مقالات و پایان نامه ها

تئوری گتمن :پایان نامه درمورد ادراک کودکان

دی ۲۱, ۱۳۹۷

تئوری گتمن : ویژه موتور ( دید حرکتی )

گتمن به سال 1965 مدلی از رشد نظام حرکتی و ارتباط متقابل آن با دگیری ابداع کرده است . گتمن که یک  بینایی سنج است مدل ابداعی اش نیز متاث از زمینه فکری و شغلی اوست . در مدل گتمن تاکید روی رشد vision یا « دید » است . مفهوم « دید » در تئوری گتمن قابل مقایسه با مفهوم ادراک است و منظور از آن یک نوع توانمندی است که انسان از طریق یادگیری بدست می آورد ، توانمندی فهم چیزهایی که دریافت آن ها از راه لامسه و ذائقه یا شامه و سامعه برای انسان مقدور نیست .
« دید » فراگردی است که آدمی طی آن مکان ( فضا )[1] را به عنوان یک کل ادراک می کند و در این معنی با مفهوم بینایی و حساسیت بصری متفاوت است . چرا که بینایی به بیان ساده تر پاسخی است در برابر نور ، و حساسیت بصری هم به وضوح یا شدت نوری مربوط می شود که به شبکیه می تابد . دید در این چارچوب قابل یادگیری است و توانی است که انسان با استفاده از آن جهان را و رابطه خود را با آن می تواند تفسیر و تعبیر کند .

مدل دید حرکتی

مدل دید حرکتی گتمن کوشش می کند مراحل رشدی عملکرد کودک را در کسب مهارت های حرکتی وادراکی نشان دهد . این مدل برای نشان دادن وابستگی هر مرحله موفقتیت آمیز رشد به سطح پیشین طراحی شده است . هر سطح یا ردیف از تعدادی فعالیت های جداگانه ترکیب می شود . ردیف ها یا سطوح یادگیری که در این مدل طرح شده در پایین توضیح داده می شود .
نظام پاسخ فطری : کودک زندگی خود را با نظام پاسخ فطری آغاز می کند . این نظام که کودک آنرا با خود در لحظه تولد بهمراه می آورد ، آغاز تمام یادگیری هاست . پاسخ های حرکتی درون این نظام نا آموخته است و بهمین دلیل باید در لحظه تولد سالم بوده و بتواند عمل کند . این پاسخ ها شامل ،: رفلکس تونیک گردن ( TNR ) ، کیه یک حالت اساسی یا نقطه شروعی در حرکت کودک است ؛ رفلکس از جا پریدن ، که یک واکنش بدنی به صداها و یا تشعشع ناگهانی نور است ؛ رفلکس نور ، که نخست با تنگ هم قرار دادن پلک ها و بعدها با کاهش اندازه مردمک چشم وقتی که در معرض تابش نور قرار می گیرد ؛ بوجود می آید ؛ رفلکس چنگ زدن و گرفتن اشیاء که به فراخنای توجه کودک مربوط می شود ؛ رفلکس دوسویه[2] که به سهولت انجام حمله ضد حمله در حرکات بدنی مربوط می شود ،؛ رفلکس ایست ـ جنبشی[3] که حالت آرامش و دقت یا آمادگی برای عمل ؛ و رفلکس میوتاتیک[4] به آگاهی بدن نسبت به وضعیت خود مربوط می شود(علیزاده،1385) .
نظام حرکتی عام  : سطح بعدی یادگیری از سوی گتمن نظام حرکتی عام نام گذاری شده است .در این مدل ، نظام حرکتی عام ـ مهارت های حرکتی یا اعمال جا به جایی را ارائه می کند مانند . خزیدن ، راه رفتن ، دویدن ، پریدن ، جست و خیز کردن ، لی لی کردن ، از راه این فعالیت ها کودک می تواند اطلاعات بدست آمده در نظام پاسخ فطری را تشکل بخشد . او مهارت های تحرک ، توازن و هماهنگی را در این هنگام بدست می آورد . کودکی که نتواند مهارت کامل در فعالیتهای این ردیف را کسب کند ، در حرکات خود ناشی بوده و هماهنگی لازم را نخواهد داشت . بعلاوه ، کودکی که قادر به تکمیل مهارتهای حرکتی عام در این سطح نباشد نخواهد توانست پایه ثابت و استواری را در بنای مستمر هرم یادگیری بوجود آورد . به همین دلیل کودکان نیاز به فعالیت های بدنی دارند تا رشد مهارت های حرکتی عام یا بزرگ را در آنها موجب شود(علیزاده،1385)  .
 
نظام حرکتی خاص: این ردیف نظام های حرکتی خاص را ارئه می کند و بر روی سطوح اول و دوم بنا می شود . مهارت های این نظام ترکیب برگزیده تر و کاملتر مهارتهای حرکتی است . روابط چشم و دست ، آمیزش و ترکیب دو دست ، روابط ، دست ـ پا ، بیان کلامی ، و روابط حرکات دست و چهره[5] ( تن گفتار ) ، کودکان قبل از اینکه در مهارت های اساسی تر و پیشین بتوانند چیره دستی پیدا کنند لازم است که تمرینا زیادی روی اعمال حرکتی ظریف انجام دهند . گتمن مشاهده کرد کودکی که نمی تواند مربعی را رنگ بزند ، یا اشکال گوشه دار را ببرد ، احتمالا نیاموخته است که دست خود را بکار گیرد تا بتواند در بریدن دورتادور گوشه ها نیز از نظام حرکتی کامل خود استفاده کند(شهبازی،1382). .
نظام حرکتی چشمی  : نمایانگر نظام حرکتی چشمی است. حرکت چشم ها باید در یک روال بخصوص برای موفقیت در انجام تکالیف کلاسی توسعه یافته و کنترل شود . نظام چشمی ( بصری ) پس از دریافت اطلاعات دارای دو وظیفه است : آزمایش و فعال سازی مدارهای اجرایی ـ هر چشم دارای یک مدار اجرایی است ـ که پیوسته باید در حال تماشا و تعادل باشند . گتمن مدعی است که مهارت های حرکت جشم اغلب کاری مسلم فرض می شود . کودکانی هستند که در آزمایش چشمی دید کامل  دارند ، با این حال معایبی در روابط دید دو چشمی دارند که موجد ناراحتی و فشار یا حتی دو بینی به هنگام انجام تکالیف درسی از فاصله نزدیک می شود . کودک باید یاد بگیرد که چشم های خود را در امتداد سطرهای کتاب کنترل کرده و آنها را توامان بکار گیرد . مهارت های چشمی عبارتند از : تثبیت ، توانایی تعیین هدف بینایی ـ جابجایی ؛ حرکت بصری از یک هدف به هدف دیگر ـ تعقیب ، توانایی پیگیری یک هدف متحرک با هر دو چشم ، چرخش با حرکت آزاد هر دو چشم به هر طرف و تمام جهات(علیزاده،1385)  .
نظام گفتاری ـ حرکتی: این مدل به گفتار ـ حرکتی و نظام یگانه سازی[6] شنودی مربوط می شود . مهارت هایی که این سطح داراست عبارتند از : وِروِر کردن ، گفتار تقلیدی ، و گفتار کامل . گتمن متوجه یک رابطه متقابل[7] در این سطح بین دید و کارگردهای زبان شده است . به عنوان یک دید سنج ، او بر این باور است که مهارت در نظام گفتار ـ حرکتی بستگی به نظام های بینایی و چشمی کارآمد و بی نقص دارد . (سید محمدی،1388).
نظام تجسمی  : واژه تجسمی نه تنها به توانایی یادآوری یا بازخوانی دیده های پیشین اطلاق می شود ، بلکه شنیده ها ، لمس شده های یا احساس های قبلی را نیز در بر می گیرد . این نظام، توانایی به نظر آوردن ، بازخوانی یا تجسم تصویر ذهنی از سوی فرد مربوط می شد که همه این ها در غیاب محرکات حسی اصلی انجام می گیرد . تمام حواس ( لامسه ، شنوایی ، حس و حرکت و … ) به این توانایی کمک می کنند . این سطح از یادگیری گاهی اوقات شبیه سازی ذهنی[8] نامیده می شود (سید محمدی،1388)..
دو نمونه از نظام تجسمی قابل ذکر است : تجسم بی درنگ که بدان وسیله آدمی با احساس یک چیز می تواند آنرا در مقابل چشمانش مجسم سازد . و تجسم گذشته ـ آینده ، که بدان وسیله شخص می تواند واقعه ای را که دیروز برایش اتفاق افتاد مرور کند و از طریق آن حادثه ای را که ممکن است فردا برای او پیش آید تجسم نماید. 0
« دید » یا « ادراک » ردیف: بیانگر حدوث دید یا ادراک است که در این مدل به صورت واژه های مترادف بکار رفته است . تمام تجربیات ، مهارت ها ، و نظام هایی که بوسیله سطوح یا ردیف های زیرین فراهم آمده اند موجب حدوث « دید » یا « ادراک » می گردند . ازینرو در این مدل ، دید یا ادراک نتیجه مستقیم یادگیری کامل و بی نقص در سطوح پشتیبانی زیرین است . یعنی دید یا ادراک از راه رشد مهارت های حرکتی پیشین آموخته می شود(رحمانی نیا،1382). .
[1] Space
[2]  reciprocal
[3]  Stato – kinetic
[4] myotatic
[5] gesture
[6] integration
[7] interplay
[8] imagery