دانلود پایان نامه

است که به تقسیماتجنسیتی رایج در جامعه توجه کرده و چنین تقسیماتی را سیاسی می پندارد نه طبیعی و خواستار تغییر مناسبات نابرابر میان زنان و مردان است. سیمون دوبوار بر آن است که این طبیعت نیست که باعث محدودیت های نقش های زنان می شود بلکه این نقش ها زائیده مجموعه ای از پیش داوری ها، سنت ها و قوانین کهنی هستند که خود زنان نیز کم و بیش در پیدایش آن شریکند(دوبوار،1380: 340).
3-1-2- جامعه پذیری جنسیتی:
جامعه پذیری فرآیندی است که افراد نگرش ها، ارزشها و رفتارهای مناسبی را به عنوان عضوی از یک فرهنگ درونی می کنند. در این باره می توان نقشهای جنسیتی را به عنوان رفتارهای مورد انتظار، نگرشها و وظایفی که یک جامعه به هر جنس نسبت می دهد، تعریف کرد. به دلیل رفتار متفاوت اطرافیان(خانواده، فرهنگ جامعه، نهادهای جامعه) است که تصور شده زنان ضعیف و مردان قوی هستند. اصولا جامعه شناسان عوامل جامعه پذیری را به چند بخش عمده تقسیم می کنند: خانواده، مدارس، رسانه ها و گروه های مرجع و همالان. این عوامل معمولا از زنان تصویری مطیع، منفعل، عاطفی، وابسته و از مردان تصویری مستقل، استوار، شایسته، توانا و مصمم ترسیم کرده اند. زنانی که در خانواده ی پدری مطیع و فرمان بردار بوده اند، در خانواده های شوهر نیز مطیع اند. لذا جامعه پذیری عاملی است که نگرش افراد را درباره ی رفتارهای جنسیتی تحت تأثیر قرار می دهد. بخشی از قدرت تصمیم گیری در خانواده به کارکرد نقشهای سنتی جنس مذکر و مونث بر می گردد. ولی در شرایط کنونی پایگاه مطیع بودن با ورود زنان به عرصه ی کار و اشتغال در حال تغییر است (اعزازی،89:1388).
جامعه پذیری فرآیندی است که افراد یک جامعه از هنگام تولد تا مرگ از آن جدا نیستند و به شیوه های گوناگون از آن تاثیر می پذیرند این فرآیند، ارزشها و هنجارهای فرهنگی جامعه را در قالب الگوهای رفتاری هنجارمند به افراد منتقل می کنند.از دیدگاه جامعه شناسان، در همه ی فرهنگها خانواده سازه ی بنیادین جامعه پذیری در دوران کودکی است اما با افزایش سن، با عوامل دیگر همچون نهادهای دینی، گروه همالان و دوستان و رسانه های گروهی نقشی مهم در جامعه پذیری افراد می یابند. برای مثال فمنیستهای لیبرال تبیین نابرابری های جنسی را در ایستارهای اجتماعی و فرهنگی جست و جو می کنند (گیدنز، 1389:167-165). در این شیوه مردان و زنان به شیوه ی یکسان جامعه پذیر نمی شوند از این رو اصطلاح جامعه پذیری جنسیتی را به کار می گیرند(همان). در اینجا نظریه های فمینستی با جامعه پذیری جنسیتی شباهت دارد فمنیستها هم معتقدند که ریشه ی نابرابری را باید در شرایط اجتماعی جستجو کرد نه در تفاوتهای زیستی و بیولوژیکی.
4-1-2- نظریه حمایت اجتماعی
کاپلان معتقد است، حمایت اجتماعی به زنان کمک می کند تا بتوانند بر استرسهای روانی خود غلبه کرده و از مشکلات خویش بکاهند. به نظر وی حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورهای سلامتی روانی و جسمانی است و زنان دارای حمایت اجتماعی توانایی کنترل فشارهای شدید بر زندگی را دارند و دارای زندگی سالم تر، شادابتر و مطلوبتری هستند، چرا که در زندگی از یک فاکتور مهم بهره می برند که نقشی غیرقابل انکار در غلبه بر مشکلات زندگی دارد. حمایت اجتماعی می تواند در کاهش آشفتگیهای روانی و پریشانی فردی موثر واقع افتد و همچنین در سامان بخشیدن تعاملات روزمره افراد، کارکردی مطلوب داشته باشد (به نقل از خدمتگذار خوشدل،61:1379).
کسل نیز، یکی دیگر از پیشگامان ایده حمایت اجتماعی می باشد که معتقد به بسیج حمایت اجتماعی به عنوان یک دستورالعمل برای مداخله در زندگی و کاهش استرس های محیطی و خانوادگی، علی الخصوص زنان سرپرست خانوار بوده و در مورد حمایت اجتماعی تاکید عمده وی، بر روی بازخوردهای اجتماعی می باشد. منظور از بازخورد اجتماعی، کنش متقابل و ارتباطات گوناگون فرد با افراد و سازمان های گوناگون می باشد که در واقع برای فرد نوعی خدمات اجتماعی ارائه می دهد. برای مثال، خانواده، خویشاوندان، دوستان و همکاران و همچنین حمایت های اجتماعی رسمی میتواند در مقابله با مشکلات خانوادگی نظیر طلاق، خشونت، بیکاری، داغدیدگی موثر باشد و نبود حمایت های اجتماعی یا کاهش آن، زمینه را برای بروز چنین مشکلاتی آماده سازد. افراد زمانی که حمایت اجتماعی را دریافت می کنند، این قدرت را به دست می آورند که در مقابله با ناسازگاری ها و مشکلات صبورتر بوده و با تکیه بر قدرت اعتماد و عزت نفس خویش، آن آرامش و اطمینان خاطر لازم را برای فائق آمدن بر شرایط دشوار زندگی از جمله همسرآزاری به دست آورند (همان).
کوب نیز معتقد است از آنجایی که حمایت اجتماعی می تواند فرد را در مواقع بحرانی زندگی نظیر اختلافات، تعارضات و خشونت های خانگی از خطرها مصون نگه دارد و از انواع بی نظمی های روحی و جسمانی، از طریق آسان تر کردن شرایط انطباق فرد با مسائل و محیط اطراف جلوگیری کند، لذا لازم است که فرآیند حمایت اجتماعی گسترده تر گردد (به نقل از خدمتگذار خوشدل، 1379 : 33).
آنچه که می توان از این نظریه ها استنباط نمود و به عنوان یکی از عوامل اصلی مؤثر بر توانمندسازی زنان در نظر داشت بحث حمایت اجتماعی است. و می توان در بسترهایی چون ایجاد موسساتی در جهت حمایت اقتصادی، عاطفی و روانی از زنان سرپرست خانوار و همچنین با گسترش حمایت های بیمه ای و تامین اجتماعی یا موسساتی نظیر کمیته امداد در جهت توانمندسازی حرکت نمود.
5-1-2- نظریات مرتبط با تحصیلات و اشتغال
مطالع
ات تئوریک و عملی زیادی بر تحصیل و اشتغال، به عنوان عوامل مهم برای تحقق کنترل زنان بر زندگیشان، تأکید می کنند. داشتن دانش، قدرت است و نداشتن آن فقر و تهیدستی است؛ لذا دانش عامل اصلی رهایی زنان از قید فقر است.بر اساس بسیاری از تحقیقات، داشتن تحصیلات و ایجاد ظرفیت از وجوه کلیدی فرایند توانمندسازی می باشند.زنانی که تحصیلکرده هستند و خارج از منزل اشتغال دارند، در تصمیم گیریها، نقش بیشتری ایفا می کنند.تحصیلات رسمی به منظور ایجاد مهارتها و تواناییهایی که افراد برای احساس شایستگی نیاز دارند، ضرورری و به عبارت دیگر برای ارتقاء توانمندی روانشناختی، حیاتی است (اسپریتزر، به نقل از قلی پور و همکاران، 1387: 118).
احتمال اینکه زنان تحصیلکرده، حمایت مورد نیاز برای إعمال مؤثر قدرت و خودکنترلی داشته باشند، بیشتر است. تحصیلات می تواند از احساس فقر روانی پیشگیری کند، مشروط بر اینکه زنان آن را ضامن تأمین حمایت مورد نیاز برای زندگی مدرن، بپندارند.قدرت مذاکره زنان در خانواده با کسب درآمد افزایش می یابد. از طرف دیگر بر اساس ادبیات جنسیتی، احتمال توانمندشدن زنانی که اختیار درآمدشان را دارند، بیشتر است. تحصیلات و اشتغال و درآمدزایی، استقلال اقتصادی زنان را افزایش می دهند؛ لذا یکی از ابزارهای مؤثر تحقق توانمندسازی زنان هستند (اسپریتزر،119). علاوه بر تحصیلات و اشتغال که به عنوان منابع ارزشمند در تئوری مکتب مبادله تلقی می شوند، داشتن درآمد و داشتن حق قانونی مالکیت بر قدرت تصمیم گیری زنان و توانمند شدن زنان تاثیر می گذارد (ریتزر، 1387: 435).

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-پیشینه تجربی
در سال 1380 کتابی با عنوان مجموعه مقالات همایش توانمندسازی به چاپ رسیده است. هدف همایش، شناسایی عناصری بوده است که موجب توانمندسازی زنان می گردد. از جمله این عناصر عبارتند از: حذف خشونت علیه زنان؛ تأثیر رسانه ها وکتب درسی؛ نحوه جامعه پذیری فرزندان؛بررسی قوانین حقوقی؛ نقش فرهنگ. در پیمایش های کمی انجام شده نیز مهمترین عناصر توانمندسازی زنان، افزایش تحصیلات، دسترسی به منابع مالی، بهبود وضعیت سلامت، برخورداری از حق قانونی، رفع تبعیض در بازارهای کار ذکر شده است. در برابر خشونت خانوادگی نیز محققین به شکستن سکوت و امکان شکایت قانونی، آموزش در خصوص نحوه کنارآمدن وحل مسأله، مشارکت نهادهای اجتماعی برای توانمندسازی زنان اشاره کرده اند (صادقی و همکاران،1390: 74).
مقاله ای تحت عنوان« توانمندسازی زنان سرپرست خانواده از طریق مشاوره گروهی، آگاه سازی و کارآفرینی» در سال 1384 توسط شهناز طباطبایی و همکاران به چاپ رسیده است. در این پژوهش به بررسی اثرات آموزش های آگاه سازی (فردی و شغلی)، کارآفرینی و مشارکت گروهی بر عزت نفس و گرایش های کارآفرینی زنان سرپرست خانواده شهر تهران پرداخته شده است. نمونه مورد پژوهش، 193 نفر از زنان 58- 18 ساله بودند که از مجتمع های واقع در دو منطقه شرق و غرب بهزیستی شهرستان تهران، کمیته امداد امام خمینی(ره) در منطقه شرق و یک سازمان غیردولتی تحت عنوان کانون مهر در منطقه غرب تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. مشاوره گروهی، هفته ای دو جلسه برای هریک از گروه های نمونه انجام شد. چهار گروه نمونه هر یک به مدت 70 ساعت و جمعا 280 ساعت تحت آموزش های آگاه سازی و کارآفرینی، قرار گرفتند. یک هفته بعد از آخرین جلسه آموزش آگاه سازی (فردی و شغلی) و کارآفرینی، پس آزمون برای هر چهار گروه اجرا شد. ابزار استفاده در پژوهش، پرسشنامه اطلاعات فردی و شغلی، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت و پرسشنامه ارزیابی کارآفرینی بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که برنامه مشاوره گروهی بر عزت نفس زنان سرپرست خانوار (بی سرپرست و بدسرپرست) تأثیر دارد. همچنین برنامه های آموزشی آگاه سازی (شغلی) و کارآفرینی بر عزت نفس گرایش های کارآفرینی زنان سرپرست خانواده مؤثر است.

«شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان جهت مشارکت در توسعه اجتماعی (مطالعه ی موردی استان لرستان)» عنوان مقاله ای است که توسط ایرج ساعی ارسی و همکاران نوشته شده است. این مقاله درصدد شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان در استان لرستان بوده است. جهت دستیابی به این هدف تعداد 384نفر از زنان استان لرستان به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. در این راستا نقش چند عامل اساسی از جمله عوامل فردی و ویژگیهای شخصی زنان، عوامل اجتماعی-فرهنگی، عوامل سیاسی اداری، عوامل اقتصادی، عوامل فن آوری و عوامل رقابتی بر توانمندسازی زنان مورد مطالعه قرار گرفت. این مطالعه بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است.از ابزار پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد در بین عوامل فردی و ویژگیهای شخصی زنان، میزان تحصیلات؛ در مورد عوامل اجتماعی – فرهنگی، غلبه بر تفکرهای سنتی رایج در مورد زنان؛ در رابطه با عوامل سیاسی- اداری، نقش سیاستهای حمایتی دولت از زنان؛ درباره ی عامل اقتصادی، اشتغال زنان؛ در مورد عوامل فن آوری، خودفن آوری و درباره ی عوامل رقابتی، ایجاد تفکر کارآفرینی نقش مهم و اساسی در توانمندسازی زنان استان لرستان داشته است.
تحقیقی تحت عنوان شیوه های توانمندسازی زنان سرپرست خانوار توسط علی کیمیائی طی سالهای 86 – 1384 در دو سازمان بهزیستی و کمیته ی امداد با روش پیمایش انجام گرفته است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی وکمیته امداد خمینی (ره) در استان خراسان رضوی می باشد که از آن 50 خانوار از کمیته ی امداد و 44 خانوار از بهزیستی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. تحلیل توصیفی یافته ها با نتایج حاصل از مصاحبه و مشاهده مددجویان توانمندشده نشان داد که اجرای برنامه های توانمندسازی به اشتغال و افزایش سطح درآمد و ارتقاء آنها به سطوح طبقاتی بالاتر اقتصادی- اجتماعی جامعه منجر می شود. علاوه بر این، اجرای طرح توانمندسازی روانی سبب شده است تا زنان سرپرست خانوار در حوزه های روانشناختی چون خود-کارآمدی، کنترل بر زندگی، افزایش قدرت تصمیم گیری و حل مسئله و افزایش سازگاری توانمند شوند.

 
 
تحقیق دیگری تحت عنوان «رابطه ی عوامل اقتصادی، فرهنگی و آموزشی با توانمندسازی زنان سرپرست خانوار» توسط آرین قلی پور و همکاران در شهرهای کرج و تهران در سال 1386 انجام گرفته و جامعه ی آماری شامل زنان سرپرست خانواری است که با شهرداری تهران، کمیته ی امداد و سازمان بهزیستی در شهرهای تهران و کرج در تعامل بوده اند و از بین آنان 240 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های این تحقیق نشان داد که بین متغیرهای مستقل و توانمندسازی رابطه وجود دارد. از بین 6 متغیر مستقل آموزش های عمومی، طرح های مهارت آموزی، طرح های خوداشتغالی (درآمد زایی)، کمک های غیرنقدی، وام های کم بهره و سهام عدالت، آموزش و طرحهای خوداشتغالی موجب بروز احساس توانمندی در زنان سرپرست خانوار می شود.
پژوهشی دیگر تحت عنوان «سیاست های حمایتی و توانمند سازی زنان» توسط علی شکوری در سال 1384 در منطقه 20 تهران انجام گرفته است جامعه ی آماری این تحقیق 3058 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته ی امداد است که از میان آنها 229 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های تحقیق در خصوص میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار نشان داد که با عنایت به شاخص کل توانمندسازی، حدود 22 درصد از افراد مورد بررسی دارای توانمندی بالا، 30 درصد دارای توانمندی متوسط و نزدیک به 44 درصد دارای توانمندی پایین هستند. بررسی سطوح مختلف توانمندسازی(توانمندی روانی، اجتماعی، اقتصادی) نشان می دهد که درصد خیلی بیشتری از پاسخ گویان (72.3 درصد) درصد از نظر توانمندی اقتصادی در سطح پایین قرار دارند. از نظر رابطه ی بین متغیرهای زمینه ای با شاخص توانمندسازی کل، این رابطه از نظر شدت با متغیرهای سن و تحصیلات دارای همبستگی متوسط و با متغیر اشتغال دارای همبستگی قوی است. داشتن تحصیلات و شاغل بودن دارای همبستگی مثبت و قابل ملاحظه ای با فرآیند توانمندسازی است. در خصوص خدمات مالی و خدمات آموزشی کمیته ی امداد، وام خود اشتغالی شاخص توانمندسازی به لحاظ آماری معنادار و رابطه ی قوی را نشان می دهد. در خصوص توانمندی روانی در خصوص متغیرهای اشتغال و تحصیلات و مهارت های حرفه ای با توانمندی روانی دارای همبستگی معنادار است. در خصوص توانمندسازی اجتماعی، متغیرهای خدمات کمیته ی امداد، تنها خدمات آموزشی، آن هم آموزش خانواده دارای همبستگی معنادار با این بعد توانمندسازی است. نتیجه گیری نهایی این تحقیق نشان داد که خدمات آموزشی کمیته امداد چندان نقشی در بهبود وضعیت توانمندی اقتصادی جمعیت نمونه نداشته است.
آبراهام در سال 2011 در پژوهش خود با عنوان اندازه گیری توانمندسازی اجتماعی کشاورزان در هند به این نتیجه دست یافت که اجزای اصلی اندازه گیری توانمندی اجتماعی کشاورزان، قدرت تصمیم گیری و سابقه شغلی است و اعضای مسن تر گروه های خودیار کشاورزان، بیش تر توانمند هستند.
اسپریتزر در سال 1995 پژوهشی با عنوان توانمنسازی روانشناختی در محیط کارکنان سطح متوسط سازمان صنعتی آمریکا: ابعاد، اندازه گیری و اعتبار انجام داده است. او عوامل


دیدگاهتان را بنویسید