مقالات و پایان نامه ها

نظریه فمینیستی:پایان نامه مؤلفه‌های جنسی و مهارت‌های ارتباطی و رضایت زناشویی

دی ۲۰, ۱۳۹۷

نظریه فمینیستی
“فمینیست ها معتقدند که رضایت جنسی براي هر دو طرف رابطه اهمیت دارد و تبلور این بحث در تصویري آرمانی خلاصه می شود که ازدواج را نوعی مشارکت جنسی رضایت بخش می داند.فمینیست ها معتقدند، مؤانست جنسی معمولاً با معیارهاي مردانه تعریف می شود یعنی زنان باید ازتماس دخولی مردان لذت ببرند و گرنه سردمزاجند. سردمزاجی معمولاً مشکل زن به حساب می آید نه ایراد شریک رابطه او. به اعتقاد فمینیست ها براي تعریف تمایلات جنسی نیز از اصطلاحات مردانه استفاده می شود. مدام گفته می شود که میل جنسی در زن ضعیف است اما باید مرد را به سوي خود بکشد و از همین رو نیاز دارد که با خرید لباسهاي هوس انگیز خود را خوشگل کند.مرد را از نظر جنسی فاعل و مهاجم و اسیر شهوتی مهارناپذیر جلوه می دهند که فقط با کامیابی اززن سیراب می شود صرف نظر از اینکه زن مایل باشد یا نباشد. رادیکال فمینیست ها مدعی اند که هرگونه پیشروي جنسی مرد برخلاف میل زن را می توان شکلی از تجاوز به حساب آورد که جامعه ما آنرا نادیده می گیرد و در واقع تجاوز را نهادینه می کند. به همین قیاس بهره کشی جنسی از زنان و دختران در خانه، محصول همان تصویري است که مردان را صاحب امیال جنسی مهارناپذیر و زنان را قربانی آن معرفی می کند زیرا بهره کشان غالباً مردان و قربانیان اغلب زنان اند. از اینرو بسیاري از فمینیست ها معتقدند شکل هایی که براي روابط جنسی ساخته و پرداخته میشود در خدمت تعیین هویت زنان است و ریشه آن نیز در ایدئولوژي خانواده و تجربیات زندگی خانوادگی است.هرچند تمام گرایشهاي فمینیستی به نابرابري در رابطه جنسی بعنوان یکی از ابعاد نابرابري جنسیتی توجه کرده اند، اما از دیدگاههاي متفاوتی به تبیین این نابرابري پرداخته اند و برخی ازگرایشهاي فمینیسم، از جمله فمینیسم رادیکال، تأکید بیشتري بر این جنبه از نابرابریها داشته اند(ابوت و والاس، 1380 ،ص 134).
 
2-12-2-نظریه فروید
تئوریهاي جدي در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی از نظریه فروید آغاز شد. فروید، منشاءفعالیت هاي روانی انسان را تمایل جنسی معرفی می کند. به اعتقاد فروید، “انگیزش اساسی رفتارانسان، ماهیت جنسی دارد. به عبارت دیگر، انسان موجودي لذت طلب است. از سوي دیگر،محدودیت هاي عرف حاکم بر جوامع، مانعی بر سر راه میل لذت طلبی انسان است. فروید، روشهایی را شرح می دهد که انسان بتواند با بهره گیري از آنها، میان غریزه جنسی و محدودیت هاي اجتماعی خودش، سازش خاصی را ایجاد کند (شفیع آبادي،65 13،42-40)
فروید به مسائل جنسی انسانها بسیار اهمیت می دهد معتقد است که ارضاءشدن غرایز جنسی درانسان مانع بروز بسیاری ازمشکلات می شود ویا راه حلی است برای بسیاری از موضوعات زندگی فردری کریک[1] روان شناس ماهر و برجسته ی اتریشی بود که کشفیات مهمی در روان شناسی نائل آمد. وی از عواقب خطرناک ناکامی جنسی سخن گفت، اما دراینجا به جای داشتن یک راه قانونی واجتماعی و جلوگیری از ناکامی جنسی یعنی آزادی جنسی را پیشنهاد کرد.او ریشه ی تمام ناکامی ها و بیماری ها را در مسائل جنسی دنبال کرد(بید،1385).
فروید در تئوري غریزه دوگانه جنسی، دو گروه بزرگ غریزي را مشخص کرد : “غریزه زندگی” که دوستی، محبت، عشق، تولید مثل و حفظ بقاي خویشتن را ایجاد می کند و”غریزه مرگ” که موجب مرگ و نیستی، کینه و عداوت و انهدام نسل است . فروید در بررسی غرایززندگی، عشق را یکی از غرایز معرفی کرده، در تعریف عشق می گوید:”در نظر ما منظور از عشق،آن علاقه و محبتی است که قسمتی از آن به آمیزش هاي جنسی می انجامد(فروید، 1343 ،ص164)
از دیگاه فروید، غریزه زندگی که غریزه جنسی مهم ترین آن است، در مراحل تحول، درنواحی شهوت انگیز سیر می کند. این جریان از دیدگاه رشد روانی- جنسی به سه دوره اصلی تقسیم می شود:
-دوره اول: دوره قبل از تناسلی، از تولد تا حدود 5 سالگی است.
-دوره دوم: دوره نهفتگی است و از 5 سالگی تا بلوغ ادامه دارد.
-دوره سوم: دوره تناسلی یا بلوغ جنسی است و میل جنسی به شکل نهایی خود تجلی دارد.فروید معتقد بود که در کودك،در حدود سنین 4 تا 6 سالگی، غریزه جنسی بدون اینکه رشدکافی داشته باشد، فعال است و کودك از مالش آلت جنسی خود، که نوعی استمناء است، لذت می برد و موجب تمایلاتی از جمله تمایل پسر به مادر می شود و همچنین دختر سعی می کند پدر را شیفته خود کند. بر اثر این تمایلات، عقده ادیپ تشکیل می گردد. عقده ادیپ عبارت است از اینکه هر جنسی از همجنس خود متنفر و به جنس مخالف متمایل می گردد. به نظر فروید حل عقده ادیپ از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا پیدایش تمام بیماري هاي روانی به حل ناموفق این عقده مربوط می شود.
از نظر فروید عوامل برانگیختگی میل جنسی، عوامل درونی و بیرونی را در برمی گیرد. فکرزیاد، دقت بیش از اندازه بر یک موضوع جنسی، از جمله عوامل درونی برانگیختگی میل جنسی وشرایط و اوضاع و احوال مکانی- زمانی و اجتماعی از جمله عوامل بیرونی میل جنسی به حساب می آیند(مهدوي ، نسیمی،1387)
[1] -Fredri Creek