دانلود پایان نامه

عوامل تشدید کننده پرخاشگری

عوامل متعددی می توانند موجب تشدید پرخاشگری شوند که مهمترین آنها عبارتند از:

  • محروم شدن از حمایت پدر و مادر و مربیان؛
  • افزایش توقع و انتظار به علت وعده و وعیدهای بسیار؛
  • بی اطلاعی و در نظر نگرفتن فکر و احساسات و اندیشه و توقع کودک؛
  • به حساب نیاوردن کودکان و عدم اعتنا به آنان در مواردی که کودک نیاز به توجه دارد؛
  • تحمیل مشکلات خود بر کودک و درخواست از او که توقع دشواری را از شما برآورده سازد؛
  • اجرای قواعد انضباطی سخت برای کودکان در خانه و مدرسه؛
  • بیماری های مداوم بخصوص آنها که کودک در آن احساس درد می کند؛
  • به بازی گرفتن عواطف و احساسات کودک نسبت به چیزی که فوق العاده برای او مهم و با ارزش هستند و یا ایجاد مانع بر سر راه او برای وصول به هدف (جاف[1]، 2012).

2-30- اصول پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه

2-30-1- شناخت وضعیت روانی کودک و عدم تشدید پرخاشگری طبیعی

کودکان در سن معینی بطور طبیعی پرخاشگری می کنند. مثلاً در 12 ماهگی، وقتی که با هم هستند رفتار پرخاشگرانه از خود نشان می دهند و غالباً این رفتارهای پرخاشگرانه به خاطر اسباب بازی ها و متعلقات دیگر است. این نوع پرخاشگری در برخی متون علمی به عنوان «جرأت درونی» تعبیر شده است که دفاع از حقوق یا متعلقات مانند ممانعت کودک از اینکه کسی اسباب بازی او را بگیرد و یا امیال و آرزوها را در بر می گیرد و کودکان خود مدار شده و خواسته و میل خود را محور و مرکز همه چیز می دانند. مثلاً کودک چهارساله غذا را از جلوی خواهر کوچکتر خود بر می دارد، وقتی سؤال می کنند که چرا اینکار را کردی؟ پاسخ می دهد که او آن غذا را دوست ندارد. چون که خودش آن را دوست نداشت خیال می کرد که همه کودکان از آن غذا بدشان می آید. حال اگر پدر، مادر و یا بزرگسال دیگری از این ویژگی روانی کودک آگاهی نداشته باشد. این جلوه رفتاری کودک را که از طبیعت کودکانه او بر می خیزد به رفتار پرخاشگرانه تعبیر می کند. بزرگسالان ناآگاه، پرخاشگری طبیعی کودک را از «طبیعت کودکانه» به «خشونت تشدید شونده»، می کشانند. لذا نخستین شرط پیشگیری از بروز پرخاشگری این است که مربی و والدین از ویژگی های هر مرحله از رشد کودکان اطلاع داشته باشند.

2-30-2- تقویت رفتارهای جامعه پسند

پرخاشگری و رفتارهای مشابه آن، رفتارهای ضداجتماعی هستند. تقویت رفتارهای اجتماعی مانند همکاری کردن، مشارکت کردن، ابراز همدردی و همدلی و امثال اینها اگر از ابتدای دوران کودکی در شخص تقویت شوند، زمینه کمتری برای پرخاشگری، در رفتار شخص باقی می ماند. لذا اگر یک نظام تربیتی قادر باشد کودکان جامعه خود را جامعه پذیر کند، درواقع جلوی بروز رفتارهای ضداجتماعی در آنها را گرفته است. کودکی که از سن حدود یک سال و نیم، برای خود یک سری هنجار می سازد و برای رفتارهای خود ضوابطی تعیین می کند، اگر در مسیر تربیت اجتماعی قرار بگیرد، بتدریج رعایت موازین دیگران جزء شخصیت او می شود. در این کار تربیتی، مدرسه، خانه، وسایل ارتباط جمعی و سایر عوامل تربیتی مشترکاً اثرگذار هستند. برای کاهش پرخاشگری باید مجموعه ای از استدلال های منطقی و الگوهای مناسب را ساخت و برای کودکان و نوجوانان بطور کلامی، تصویری و عملی نشان داد که پرخاشگری، و پریشانی حاصل از آن، نه تنها در قربانیان پرخاشگری بلکه در خود پرخاشگران، وابستگان آنها و حتی در جوامع اثر منفی می گذارد. اشخاص پرخاشگر خود با پرخاشگری اشخاص دیگر روبرو خواهند شد (لواف پور نوری و همکاران، 1391).

2-31- شیوه هایی برای کنترل پرخاشگری

2-31-1- استدلال

این شیوه، شامل ارائه مجموعه ای از استدلال ها در مورد خطرات و عواقب پرخاشگری با شخص پرخاشگر یا با قربانیان پرخاشگری است. این شیوه حتی می تواند در پشیگیری از پرخاشگری در اشخاصی که هنور ار خود پرخاشگری نشان نداده اند، مؤثر واقع شود. به عنوان مثال، اگر عواقب احتمالی رفتار پرخاشگرانه ی پدری نسبت به فرزند خود (مثل پاره شدن پرده گوش، یا صدمه جسمی دیگر) به او گوشزد شود، ممکن است مانع از نشان دادن شدت عمل در او گردد.

2-31-2- تنبیه شخص پرخاشگر

تنبیه شخص پرخاشگر، در کاهش پرخاشگری وی مؤثر است. البته تنبیه شدید به علت اینکه زشتی پرخاشگری را در شخص درونی نمی کند روش مطلوبی نیست. اما تنبیه ملایم چون توجیه بیرونی کافی برای شخص فراهم نمی کند، احتمال بیشتری دارد که نگرش شخص را نسبت به پرخاشگری تغییر دهد.

2-31-3- تقویت رفتارهای مغایر

   این یک روش یادگیری است که برای از بین بردن رفتار نامطلوب، به جای تنبیه آن رفتار، می توان رفتار مخالف و مغایر با آن را تقویت کرد. اگر بخواهیم این اصل را در مورد پرخاشگری به کار گیریم، باید به جای تنبیه رفتار پرخاشگرانه، رفتار غیر پرخاشگرانه را مورد تشویق قرار دهیم. با این کار چون شخص نمی تواند در آن واحد هم پرخاشگر باشد و هم نباشد، به سوی انجام رفتار غیرپرخاشگرانه که تشویق به دنبال دارد، سوق داده می شود. در این رابطه رعایت موارد زیر تا حدودی کمک کننده خواهد بود:

  • تا جایی که ممکن است پرخاشگر را از صحنه عمل دور کنید.
  • به فرد پرخاشگر یادآور شوید که گفتار و کردار ناپسند او نه تنها به حیثیت و شخصیت شخص دیگر بلکه به خود او نیز لطمه می زند.
  • در مورد عواقب ناگوار رفتار پرخاشگرانه، به ویژه برانگیختگی حس انتقام، مطالبی را یادآوری کنید.
  • در رفع گرفتاری های آنان کمک و همکاری کنید.
  • نگذارید کار از مجادله لفظی فراتر رود.
  • مستمراً پاسخ منفی ندهید و از کلمه «نه» استفاده نکنید (مسعودنیا، 1388).

2-31-4- نقش زمان در کاهش پرخاشگری

شیوه مهم دیگر برای کاهش پرخاشگری، منزوی کردن این واکنش و ممانعت از کامیابی آنهاست. در یک تحقیق، پسر جوانی را که بسیار عصبانی بود و در حالت پرخاشگرانه قرار داشت، در یک اتاق تنها گذاشتند. در این هنگام پسر که در حالت عصبانیت کامل بود، نمی توانست هیچ کاری انجام دهد و هنگامی می توانست از اتاق خارج شود که عصبانیتش رفع شده باشد. به این ترتیب گذر زمان می تواند از فراوانی وقوع رفتار نادرست بکاهد. اگر رفتارهای نامطلوب ماجراجویانه که پاداش دریافت می کنند، با بی اعتنایی مواجه شوند و در مقابل به رفتارهای مطلوب پاداش داده شود، از میزان وقوع پرخاشگری کاسته می شود.

2-31-5- مقابله با پرخاشگری ناشی از ناکامی در سازمان های آموزشی

برای مقابله با پرخاشگری ناشی از ناکامی در محیط های آموزشی باید موارد زیر را در نظر داشت:

  • آشنا کردن دانش آموزان با این امر که انسان در همه امور کامیاب نمی شود و باید روش های تحمل ناکامی را بیاموزند و به کار برند.
  • توجه داشتن به روحیات دانش آموزان در هنگام وضع مقررات، یعنی هر چه از سختی و سنگینی مقررات کاسته شود، از بروز ستیزه جویی بیشتر جلوگیری می شود. زیرا شخص کمتر احساس محرومیت می کند.
  • تأمین احتیاجات بدنی و روانی دانش آموزان.
  • داشتن حق اظهار نظر و بیان خواسته ها و فراهم کردن فرصتی برای اظهار نظر دانش آموزان.
  • سهیم کردن دانش آموزان در اداره امور مدرسه که او را با واقعیت ها و محرومیت ها آشنا می کند.
  • تشکیل گروه های مختلف علمی، فرهنگی و هنر و تشویق گروه های موفق.
  • پرهیز از رقابت شخص با شخص، بویژه در دوره نوجوانی و انجام رقابت با خود یا رقابت های گروهی.
  • اولین تجربه های دانش آموز از محیط های آموزشی باید تجربه های موفقی باشد.
  • پرهیز از بکار بردن محرکاتی که باعث برانگیختن دانش آموزان می شود، مثلاً فریاد کشیدن بر سر آنها که پاسخ متقابل آنان نیز معمولاً پرخاشگری و خشونت است. زیرا این امر آنان را از کامیابی از شخصیتی قابل احترام محروم می سازد.
  • ترویج تبلیغ و ارزشهای اخلاقی، بوسیله سرمشق های عملی، به منظور رعایت حدود اخلاقی و پرهیز از اتخاذ روش های غلط مثل توسل به پرخاشگری (مسعودنیا، 1388).

[1] Jaff