندان جدی باشد. چنین زن و شوهری به­سختی ممکن است متوجه تفاوت­های خود در تمایل و بر­انگیختگی شوند؛ گاه فقط وقتی زن درگیر رابطه­ای دیگر شد و زوج برای درمان مراجعه کردند، شوهر متوجه می­شود که باید معاشقه با همسر را جدی­تر بگیرد، و قادر می­شود در امر معاشقه جنبه­های سرگرمی و شوخی آن را نیز در نظر بگیرد(کرو،ریدلی،1384).

 

2-8-نقش های جنسیتی

نقش یک اصطلاح به عاریت گرفته شده ی جامعه شناختی است. همان گونه که شما ممکن است حدس بزنید از تأثیر نقش به مجموعه ای از رفتارها بر می گردد وظایف و انتظار‌های فرد را مقید می سازد به اشغال یک موقعیت اجتماعی ویژه همانند کشیش یا افسر پلیس نقش‌های جنسیتی به روش هایی رجوع می کند که ما انتظار داریم که زنان و مردان با آن  روش ها رفتار کنند بنابراین نقش همچنین دارای یک عنصر کشش متقابل است و بر دو جانبه بودن دلالت دارد تقسیم کار جنسی شماری از روش های انجام کار وجود دارد که تحت آن کــاری که زنان و مردان انجام می‌دهند بین آن ها تقسیم می‌شود. «تقسیم کار جنسی عمومی »به این واقعیت برمی گردد درمقایسه با زنان  احتمال  بیشتری وجود دارد که مردان موقعیت برتر، دستمزد خوب وهمچنین مشاغل امنی را اشغال کنند تقسیم کار جنس افقی به روشی برمی گردد که تحت آن رتبه ی مشاغل وشاغلان براساس جنسیت تعریف و تعیین می شود درمورد زنانگی و مردانگی این اصطلاحات به انتظارهای اجتماعی و فرهنگی بر می گردد که حدآن فرد مقید شده که یک زن باشد یا یک مرد.زنانگی ومردانگی تمام ابعاد اندیشه ها و رفتارها، وخواسته ها و آرزوها ی ما ، نگاره ی ظاهری ما و مانند این ها را پوشش می دهد. چون زنانگی و مردانگی به لحاظ اجتماعی ساخته شده وتوسعه یافته اند خوهای زنانگی و مردانگی بوسیله مردمی که فرهنگی مشترک دارند تولید و بـاز تولیـد می شوند ارضای غرایز جنس زن در نتیجه یک زن را به یک شریک زندگی بهتر برای مـــردان  مبــدل می سازد، کار خارج از منزل خانواده یا زندگی خصوصی را مهیج تر یا «مساوات طلب» تر می­سازد استقلال مالی این اطمینان را به وجود می‌آورد که بچه با وجود ماهیت ناکارامد جنس مخالف(زنان) می­توانند حمایت شوند. واقعیت آن است که بیشتر زن و شوهر ها هرگز یاد نگرفته اند که برای داشتن روابط جنسی بهتر جز از طریق شکایت از وضع موجود با یکدیگر گفتگو کنند. حال آنکه عشق ورزی عملی صرفاً غریزی نیست بلکه هنری است که باید فـــراگرفته شود وانتقــاد مثبت نه تنها می تواند وسیله مؤثری برای آموزش باشد بلکه نمایانگر آن است که طرف مقابل از کوششی که همسر برای برآوردن انتظارات جنسی او از خود نشان می دهد قدردانی کنددرواقع پشبرد روابط جنسی منوط به آن است که طرفین مطالعات بالقوه مفید خودرا با یکدیگر مبادله کنند به عبارت دیگر به طرز سازنده ای از یکدیگر انتقاد کنند به نظر جان گاگفن[1] (جامعه شناس) برای حل ورفع مسائل مشکلات جنسی باید با آن به طورمستقیم برخورد کرد.( احمدی ،1383، 163- 23).

[1] – John Gogfn