پایان نامه ها

پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیباشناسی، زیبایی شناسی، تعلیم و تربیت

دی ۲, ۱۳۹۷

باشد که برنامه ریزان،مدیران و مربیان لازم است نسبت به فراهم نمودن آن در موقعیت تربیتی اهتمام ورزند.

– تلفیق آموزشها با بازی
با عنایت به اهمیت عاطفه، هیجان و احساس در کارهای هنری از بازی می توان به عنوان یکی از فنونی یاد کرد که این عناصر(عاطفه،هیجان و احساس) را در تدریس بگنجاند. بازی با خیالپردازی متفاوت است در بازی کودک جدی است و جهانی ویژه ی خود می آفریند و جدی بودن منافاتی با غیر واقعی بودن ندارد کودک بین بازی و واقعیت نسبتی برقرار می کند و آنها را یکی نمی داند و از این کارش لذت می برد و شرمسارهم نیست(احمدی،1384). بازی روشی است که در مقالات زیباشناختی و تربیتی مورد بحث واقع شده است . هربرت رید(1954،صص224-223) می گوید«بازی از جنبه احساس و پندار به سوی نمایش، از جنبه حسی به سبک های طراحی بصری، قالبی و پلاستیکی، از جنبه شهودی به تمرینهای آهنگین مثل موسیقی، از جنبه فکری به سمت فعالیتهای ساختنی پیش می رود و این چهار جنبه رشد یعنی نمایش، طراحی، موسیقی و هنر دستی در هنگام بازی به صورت طبیعی رخ می دهند که نمایش شیوه های سخنوری و خواندنی را، موسیقی تربیت جسمانی و حرکت را و اینکه طراحی رسم کردن، نقاشی و مدلسازی را در برمی گیرند نهایت اینکه هنر دستی شامل اندازه گیری(حساب و هندسه ابتدایی)، باغبانی، زیست شناسی، کشاورزی، گلدوزی، شیمی و فیزیک ایتدایی، ساختار مواد و ترکیب مواد غذایی را در بردارد».
هنر کودکان بازی آنها با ایده ها و مفاهیم است و پیرو مطالعات انجام شده زبان مشترک همه بچه ها کار هنری است(ریتسون و اسمیت،1975).
ویتگنشتاین می گوید میان بازی،هنر و زبان موردی مشترک است در هر سه می توان قاعده ی مستقر را شکست یا شاید راهی یافت به سوی قاعده ای تازه(احمدی،1384).
مقالات زیباشناختی و تربیتی مفاهیمی از قبیل تجربه زیباشناختی،دانستن ضمنی، بازی کردن، قضاوت زیباشناختی، خلاقیت، اراده، تخیل و غیره را بحث نموده اند(اسمیت،2008).
براساس آنچه گفته شد در فعالیت های یاددهی یادگیری مبتنی بر زیبایی شناسی و هنر بازی به عنوان یک فن اساسی از طرف صاحبنظران مورد توجه قرار گرفته است.
– روی آوردن به تدریس خلاق و فراهم ساختن بستر خلاقیت
با عنایت به تأکید حوزه هنر بر خلاقیت و نقش خلاقیت در هنر یکی از راهکارهایی که می توان خلاقیت را رواج داد تدریس خلاق است. تدریس خلاق فراهم ساختن شرایط ذهنی، عاطفی، اجتماعی، روانشناحتی و جسمی خاصی است که فرد آزادانه و خلاقانه فعالیت می‌نماید و خلاقیت خویش را توسعه می دهد(ریتسون و اسمیت،1975). بدین منظور راهکارهای زیر پیشنهاد شده است.
1- تشویق تفکر واگرا
2- فراهم ساختن موقعیت باز
3- داشتن جو دموکراتیک در کلاس درس
4- پرداختن به فعالیتهایی مثل بارش مغزی و خیالپردازی خلاق از طریق بزرگ نمایی، کوچک نمایی، بازآرایی64، واژگون سازی65، ترکیب و برقراری ارتباط های تحمیلی بین موضوعات و اشیا به هم نامرتبط
4-الف)ارزشیابی
عنصر بعدی برنامه درسی که از دیدگاه زیبایی شناسی و هنر مورد بررسی قرار می دهیم ارزشیابی می باشد. در اینجا همانند عناصر قبلی، مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر را برای این عنصر براساس ادبیات مطالعات برنامه درسی مورد اشاره قرار می دهیم.
– استفاده از خبرگی و نقادی آموزشی
خبرگی به ظرفیت قدرشناسی کیفیت های مهم در پدیده های آموزشی اشاره دارد و نقادی وسیله افشا و علنی ساختن قدرشناسی است(بارون،1388،ص369). خبرگی هنر قدرشناسی و نقادی هنر افشاسازی است(آیزنر،2005،ص41).به عبارت دیگر خبرگی یک نوع درک و فهمیدن شخصی است که فرد کیفیت ها و ویژگی های خاصی را درک می کند و وقتی آن را در قالب خاصی بازنمایی می کند فرد خبره نقش منتقد را به خود می گیرد. در اینجا قصد نداریم به تفصیل آنها را بررسی نماییم اما به برخی از استدلال ها اشاره می شود.
آیزنر (1991،به نقل از فتحی واجارگاه،1386،ص207) بیان می کند فهم هنرهای بصری نیازمند توانایی دیدن و نه صرفاً نگاه کردن است. واالانس(1388) نیز به استقبال هر دو هنر و برنامه درسی از نقد و ارزیابی اشاره می نماید. آیزنر(2005،ص51) بیان می کند:«دامنه تغییرات، استغنا و پیچیدگی پدیده های آموزشی که در کلاسهای درس رخ می دهد گسترده تر از آن هستند که با اندازه گیری بتوان آنها را شناسایی کرده و بررسی کرد و این غنی بودن و پیچیدگی خواستار خبرگی آموزشی است و این یک اشتباه قدیمی است که مطالعات علمی(کمی) آموزش برای بررسی مسائل واقعی کافی است بلکه نقادی و خبرگی آموزشی هستند که مکمل های مورد نیاز رویکردهای علمی در ارزشیابی را فراهم می نمایند».
از طرفی آیزنر(2002،ص190) باز بیان می کند:« هدف عمده نقادی آموزشی فراهم نمودن یک تصویر ظریف و دقیقی از چیزی که در کلاس درس و تجربه دانش آموزان به عنوان یک نتیجه بیرون می آید و اطلاعاتی برای بهبود تدریس و یادگیری به دست می دهد می باشد». لذا منطقی است که از این فرایندها در ارزشیابی دانش آموز و کیفیت های برنامه‌های درسی مبتنی بر هنر استفاده کرد.
آیزنر(2002) می گوید اگر کودک را یک محصول هنری قلمداد نماییم معلم به عنوان یک منتقد وظیفه آشکارسازی ویژگی های کودک بر خود او و دیگران را داراست و همچنین لازم است معلمان تغییرات رخ داده در کودک را ارزیابی نموده و جهت بهبود آنها تلاش نمایند. پس شناخت و توصیف دقیق از کیفیات کلاس درس، شاگردان و غیره بستر خبرگی و نقد را فراهم می کند و معلمان می توانند ابتدا توصیف دقیقی از موقعیت تدریس و یا شاگردان خ
و
د داشته باشند سپس براساس آنها تفسیر های مناسبی ارائه نمایند و بدین صورت ارزشیابی دقیقی از کلاس درس و شاگردان داشته باشند.

– ارزشیابی تنها کمی نبوده و باید به ارزشیابی کیفی نیز توجه نمود.
«ارزشیابی و سنجش اغلب با اندازه گیری مترادف دانسته می شوند اما لازم نیست ارتباطی بین اندازه گیری و ارزشیابی وجود داشته باشد بلکه ارزشیابی بدون اندازه گیری مقداری نیز وجود دارد»(آیزنر،2002،ص180). کاستن ارزشیابی به انداره گیری در تعلیم و تربیت ملهم از عالم هنر فاقد وجاهت است(مهرمحمدی1390). کریتندن(به نقل از اسمیت،2008) می افزاید:روش قضاوت زیباشناختی نوعی ارزیابی است که نتیجه توصیف و باز توصیف دقیق بوده تا اینکه مخاطب را متقاعد سازد و ویژگی و اهمیت کار را روشن سازد… معلمان بایستی مباحثی را مطرح سازند که بر پایه مدل قضاوت زیباشناختی باشد و براین اساس معلم مسئول ادراک واقعی شرایط است. لذا چون در عالم هنر کیفیت اثر بیش از کمیت آن مهم بوده در برنامه درسی مبتنی بر هنر نیز باید هنگام ارزشیابی به کیفیت برنامه درسی و عملکرد دانش آموز بیش از کمیت آنها توجه گردد.
– ارزشیابی علاوه بر نتیجه به فرایند نیز توجه نماید
در عالم هنر فرایندی که فرد در خلق اثر بدان مشغول می شود و شیوه هایی که برای خلق احساس و زیبایی در اثر خود و حل چالشها به کار می برد از اهمیت بسزایی برخوردار است براین اساس در تربیت از طریق هنر نیز باید بر ارزشیابی فرایند کار توجه شود.
آیزنر(2002،ص180) بیان می‌نماید: « من می توانم روش هایی که دانش آموز به کارش مشغول می شود رضایتی که از ریسک کردن بدست می آورد شیوه هایی که کارش را پیگیری می‌نماید و شیوهایی که برای حل مسئله ارائه می کند سؤالاتی که می پرسد را مورد ارزشیابی قرار دهم».اقدامات ارزشیابی در مفید ترین حالتشان جهت بهبود یادگیری دانش آموز، تدریس معلم و خود برنامه درسی سازنده هستند(آیزنر،2005). واضح است که این نکات، اهمیت ارزشیابی فرایند یادگیری و چگونگی دسترسی به اهداف را یاد آوری می نمایند.
– توجه به راه حل های بدیل و جانشین یک مسئله
یکی از درسهایی که هنرها به تعلیم و تربیت می دهند این است که می توان به یک سوال بیش از یک پاسخ و به یک مسئله بیش از یک راه حل ارائه داد(آیزنر،2002،ص196). درواقع هنر به وضوح بیان می دارد که برای هر مسئله ای تنها یک راه حل وجود ندارد بلکه راه حل های متعدد برای مواجهه مؤثر با یک موقعیت قابل تصور است(مهرمحمدی،1390،ص25).لذا واضح است که در ارزشیابی لازم است به راه حلها و پاسخ های بدیلی که دانش آموزان ارائه می دهند حمایتگرانه توجه نمود و ارائه پاسخ های متفاوت را مورد تشویق قرار داد. بسیار مشاهده شده است که دانش آموزان در هنگام پاسخ به سؤالات از معلم تقاضا می کنند که کلمات و عبارات اول پاسخ ها را برایشان یادآوری نمایند چرا که آنها به حفظ نمودن پاسخ واحد در برابر سؤالات عادت نموده اند و توجه به راه حلها و پاسخ های گوناگون هنوز هم از حوزه های مغفول برنامه درسی به شمار می آیند.
– در ارزشیابی دست ساخته ها و آثار دانش آموز علاوه برکیفیت فنی کار تولید شده به بعد زیباشناسی آن نیز توجه گردد.
هنرمندان و دانشمندان هر دو قالبهایی جهت به اشتراک گذاشتن دیدگاههای خود تولید می کنند و این قالبها بایستی خصوصیات زیباشناختی داشته باشند تا جذاب باشند. برای این کار باید فرد از ویژگی های فرم و همین طور محتوایی که دنبال می کند آگاه باشد و بداند چگونه عناصر اثر و تولید خود را در یک کل قرار دهد وقتی قالبهای انتخاب دانش آموزان دارای ویژگی های زیباشناختی باشند کیفیت های خاصی از مقاصد و موضوعات دانش آموزان به صورت مکفی ارائه می کنندآیزنر(2005).
آیزنر(2002،ص183) بیان می دارد که در ارزشیابی کار هنری باید سه بعد را مورد ارزیابی قرار داد: کیفیت فنی؛چگونگی نمایش خلاقانه یک ایده یا فرایند و میزان گویایی و زیباشناختی آن.
با عنایت به این نکته در ارزشیابی آثار دانش آموزان نیز علاوه بر ملاکها های فنی و علمی ، معیارهای زیباشناختی همچون هارمونی و هماهنگی موجود در اجزای یک اثر، ترکیب رنگها و… مورد توجه قرار گیرد. وقتی دانش آموزان در دروس مختلف از قبیل علوم، حرفه وفن و.. آثاری درست می کنند باید به این معیارهای زیباشناسی و تأثیر آنها بر بیننده توجه نمایند تا آنها رضایت بیشتری از کار خویش به دست آورند و ارتباط صمیمی بین آنها و کارشان چنان که قبلاً توضیح دادیم بوجود آید.
– ارزشیابی همه جانبه و کل گرا باشد
همان طور که قبلاً ذکر شد در هنر و زیباشناسی شهود از جایگاه بالاتری برخوردار بوده و زمانی که شهود غالب باشد گرایش به سمت رؤیت اشیا و آثار به عنوان اجزا یک کل است(میلر،1386). قضاوت مبتنی بر کل نگری در بسترهایی رخ می دهد که دارای ساختار بسته نباشند و خشنودی و رضایتمندی در بسترهای باز و پروژه ای ایجاد شده و تجربه حاصله به تجربه زیباشناسانه تبدیل می شود(مهرمحمدی،1389).حال در برنامه درسی و تربیت برخاسته از هنر نیز به نظر می رسد توجه به این امر مهم ضروری باشد و بهتر است از ارزشیابی باز و کل گرا مثل ارائه یک پروژه و توجه به چهار نوع دانستن معرفت زیباشناختی استفاده نمود تا همه جانبه دانش آموز یا برنامه درسی را ارزیابی نمود. از طرفی برای رسیدن به ارزشیابی همه جانبه باید از منابع مختلف، اطلاعات جمع آوری نمود به طوری که آیزنر(2002) بیان می کند ارزشیابی نباید تنها در دست های معلم باشد بلکه دو منبع دیگر ارزشیابی یعنی همتایا
ن و خود دانش آموز نیز باید لحاظ شوند.
– تفویض اختیار به دانش آموز جهت انتخاب فرم بازنمایی مورد دلخواه برای ارائه نتایج فعالیتها و عملکرد خویش
قبلاً ذکر شد که در عالم هنر فرم ها یا قالبهای گوناگونی برای بازنمایی اطلاعات وجود دارند که فرد می تواند از آنها در بیان مقاصد خویش بهره گیرد. آیزنر(2005) بیان می کند راههای دانستن فراوان هستند… دانشمند شبیه هنرمند بایستی محتوای تخیل خویش را به چند شکل ارائه دهد تا دیگران را در آن سهیم نماید. پس، از آن جا که راههای دانستن فراوانند راه های انعکاس دانسته ها نیز فراوانند. آیزنر(همان منبع) می گوید دانش آموزان باید طوری تربیت شوند که در سبک های مختلف بیانی کارآمد باشند.
در تربیت، تدریس و ارزشیابی نیز چون لازم است دانش آموز همانند هنرمند پاسخ ها و نتایج عملکرد خویش را ارائه نماید بهتر است که معلم به دانش آموز فرصت انتخاب فرم بازنمایی مورد دلخواه را فراهم نماید تا از یک سو دانش آموز مقاصد خویش

No Comments

Leave a Reply