دانلود پایان نامه

– راه‏هاي كاهش وقوع طلاق

از آنجا كه ناآگاهي در زمينه هاي مختلف يكي از مهمترين عوامل طلاق است بنابراين مشاوره دادن به افرادي كه مي خواهند ازدواج كنند و بالابردن سطح آگاهي آنان در جهت موفق بودن ازدواج كمك شاياني مي كند. در جوامع مختلف از مركز مشاوره خانواده استفاده مي شود. در كشور ما آگاهي هاي مناسبي در مورد جنس مخالف داده نمي شود و اين خود مي تواند عاملي براي شكست در ازدواج و در نتيجه افزايش طلاق در جامعه باشد. رسانه هاي جمعي به خصوص صدا و سيما مي تواند كمك بزرگي در اطلاع رساني در زمينه ازدواج و زندگي مشترك داشته باشد و شيوه هاي درست زندگي كردن را در قالب برنامه هاي خود ارائه دهد و بايد سعي شود در رسانه هاي جمعي عواملي كه باعث افزايش طلاق در اين سالها شده همچون افزايش سطح توقع همسران از يكديگر و نسبت به وضعيت مادي خانواده مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا اين رسانه داراي طيف وسيعي از مخاطبان در سراسر كشور هست. بايد به جوانان تفهيم كرد ازدواج پيوندي پايدار است كه بايد رفتار و شيوه هاي منطقي آن را دنبال كرد براي نيل به اين منظور بهتر است جوانان دوران نامزدي حدود 3 تا 6 ماه را بگذرانند و طي اين مدت با مراجعه به مشاوران، تحت آموزشهاي قبل از ازدواج قرار گيرند، كه به طور قابل توجهي ميزان طلاق را كاهش مي دهد.

بعد از طلاق، شركاي زندگي به ازدواج عاطفي با يكديگر پايان مي دهند ولي بايد شراكت خود را در نقش پدر و مادر حفظ كنند آنجا بايد بتوانند براي كمك به نيازهاي رشد بچه ها با هم همكاري كنند مخصوصاً به هنگام نوجواني فرزند، ضرورت دارد كه مادر و پدر موضع مشتركي را در برابر او اتخاذ كنند نوجوانان ممكن است از عدم آگاهي كامل والدين و تفاوتهاي بين خانه هاي آنها سوء استفاده كند و براي كسب آزادي هايي كه هر دو والد آنها را ممنوع كرده اند آنها را به جان هم بيندازد. در بهترين وضعيت همسران سابق مي توانند اين پيام را به بچه هاي خود منتقل كنند (عادل، 1389).

ناسازگاري هايي كه منجر به طلاق مي شوند معمولاً بعد از طلاق برجسته مي شوند و خود را در شيوه‏هاي متفاوت زندگي و اداره آنها توسط زوجين نشان مي دهند بنابر اين بچه ها با ديدار والد ديگرشان بين دو سبك زندگي متفاوت رفت و آمد مي كنند و قدري طول مي كشد تا به اين كار عادت كنند خروج از يك خانه و ورود به خانه ديگر ساده است اما انتقال از يك وضعيت به وضعيت ديگر مشكل است. هرگاه عمل طلاق بدون وجود انگيزهاي منطقي صورت گيرد، به عنوان فرار از تعهد تلقي شده و سبب بروز مشكلاتي براي همسر و فرزندان مي گردد و سرانجام براي جامعه زيانبار خواهد بود. از اين رو تمامي عناصر جامعه مي بايست به هر نحو ممكن و منطقي از آن جلوگيري كنند. در اين ميان نقش خانواده بسيار مهم است.

خانواده و والدين مي توانند تا حد امكان از وقوع چنين پيش آمد ناگواري پيشگيري كرده و با بكاربستن برخي رفتارها، وظيفه پيشگيرانه خود را عملي سازند. در اين قسمت به برخي از آن وظايف اشاره خواهد شد (همان منبع).

1-رعايت اصول همسر گزيني 2- توجه به مسائل معنوي و ديني 3- پرهيز از خشونتهاي خانوادگي 4- تعديل كردن توقعات 5- آگاهي از اهميت و شرايط ازدواج 6- ازدواج عاقلانه 7- حمايت مالي اطرافيان 8- اشتغال مناسب 9- ساده زيستي 10- پرهيز شديد از ازدواج اجباري 11-داوري صلح جويانه 12- عدم دخالت اطرافيان.

دلايل احتمالي از هم گسيختگي زندگي زناشويي از طريق طلاق، تقريبا بي شمارند زيرا پيوند زناشويي دو شخصيت منحصر به فرد با دو زمينه متفاوت را براي زندگي در زير يك سقف گرد هم مي آورد. شايد مهم ترين دليل طلاق اين باشد كه پيش از ازدواج، يكي از طرفين از ديگري چشم داشت هاي بيش از حد و انتظارات نامعقول دارد. در جوامع امروزي عشق و علاقه پرشور يكي از عوامل مهم زندگي زناشويي به شمار مي‏آيد. پيش از ازدواج يك زوج معتقدند تا زماني كه عشق شان به همديگر فروكش نكند، بر هر مشكلي مي توان فائق آمد .آن ها بزودي تشخيص مي دهند كه آتش عشق پيشين فروكش كرده و براي حل مسائل بايد راههاي عملي تري را در پيش بگيرند.