مقالات و پایان نامه ها

دورنمای شادکامی.پایان نامه خودکارآمدی، شادکامی و درگیری والدین در امور تحصیلی

دی ۲۰, ۱۳۹۷

دورنمای تکاملی شادکامی[1] در روان شناسی:
شادکامی هدف مشترک تمام افرادی است که به سمت نیل به آن در تکاپو هستند، اما برای بسیاری از مردم این هدف به طور ناکام کننده ای دور از دسترس باقی مانده است. زندگی مدرن برای انسان های امروزی برکاتی به همراه داشته است. فن اوری پزشکی مرگ و میر کودکان را در بسیاری از بخش های دنیا کاهش داده است. بسیاری از امراضی که اجدادمان را تهدید می کرد ریشه کن شده است. درد روان شناختی، افسردگی و اضطراب را می توان با لیتیوم[2]، پروزاک[3] و سایر داروهای روان گردان تخفیف داد. نیروهای متخاصم محیطی داروینی از قبیل سرما، گرما، انگل ها، شکارچیان و کمبود غذا دیگر تهدید کننده جان انسان ها نیستند و مردم در قیاس با اجدادشان در رفاه حیرت انگیزی به سر می برند(مظفری،1382).
محیط های متراکم زندگی که توسط هزاران انسان دیگر احاطه شده است، احساس گمنامی و ناتوانی در سازمان های بزرگ و در عین حال، محروم ماندن از حمایت های اجتماعی خویشاوندان گسترده منجر به آسیب های گوناگونی شده است. انسان های قدیم ممکن بود با یک یا دو جین انتخاب بالقوه همسر رو به رو باشند اما انسان های جدید با هزاران انتخاب بالقوه همسر مواجه هستند. آن ها به وسیله تصاویر جذاب رسانه ها بمباران می شوند که در نتیجه ممکن است باعث انتظارات نامعقول در مورد کم و کیف همسران قابل دسترس گردد. به عقیده روان شناسان تکاملی رگ بار تصاویر جذاب انسان های دیگر ممکن است مشکلات روان شناختی و اجتماعی به همراه داشته باشد. مثلا در یک سری مطالعات مشاهده شده است که مواجهه متعدد با تصاویر زنان زیبا، باعث کاهش تعهد مردان نسبت به همسرشان می شود(مظفری،1382).
2-2-2-1. شادکامی و مفهوم آن
در یکی دو دهه اخیر رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه روانشناسان بسیاري قرار گرفته است (سلیگمن[4] و سکزنتمی هالاي [5](2001). یکی از مباحثی که در سال هاي اخیر در رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه قرار گرفته است، مبحث شادي[6]  است.
واژه شادي مفهومی روانشناختی است که داراي تعاریف و ابعاد مختلفی می باشد. در واژه نامه ها، شادي با واژه هایی هم چون خوشحالی، شادکامی، خوشی و نشاط هم معنا دانسته شده است (معین،1371). در سطح عموم مردم شادي، بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان افسردگی و دیگر عواطف منفی است. در مباحث روانشناختی شادي به عنوان یکی از  هیجانات مثبت طبقه بندي شده است که انسان ها در فعالیت هاي روزمره خود آن را تجربه می کنند.
در تبيين شادكامي ، دو مكتب اصلي تفكر وجود دارد : لذت گرايي [7]يك نظريه روان شناختي است كه طبق آن ، ارگانيزم به منظور جستجوي لذت و دوري از درد انگيخته مي شود(فرانكن[8]،1998). لذت گرايي به طور كلي شامل احساساتي است كه نتيجه اي از درون شد[9] به نظام هاي حسي پنج گانه است. به اين ترتيب، شادكامي طبق اصل لذت گرايي، بيشينه كردن اثرهاي مثبت نظام هاي حسي متفاوت است . اما شادكامي يك مفهوم بسيار پيچيده است .تئوري هاي شناختي، ديدگاهي ديگر ارائه كرده اند: لازاروس [10]، نظريه پرداز شناختي هيجان، شادكامي را به عنوان هيجاني تعريف كرده است كه نتيج هاي است از به وجود آوردن پردازشي قابل استدلال در جهت فهم يك هدف (داناولد[11]، 1997).
به عبارت ديگر، تئوري هاي شناختي، شادكامي را به عنوان آن چه در راه رسيدن به هدف تجربه مي شود مي بينند. به اين ترتيب، شادكامي منبعث از هدف يا برانگيخته شده توسط هدف است، در حالي كه نظريه لذت گرايي، شادكامي را به عنوان وضعيت آخر يا خود هدف مي بيند.
آيزنك[12](1983)، شادکامی را به عنوان برونگرايي پايدار در نظر گرفت و خاطر نشان ساخت از زماني كه عواطف مثبت در شادكامي مورد توجه واقع شد ند، شادكامي با جامعه پذيري آسان و تعامل مطلوب و لذت بخش با ديگران مرتبط دانسته شد(فرانسیس[13]، براون[14]، لستر[15] و فیلیپ چاک[16]،1998).
برخي محققان پيشنهاد كرده اند كه شادكامي را در صورتي مي توان به عنوان صفت در نظر گرفت كه سه ملاك پايداري زماني، همساني بين  موقعيتي، و عليت دروني را دارا باشد(فرانسيس و همكاران،1998). آرگايل و كراسلند[17](1987)، نيز شادكامي را وابسته به فراواني و درجه عواطف مثبت يا لذت، سطوح بالاي رضايت در طول زندگي، و نبود احساسات منفي نظير افسردگي و اضطراب دانسته اند(فرانسیس و همکاران، 1998).
روان شناسانی هم چون آرگیل [18](2001)، نیز شادي را ترکیبی از وجود عاطفه مثبت عدم وجود عاطفه منفی و رضایت از زندگی می دانند. سرور [19]یکی از سه جزو شادي یا شادکامی است. همان گونه که در تعریف آرگایل مشخص شده است دو بعد دیگر شادي، رضایت از زندگی و فقدان عاطفه منفی است. سرور جنبه هیجانی شادي و رضایت از زندگی جنبۀ شناختی آن می باشد(آرگیل،2001). شادي جنبه اي از عواطف انسانی است که داراي جنبه ها و تجلیات مختلف فردي-اجتماعی، روانی-جسمانی و شناختی-عاطفی می باشد. از آن جا که شادي تأثیر کمی و کیفی زیادي بر زندگی دارد، در فرآیند تحول و توسعه مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش هاي مربوط به شادي، بررسی علل شادي و فرآیندهاي مولد آن است، برخی از علل آن نظیر اوقات فراغت، خلق مثبت و حتی عوامل علّی نظیر شخصیت نیز تا حدودي قابل تغییرند. از سوي دیگر، داشتن شادي و خلق خوب پیامدهاي کاربردي و عملی در زندگی و عملکرد شغلی فرد دارد. شادي فعالیت فرد را بر می انگیزد، بر آگاهی او می افزاید، خلاقیت وي را تقویت می کند و روابط اجتماعی وي را تسهیل  می نماید، شادي هم چنین مشارکت سیاسی را رونق می بخشد و موجب حفظ سلامتی و طول عمر افراد می شود(وینهوون[20]،1993).  شادي و آرامش روحی زمینه هاي باروري خرد و اندیشه را به وجود می آورد (مظفر،1379).
افراد شاد داراي عزت نفس بالا، روابط دوستانه محکم و اعتقادات مذهبی معنادار هستند (مایرز[21]،1996). تحقیقات نشان میدهد که شادي صرف نظر از چگونگی کسب آن می تواند سلامتی جسمانی را بهبود بخشد. افرادي که شاد هستند احساس امنیت بیشتري می کنند، آسانتر تصمیم می گیرند، داراي روحیه مشارکتی بیشتري هستند و نسبت به کسانی که با آن ها زندگی می کنند، بیشتر احساس رضایت دارند(مایرز،2002).
به نظر آرجیل مارتین و لو[22] ( 1995 )، سه جزء اساسی شادکامی عبارتند از : هیجان مثبت، رضایت اززندگی و نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب. او و همکارانش دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز از اجزاء شادکامی هستند. یکی از موضوعات مرتبط با شادکامی، وجود شبکۀ حمایتی است، به این دلیل مایرز و داینر [23](1995)، می گویند وقتی از مردم پرسیده شود که فرد شادکام چه کسی است، در پاسخ به شبکه هاي حمایتی از روابط در یک فرهنگ اشاره می کنند که به تفسیري مثبت و خوش بینانه از رویدادهاي روزمرة زندگی می انجامد.  بنابراین، یکی از اجزاي مهم شادکامی، جزء شناختی آن است.
شوارتز و استراك[24](1991)، باور  دارند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات سوگیري دارند ؛ یعنی ، اطلاعات را به گونه اي پردازش و تفسیر م یکنند که به خوشحالی آن ها می انجامد. بنابراین، شادکامی مفهومی است که چندین جزء اساسی دارد. نخست آن که جزئی عاطفی و هیجانی دارد که باعث می شود فرد شادکام همواره از نظر خُلقی شاد و خوشحال باشد. دوم آن که جزئی اجتماعی دارد که گسترش روابط اجتماعی را به دنبال دارد. و سوم آنکه جزئی شناختی دارد که موجب می گردد فرد شادکام نوعی تفکر و نوعی پردازش اطلاعات ویژة خود داشته باشد و وقایع روزمره را طوري تعبیر و تفسیر کند که خوشبینی وي را به دنبال داشته باشد.
گوستا و دیگران[25](فرانسیس[26]،1998)، دریافتند که برون گرایی، شادکامی و رضایت از زندگی را براي 13 سال آینده پیش بینی می کند . فرانسیس ، براون، لست و فیلیپچاك[27](1998)، مفهوم شادکامی و برون گرایی در نظریۀ آیزینک[28] را یکسان می دانند. بنابراین، شادکامی یک ویژگی شخصیتی است که براساس نظریۀ آیزینک، می توان براي آن یک پایۀ زیست شناختی در نظر گرفت. برینر[29](1998)،شادکامی را متغیر می داند که پایۀ شخصیتی دارد. او در مطالعۀ بین فرهنگی خود به این نتیجه رسید که در ملت ها و فرهنگ هاي گوناگون، در محیط ها و موقعیت هاي اجتماعی مختلف، مردم درزمینۀ شادکامی با هم متفاوتند و این تفاوت ها پایدار است.
[1] – Happiness
[2] – lithium
[3] – prozac
[4] – Selligman
[5] – Scikszentimihaly
[6] – Happiness
[7] . hedonism
[8] . Franken
[9] . input
[10] . Lazarus
[11] -Danaveld
[12] -Izenk
[13] . Francis
[14] . Brown
[15] . Lester
[16] . Philipchalk
[17]. Crossland
[18] – Argyle
[19] – Joy
[20] – Veenhoven
[21] – Myers
[22] – Argyle, M، & Lu, L
[23] – Myers & Diener
[24] – Schwarts & Strack
[25] -Goosta etl.
[26] – Francis, L.
[27] – Francis, Brown, Leste and Philipchalk.
[28] – Eysenck
[29] – Brebener