دانلود پایان نامه

ر

مهارتهای ارتباطی ورضایت زناشویی

رفتارگرایانی مانندویس(1978)،الری وترک ویتس[1](1987) آموزش ارتباط را در روندکلی درمان خود وارد کردند،وگامهای حساسی در جهت روشن سازی بیشتردر رابطه زن وشوهر،یاافراد خانواده شکل دادند. همچنین به تدریج برنامه پیشرفت ارتباط  به شکل خودیاری طراحی شد تا زوج های بدون مشکل بتوانند توانایی ارتباط موثر با یکدیگر را بهبود بخشند(الری،ترک ویس،1987).

السون وهمکاران(1983)اظهار می دارندکه: مهارتهای ارتباط مثبت (برای مثال همدلی،گوش کردن دقیق،نظرات حمایت کننده)خانواده وزوج را دربیان نیازهای درحال تغییر ونیز اولویت های آنان درارتباط با همبستگی وانطباق پذیری توانامی کند.مهارتهای ارتباطی منفی(برای مثال،بن بست دوسویه ،انتقادات ) توانایی زن وشوهر،واعضای خانواده را برای بیان احساسات به حداقل می رساند،در نتیجه حرکت آنان را در این ابعاد محدود می کند(السون وهمکاران،1983).

هدف اصلي ازدواج ارتباط است، ارتباط به زن و شوهر اين امكان رامي دهد كه با يكديگر به بحث وتبادل نظر بپردازند و از نيازهاي هم آگاهي يابند، روابط زوجين درواقع با هدف ارضاي تمام سطوح نيازها صورت مي گيرد به همين دليل است كه شايع ترين مشكلي كه توسط زوجين ناراضي مطرح مي شود، عدم موفقيت در برقراري رابطه است(يانگ و لانگ[2]،1996،به نقل از اديب راد و مهدوي،1384).

وظيفه اوليه خانواده برقراري ارتباط است و عملكرد خانواده منجر به رفع نيازهاي اجتماعي و فردي خانواده مي شود. به اين دليل موجب رشد و تكامل، اعتمادبه نفس و اجتماعي شدن اعضاء خانواده مي گردد . ارتباط روشن و مؤثر بين افرادخانواده موجب رشد احساسات و ارزشها مي شود. ارتباط مؤثر سنگ زيربنايي خانواده سالم و موفق است به عبارتي ديگر وقتي اعضاي خانواده اي از الگوهاي ارتباطي مؤثراستفاده مي كنند، انتقال و درك واضحي از محتوا و قصد هر پيامي دارند، نيازهاي رواني اعضا خانواده را ارضا مي كنند و ارتباط و شركت در اجتماع را تداوم مي بخشند . نوع نظام خانواده و الگوهاي ارتباطي آن اثر مهمي بر اعضا خانواده دارد، زيرا شخصيت، يادگيري، اعتماد به نفس، قدرت انتخاب و تصميم گيري منطقي افراد خانواده، همه به نوع اطلاعات و نحوه انتقال آن بين اعضاي خانواده وابسته است(اوليور و ميلر[3]،1994).

پژوهشها مويد وجود تفاوتهايي بين دو جنس در موضوع خودابرازي است .تمركز بيشتر زنان بر زبان و بيان كلامي باعث مي شود آنها در مقايسه با مردان،به خصوص هنگام ناكامي، اطلاعات شخصي و محرمانه بيشتري را آشكار كنند(برگ وگروس[4]،1997)

طي سه سال گذشته، دانشمندان علوم رفتاري فرايند ارتباط انساني را به دقت مطالعه و كشف كرده اند كه رفتارهاي خاص موجب نتايج قابل پيش بيني تر مي شود .مهارت ها و فرايندهاي رفتاري خاص،افراد را قادر مي سازدكه پيام ها را با دقت بيشتر،مؤثرتروكارآمدتررد وبدل كنند .علاوه بر آن مطالعات نشان مي دهندزوجهايي كه مي آموزند چگونه تعارضها و اختلافات خود را به طور مؤثر و كارآمد حل و فصل كنند،بيشتراززوج هايي كه فاقد چنين مهارتهايي هستند، مي توانند به زندگي مشترك ادامه بدهند(ميلر[5]و همكاران، 2001،ترجمه بهاري، 1385).

به نظرون جليستي در تحقيقات بايد تلاش كنند تا راههايي متنوع را آزمايش كنند كه در آن نشان دهد ارتباطات چگونه  بر رضايت زناشويي تأثير مي گذارد. نتايج تحقيق آنها نشان مي دهد كه زماني كه نحوه ارتباطات دو نفر مثل هم نيست، احتمالا ايجاد نارضايتي بيشتر مي شود(ون جليستي و الكس[6]،2000 ). همچنين تحقيقاتي دراين خصوص كه چه نوع روابطي باعث رضايت بيشتري ميشوند، نياز است تحقيقات نشان مي دهد كساني كه ارتباطاتي باز دارند، تمايل دارند كه خانواده اي داشته باشند كه در آن اعضاء داراي ارتباطات بازرضايت مندانه باشند .همچنين اين توضيح دربرگيرنده اين موضوع نيزهست افرادمتأهل با برقراري رابطه خوب تمايل دارند كه همسرشان داراي رفتارهاي مثبتي باشد تا اينكه ويژگيهاي شخصيتي مثبت داشته باشد(ميلر، كاگلين و هوستن[7]،2000).

ازدواج يكي از مهم ترين حوادثي است كه در زندگي رخ مي دهددر حالي كه بعضي ازدواج ها موجب رشد و شكوفايي زوجين است، بسياري اززن و شوهرها نيز مي توانند به مصيبت هايي در مقابل يكديگر بدل شوند، ايجادو حفظ روابط صميمانه و ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني درجريان ازدواج، هنر و مهارتي است كه علاوه برسلامت روان و تجارب سالم اوليه، نيازمندداشتن وكسب نگرشهاي منطقي،مهارتهاي ارتباطي،مهارتهاي زندگي و انجام وظايف خاص خويش است (اعتمادي، نوابي نژاد، احمدي و فرزاد، 1385).

برنامه ي ارتباط زوجين[8] در اواخر دهه ي 1960 توسط ميلر و همكاران در دانشگاه مينه سوتا در مركز مطالعات خانواده پايه ريزي شد (خوشكام، 1386 ). اين برنامه ي آموزشي به منظور تقويت روابط زوجين، طراحي شده و مي تواند موجب افزايش سطح تعادل زندگي زناشويي و در نتيجه افزايش بهزيستي روان شناختي، هيجاني و اجتماعي اعضاي خانواده در دراز مدت شود. مهارتهايي كه در اين برنامه آموزش داده مي شود عبارتند از مهارتهاي صحبت كردن، مهارتهاي گوش دادن موثر، مهارتهاي حل تعارض و روابط بين فردي. هدف از آموزش برنامه ي ارتباط زوجين، آموزش آن دسته اصول و مهارتهايي است كه منجر به روابط رضايتمند، حمايتگر و پايدار مي شود (هاوارد و ماركمن [9]، 2005 ).

آموزش برنامه ي ارتباط زوجين به همسران، در برقراري و تداوم يك ارتباط باز و سالم و ايجاد توانايي زوج ها در توضيح و تصريح نيازها، خواسته ها، تمايلات و نيز توانايي ، توجه كردن به ديگران و دعوت از آنان براي روشن سازي مطالب و موقعيتها كمك مي كند (بري[10]، 1995 ).

با آموزش مهارتهاي ارتباطي به برخي خانواده ها نشان دادندكه آموزش مهارتها منجر به افزايش رضايتمندي، افزايش ارتباط باز، بهبود مهارتهاي حل مساله و افزايش همدلي شده است. هالفورد ماركمن و استنلي (2003) در پژوهشي، 12 برنامه ي آموزش ارتباط بر مبناي مهارت آموزي را با پيگيري 6 ماه بعد مورد بررسي قرار دادند. تحليل و مرور اين نتايج نشان داد كه آموزش ارتباط تاثير مثبتي بر الگوهاي ارتباطي زوجين داشته است(عطاري، حسين پور، راهنورد،1388).

ما هر روز به گونه های مختلف با هم در ارتباطیم تا اندیشه ها، احساسات و تمایلات خود را به یکدیگرمنتقل کنیم، میزان علاقه و احترام خود را نشان دهیم و رنج، اندوه، شادمانی، خرسندی، شک و دودلی خود را با دیگران در میان بگذاریم. هر نوع ارتباط اعم از ساده و پیچیده، عمدی و یا غیر عمدی، کلی یا طرح شده برای یک منظور خاص، فعال یا غیرفعال، عمده ترین وسیله برای دستیابی به نتایج مثبت و ارضای نیازها و تحقق بخشیدن به آرزوهای ماست. مهارتهای ارتباطی ما بیانگر میزان توانایی و اعتماد به نفس، ما بوده، همچنین باعث افزایش میزان احترام و ارزش ما نزد دیگران میشود (کول[11] ترجمۀ کارکیا، 1379).

مهارتهای ارتباطی، توانایی اختصاصی به شمار می آیند. این مهارتها برای ایجاد رابطه ضروری هستند، به طوری که انسان میتواند با استفاده از آنها در زمان انتقال پیام به شخص دیگر (یعنی همسر به همسر)، به شکلی کامل و کافی عمل کنند، بنابراین درمانگر باید به ارزیابی رفتار بپردازد، یعنی موقعیتها، مهارتها و یا نقصهای مهارتی را که پیوسته به مشکلات ارتباطی زوجها مربوط هستند تعیین کند(برنشتاین؛ ترجمۀ سهرابی، 1377).

ارتباط صحيح كلامي و غيركلامي اساس يك زندگي زناشويي موفق است. زن و مردي كه از داشتن، يك ارتباط صحيح با يكديگر و ديگر افراد خانواده محروم هستند، داراي نشانه هاي رفتاري ويژه اي مي باشند كه از جمله آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد: ياس، نوميدي و درماندگي زن يا شوهر، وجود تعارض بين زن و شوهر،داشتن انواع مشكلات در زمينه هاي مالي، جنسي، رفتاري، نرخ پايين تقويت يكديگرنبود رضايت و خشنودي از زندگي زناشويي شكايت و انتقاد از يكديگر و غيره كه سرانجام سلامت رواني افراد خانواده را مورد تهديد قرار مي دهد(نوابي نژاد، 1376).

 

[1] -Turkweitz

[2] -Yong long

[3] -Oliver & Miller

[4] -Berg & Groce

[5] -Miller

[6] -Van gelisti & Alexander

[7] -Caughlin & Huston

[8] – couple commrnication programe

[9] – Howard & Markman

[10] – Bary

[11] – cole