مقالات و پایان نامه ها

عمل به باورهای دینی و سلامت .پایان نامه هوش معنوی و هیجان شناختی در زنان باردار.­روان

دی ۲۰, ۱۳۹۷

عمل به باورهای دینی و سلامت­روان
کوئینگ (2004) حداقل ١٠ دليل براي تبيين رابطة بين دین و سلامت روان ارايه می­کند كه به شرح زير هستند:
1- دین باعث ايجاد نگرش مثبت نسبت به دنيا در فرد می­شود و او را در مقابل رويدادهاي ناگوار زندگي مثل فقدان يا بيماري ياري مي رساند.
2- دین به زندگي فرد معنا و هدف مي­دهد. داشتن معنا و هدف در زندگي نشان­دهنده سلامت روان است و باعث افزايش توانايي فرد در انجام كارها مي­شود.
3- افراد دیندار با حوادث تروماتيك زندگي كه قابل پذيرش نيستند، راحت­تر سازگار مي­شوند.
4- دین باعث ايجاد اميد در فرد مي­شود، اميد باعث ايجاد انگيزه و انرژي در فرد مي­شود كه او را به بهتر شدن اوضاع زندگي اميدوار مي­كند.
٥- افراد دیندار احساس آزادي شخصي بيشتري نسبت به ديگران مي­كنند. آنها وابستگي عاطفي كمتري به اطرافيان دارند.
6- احساس كنترل در افراد  دیندار به واسطه دعا كردن ايجاد مي­شود؛ به اين گونه كه دعا كردن باعث احساس غيرمستقيم كنترل بر شرايط به ظاهر غير قابل تغيير و ناگوار مي­شود.
7- افراد دیندار از شخصيت­هاي ديني كه رنج بسيار كشيده­اند، الگوبرداري مي­كنند و اين مسأله باعث افزايش تحمل و پذيرش موقعيت­هاي غير قابل تغيير در آنها مي­شود.
8- افراد دیندار از الگوي تصميم­گيري خاصي استفاده مي­كنند. اين الگو فرد را در جهت افزايش تصميم­گيري­هاي مفيد براي اطرافيان و خود و كاهش تصميم­گيري­های خود مخرب سوق می­دهد، و اين امر تا حدی از شدت استرس­های زندگی می­کاهد.
9-دین تنها منبع پاسخگو به سؤالات نهايي است؛ بويژه در موارد اضطراري كه علم قادر نيست به فرد كمك کند. اين مسأله بخصوص در موارد جدي مثل بيماري­هاي لاعلاج از اهميت خاصي برخوردار است.
10- دین باعث برخورداري فرد از حمايت اجتماعي بيشتر مي­شود. اين امر به سبب ارتباط فرد با جامعة مذهبي، و خداوند ايجاد می­شود.
کوئینگ (1998 به نقل از بائومل[1]، 2000) 577 بيمار بستري در بيمارستان را كه بيش از 55 سال سن داشتند، مورد بررسي قرار داد. او دريافت که گرايش­ها و رفتارهاي مقابله­اي مثبت مذهبي رابطه معكوسي با احتمال ابتلا به اختلالات رواني از جمله افسردگي دارد. منظور از گرايش­های دینی مثبت، اعتقاد به مهرباني خداوند و داشتن تصويري خوب از دین است. رفتارهاي دیني مثبت شامل مواردي چون اعتقاد به مهرباني خداوند، سعي در رسيدن به خداوند و جستجوي حمايت از منابع مذهبي است.
و نیز از لوين[2](1994 به نقل از شلمزاري و معتمدي، 1380) در مورد اثرات دين بر سلامتي و كاركردهاي رواني- اجتماعي آن،  بیان می­کند كه اين اثرات مي­تواند ناشي از عوامل زير باشد:
دستورات ديني، رفتارهايي را مجاز مي­شمارد كه با انجام دادن آنها سلامتي انسان تأمين و با انجام رفتارهايي غير مجاز سلامتي به مخاطره مي­افتد. براي مثال مصرف نكردن الكل، مواد مخدر، داروها، رژيم غذايي و فعاليت­هاي ديگر.
دستورات ديني بعضاً به صورت جمعي اجراء می­شود و همين باعث حمايت اجتماعي، احساس تعلق و دوستي­هاي صميمي براي فرد مي­گردد. وي معتقد است ارتباطات اجتماعي همچون سپري (احياناً از طريق شيوه­هاي ايمني-شناختي و عصبي روانی) از تأثيرات زيانبار فشار و خشم جلوگيري مي­نمايد.
باورها و عقايد ديني باعث ايجاد صلح، اعتماد به نفس و احساس هدفمندي مي­گردند. انجام مراسم ديني فردي و درگير شدن فرد در عبادات و تمرين­هاي عبادي به صورت شخصي، باعث رهايي خود از اضطراب و ترس شده و احساس تنهايي او را از بين مي­برد و حسي از عشق و احترام در او بر مي­انگيزد.
 
[1] Baumel, S.
[2] Loyn