دانلود پایان نامه

راهبردهای تنظیم هیجان

گروس (2007) راهبردهای تنظیم هیجان را این گونه شرح می­دهد:

انتخاب موقعیت[1]: اولین رویکرد پیشگام در تنظیم هیجان، انتخاب موقعیت می­باشد. این نوع تنظیم هیجان شامل انجام فعالیت­هایی است که انتظار ما از موقعیت را افزایش یا کاهش می­دهد. انتخاب موقعیت به درک خصوصیات مشترک اجزاء موقعیت­های پویا و پاسخ­های هیجانی مورد انتظار برای این خصوصیات نیاز دارد و این مستلزم ارزش­گذاری رشدی برای به دست آوردن این فهم می­باشد. نگاه به گذشته، شکاف عمیق بین تجربه و به خاطر آوردن ایجاد می­کند. و نگاه به آینده، باعث می­شود پاسخ­های هیجانی اشتباه برآورد شوند. این تمایلات برای نگاه به گذشته و آینده باعث می­شوند بیان مناست این موقعیت­ها برای اهداف انتخاب موقعیت، مشکل شود.

اصلاح موقعیت[2]: موقعیت­های استنباط هیجانی به طور بالقوه و به صورت قطعی، پاسخ­های هیجانی را هدایت نمی­کند. تلاش برای اصلاح مستقیم موقعیت، در­ فرد ادامه می­یابد تا فشار هیجانی شکل نیرومندتری از تنظیم هیجان را تشکیل دهد. مثلا حضور و مداخله یک فرد خاص به عنوان حمایت­کننده در اصلاح موقعیت میزان بازشناسی افراد را افزایش خواهد داد.

گسترش توجه[3]: انتخاب موقعیت و اصلاح موقعیت به فرد امکان شکل­دهی موقعیت را می­دهند. به هر حال، این شکل­دهی تنظیم هیحانات را بدون تعییر واقعی محیط امکان­پذیر می­نماید. موقعیت­ها ابعاد زیادی دارند و گسترش توجه شامل این است که چگونه افراد توجهشان را به یک موقعیت معطوف می­کنند تا بر هیجاناتشان تسلط یابند. از راهبردهای گسترش توجه به عنوان یک روش درونی انتخاب موقعیت می­توان به حواس­پرتی[4](توجه را از روی یک بعد به ابعاد دیگر موقعیت منتقل می­کند) و تمرکز[5](توجه را روی خصوصیات هیجانی موقعیت معطوف می­کند) اشاره کرد.

تغییر شناخت[6]: برای تنظیم هیجان نیاز است که ادراکات با معنی دریافت شود تا افراد ظرفیتشان را برای مدیریت موقعیت، ارزیابی کنند. تغییر شناخت شامل ارزیابی موقعیت، تغییر هیجان، تغییر تفکر درمورد موقعیت و مدیریت ظرفیت بر اساس نیازها می­باشد.

تعدیل پاسخ[7]: در مقایسه با فرایندهای دیگر تنظیم هیجان، تعدیل پاسخ آخرین مرحله فرایند تنظیم هیجان می­باشد. تعدیل پاسخ، تأثیرگذاری بر پاسخ­دهی فیزیکی، تجربی یا رفتاری را در حد ممکن و به طور مستقیم شامل می­شود. داروها، تمرین آرمیدگی، الکل و سیگار و حتی تغذیه نیز می­توانند برای تعدیل تجربه هیجانی استفاده شوند.

 

2-2-2-2- ساختار عصب­روانشناسی تنظیم هیجان

بدن انسان نسبت به استرس­های هیجانی با مجموعه­ای از عوامل پیچیده پاسخ می­دهد. حسگرهای انسان، تحریک استرسی وارد آمده را برای پردازش و شناخت به مغز می­آورد. اطلاعات حسگرها برای درک اولیه، به تالاموس[8] مغز وارد شده و اطلاعات خروجی از دو مسیر مستقیم و غیر مستقیم، از تالاموس به ترتیب وارد آمیگدال[9] و قشر حسی[10] مغز می­شوند. مسیر مستقیم مخصوص واکنش های سریع، اما با بار اطلاعاتی محدود است، ولی مسیر غیر مستقیم پس از تبدیل اطلاعات به اشکال قابل شناخت، با بار اطلاعاتی غنی­تر و جزئیات بیشتر، سیگنال­هایی به دیگر بخش­ها ارسال می­کند.

در واکنش­های هیجانی، اطلاعات از دو مسیر هیپوکامپ[11] و قشر ارتباطی[12] مغز وارد هسته­های جانبی آمیگدال شده، سپس این بخش سیگنال­هایی به هسته­های قاعده­ای و کمکی و مرکزی ارسال می­کند. خروجی هسته مرکزی آمیگدال، لوکوس سرولئوس و نواحی از مغز میانی[13] را فعال می­کند. بخش های نام برده به و سیله اعصاب دستگاه خودکار، واکنش­های هیجانی مانند فرار و گریز، افزایش نرخ تنفس و ضربان قلب را کنترل می­کند.

قشر پیش­پیشانی[14] مجموعه­ای هدفمند از مکانیسم­های عصبی است که مجموعه­ای از مدارهای پاسخ را برای عمل فراهم می­آورد. قشر پیش­پیشانی به جای این که پاسخ را به وجود آورد؛ شیوه پاسخ را برای زمان مناسب و تحلیل تحریک­های پیچیده نگه می­دارد. بدین ترتیب، با تعامل دو طرفه قشر پیش­پیشانی و تالاموس و دریافت اطلاعات از قشر حسی مغز، فرد برای مواجهه با تحریک­های بعدی آماده می­شود. تعامل دو طرفه قشر پیش پیشانی و آمیگدال، پاسخ هیجان را کنترل می­کند.

گروس (2007) تنظیم هیجان از دیدگاه عصب­روانشناسی از سه منظر مورد مطالعه قرار داده است.

الف) انگیزش برای کسب پاداش و دوری از درد[15] :

انگیزش برای کسب پاداش و دوری از درد مشابه دو راهبرد انتخاب موقعیت و اصلاح موقعیت می­باشد. اشخاصی که هیجان­هایشان را از طریق انتخاب یا خلق موقعیتی که افزاینده هیجان­­های مثبت و کاهنده هیجان­های منفی است تنظیم می­کنند در واقع از این نظام انگیزشی بهره می­گیرند، وظایف این نظام در مغز به عهده­ قطعه گیجگاهی[16]، بادامه[17]، قطعه پیشانی[18] و سینگولیت قدامی[19] می­باشد.

ب) دستکاری اهمیت پاسخ[20]:

دستکاری اهمیت پاسخ و تظاهرات چهره­ای هیجان هر دو شبیه به راهبرد تعدیل پاسخ عمل می­کنند. دستکاری اهمیت پاسخ­های هیجانی دلالت بر تعدیل یک پاسخ هیجانی تولید شده دارد.

ج) تظاهرات چهره­ای هیجان[21]:

تظاهر چهره­ای دلالت بر نشان دادن هیجان بر روی چهره در غیاب تجربه پدیده هیجان­آور دارد. قطعه پیشانی و گیجگاهی مغز وظایف دستکاری اهمیت پاسخ­ها را بر عهده دارند و وظایف تظاهر چهره­ای هیجان بر عهده نظام حرکتی[22] و قطعه پیشانی می­باشد. جدول 2-1 عوارض ناشی از آسیب­دیدگی هرکدام از مناطق مغزی عهده­دار تنظیم هیجان را در هرکدام از سه حوزه ذکر شده نشان می­دهد.

 

جدول 2-1 مناطق آسیب­دیده مغز و نقص در تنظیم هیجان (گروس، 2007)

منطقه آسیب­ دیده حوزه مورد مطالعه نقص تنظیم هیجان
قطعه گیجگاهی، قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی پشتی حدقه­ای انگیزش کسب پاداش و دوری از درد فقدان آگاهی از پاداش­های اجتماعی
قشر پیشانی حدقه­ای فیلتر معیوب اطلاعات هیجانی
قشر پیشانی حدقه­ای ناتوانی در افزایش هیجان­های مثبت

یادگیری وارونه معیوب

قشر پیشانی حدقه­ای
قشر پیشانی حدقه­ای پاسخ معیوب به وحشت­های پیش بینی­پذیر
قطعه گیجگاهی، بادامه، قشر پیشانی حدقه­ای دستکاری اهمیت پاسخ رفتارهای منحرف جنسی
قطعه گیجگاهی، بادامه، هسته دمدار، قشر سینگولیت جلویی، قشر پیشانی حدقه­ای افزایش خشم، خشونت، حالات انفجاری پرخاشگری، خصومت،زود رنجی، هتک حرمت، بی­ثباتی
قشر پیشانی حدقه­ای و قشر پیش پیشانی بالا رفتن اضطراب
قشر پیشانی حدقه­ای مغرور شدن
قشر پیشانی شکمی- میانی تکانشی عمل کردن
قشر پیشانی حدقه­ای، قشر سینگولیت جلویی تغییر دادن تجارب ذهنی هیجان
قطعه گیجگاهی، بادامه، هسته دمدار، قشر سینگولیت جلویی، قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی جانبی آرامش، منفعل بودن، فقدان احساس و عاطفه
قطعه گیجگاهی، قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی پشتی جانبی کندی هیجانی
قطعه گیجگاهی، بادامه، تالاموس، قشرسینگولیت جلویی، قشر پیشانی حدقه­ای فقدان/ تقلیل خشم یا ترس

 

قشر پیشانی حدقه­ای گستاخی
نوار حرکتی قشری، ارتباط قشری مغز تظاهرات چهره­ای هیجان لبخند بازتابی معیوب
قشر پیشانی حدقه­ای، قشر پیش پیشانی جانبی، هسته دمدار، قطعه گیجگاهی گریه یا خنده نامتناسب
نظام خارج هرمی حالات معیوب تظاهرات چهره­ای

 

همچنین مغز از بی­شمار سلول عصبی تشکلیل شده است. اطلاعات به وسیله اعصاب آوران از اعضا به مغز آورده می­شود و دستورات از طریق اعصاب وابران به قسمت­های مختلف بدن برده می­شود. فعالیت­های عالی انسانی نظیر تصمیم­گیری، یادگیری، حافظه، ابتکار، تجسم ذهنی و … را مدنظر قرار می­دهد.در بعضی فعالیت­ها، فرد با تمرکز بر یک حسگر، به بقیه حسگرها توجه نمی­کند. در این حالت، سطح آستانه فرد بالا برده شده و پاسخ به بقیه حسگرها منوط به بالاتر رفتن آنها از سطح آستانه است. بخش پردازش­گر توجه به تمام ورودی­ها، به یک یا چند ورودی توجه بیشتری می­کند (برونزینو[23]،2000). بنابر این، تغییر یک حالت مغزی به حالت دیگر، به ورودی­هایی با وزن اختصاصی بالا نیازمند است.

[1] Situation selection

[2] Situation modifrcation

[3] Attentional deployment

[4] distraction

[5] concentration

[6]Cognitive chsnge

[7]Response modulation

[8] Thalamus

[9] Amygdala

[10] Sensory cortex

[11] Hippocampus

[12] Association cortex

[13]Midbrain

[14] Prefrontal cortex

[15]Motivation toward reward and from punishment

[16]Temporal lobe

[17] Amygdale

[18] Frontal lobe

[19] Anterior cingulate

[20] Manipulating magnitude of response

[21] Producing facial expressions

[22] Motor system

[23] Bronzino, J. D.