مقالات و پایان نامه ها

نقش موسیقی از نظر پرورش"پایان نامه درباره دقت و تمرکز

دی ۲۱, ۱۳۹۷

نقش موسیقی از نظر پرورش
از آن جائیکه موسیقی دارای بار عاطفی و هیجانی است در پرورش عواطف کودکان نقش انکار ناپذیر دارد. پرورش احساسات مثبت کودکان از طریق موسیقی به سلامت روانی آنان کمک فراوانی می کند،موسیقی وسیله ای است برای پرورش حس زیبایی شناسی کودکان. پرورش حس زیبایی شناسی در زمینه موسیقی سبب می شود که کودک در سایر رشته های هنری نیز زیبایی ها را بهتر درک کند و این احساس خود را تعمیم دهد به ویژه از آن جائیکه ارتباط بین بینایی و شنوایی زیاد است،پرورش حس زیبایی شناسی در زمینه موسیقی به جنبه های کلامی و تصویري یعنی زبان و نقاشی نیز منتقل می شود. پرورش دقت،تمرکز،حافظه،نظم فکری و نیز خوب دیدن و خوب شنیدن از دیگر تأثیرات موسیقی است. اما آنچه مهمتر از همة اینهاست پرورش خلاقیت کودکان است که اساس علم،فرهنگ،هنر و تمدن بشری بر آن استوار است.(مير هاشمي،1385).
روانشناسی،موسیقی را برای کودک به مثابه نوعی نیاز روانی می شناسد و بنابراین آموزش آن نه به منظور تربیت موسیقیدان بلکه در حد پاسخ به همین نیاز طبیعی است،لذا می تواند و باید آموزش همگانی برای کودکان باشد و در این میان داشتن استعداد خاصی ضرورت ندارد(قاسم زاده،1378).
می توان تأثیر عمیق موسیقی را از نظر روانی و تربیتی مورد غفلت قرار داد زیر موسیقی وسیله ای برای شناساندن شخصیت،تقویت روح،معرف احساسات و عواطف آدمی است. هدف موسیقی در آموزش و پرورش به مفهوم پرورش موسیقی دانان حرفه ای نیست بلکه هدف تربیتی است تا کودکان با موفقیتی که در اثر نواختن یا آفرینش یک قطعه موسیقی حاصل می کنند احساس پیشرفت کرده،به این ترتیب اعتماد بنفس پیدا میکنند و پی به توانائیها و قدرت های نهفته در وجودشان می برند،ضمن اینکه حس زیبایی و زیبایی شناسی در آنها تقویت می گردد. موسیقی نشانه جنبش زندگی است،موسیقی زبان احساسات و عواطف است(حدادیان،1372).
اشتغال اطفال و نوجوانان به فعالیت های موسیقی نیروی ابداع و ابتکار آنان را برمی انگیزد و سبب تلطیف حرکات و احساسات و ذوق و روح و ذهن و تهذیب اخلاق و رفتار و گفتارشان می گردد. فعالیت های موسیقی برای افزودن علاقه نوجوان به موسیقی و تقویت نیروی حافظه و تشخیص صداها و آهنگ ها و تلطیف ذوق و قریحه و تقویت استعداد موسیقی آنان کمک شایان توجهی می کند. تلفیق موسیقی با سایر دروس سبب جالب شدن درس و تحریک و تشویق اطفال به فعالیت بیشتر و تسهیل و تسریع یادگیری می گردد. همچنین موسیقی نیاز تعلق به گروه یا جمع و پذیرش اجتماعی را که در کلیه افراد است برآورده می کند(شجاعی،1351).
افلاطون می گوید “موسیقی برای ادامه حیات بشر ضروری است و دقت،هوش،مشاهده،درک و عواطف روحی بشر را ارتقاء می دهد. دلتنگ ترین فرد را در اختیار من بگذارید و من قادرم با کمک موسیقی،دلتنگی و کدورت را از درون او بزدایم و آدم های هوشمند و سلحشور تحویل دهم”(نوری آورزمانی،1379).
موسیقی و پرورش اجتماعی کودکان
درک مفاهیم صوتی و حرکتی از موسیقی سازنده،وحدت،پیوستگی،استقامت،اوج،ثبات،انعطاف پذیری،تنش،استراحت را در خود و دیگران پرورش می دهد. او می یابد که تمام هستی روی ریتم پایه گذاری شده و این ویژگی مشترک او را به ارزشهای هستی سوق می دهد،ظرفیت های فیزیکی کودک در گروههای کر و نوازندگی بر او هویدا می شود و یاد می گیرد که این استعدادها و تواناییها را رشد دهد. نگرش مثبت به خود فرایند مهمی است که از همان دوران کودکی باید شکل گیرد. بدیهی است نگرش مثبت به خود در به وجود آوردن اعتماد به نفس و رشد و پرورش احساسات و کنترل عواطف نامطلوب موثر است. تجربیات گروهی موسیقی تبعیضات و تفاوتهای ملیتی،نژادی،مادی،خانوادگی و فرهنگی را از مسیر رشد شخصیتی کودک برمی دارد و او را به شخصیتی با خصوصیات اسلامی و انسانی تبدیل می کند(مهربان،1373).
نمی توان تأثیر عمیق موسیقی را از نظر روانی و تربیتی مورد غفلت قرار داد زیرا موسیقی وسیله ای برای شناساندن شخصیت،تقویت روح،معرف احساسات و عواطف آدمی است. به کار انداختن اعضاء بدن به عضلات کمک می کند و باعث هماهنگی عضلات و توازن می شود. بسیار به جا خواهد بود که کودکان در حیاط مدرسه با صدای موسیقی نرمش کنند چنانکه از قدیم تا به امروز در زورخانه چنین کرده اند. موسیقی در کودک امنیت عاطفی و صلاحیت اجتماعی را باعث می شود.(عشایری،براهنی و عليلو،1373).