پایان نامه ها

پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، انعطاف پذیری، تعلیم و تربیت

دی ۲, ۱۳۹۷

تعلیم و تربیت ویژگی های متعارفه ، نسبی و قابل کشف بودن را در خود دارند زیرا اصول برنامه درسی از سایر رشته های علوم نظری استخراج می گردند از این رو متعارفه اند. و نسبی هستند زیرا به صورت مطلق و اینکه همه آنها در همه شرایط زمانی و مکانی و همه حوزه های یادگیری صدق نمی کنند و نهایت اینکه این اصول نیز در هر یک از دوره های تحصیلی، حوزه های یادگیری و سطوح برنامه‌ریزی درسی قابل کشف هستند.
برای تدوین برنامه درسی در ادبیات مطالعات برنامه درسی اصول متعددی ذکر شده است اما نظر به هدف پژوهش در این جا آن دسته از اصولی که برخاسته از مبانی هنری و زیبایی شناسی می باشد ذکر می گردد و این اصول به همراه مبانی توصیف شده پایه و اساس اصول و معیارهای ارائه شده در تعیین ماهیت هر یک از عناصر برنامه درسی را تشکیل می دهد البته ممکن است اصول ارائه شده در این جا در همه عناصر برنامه درسی قابل اجرا نباشد اما سعی شده مواردی ارائه گردد که میزان شمول شان نسبت به عناصر الگوی پیشنهادی برنامه درسی بیشتر باشد.

1-ب) اصل جذابیت
این موضوع که آثار هنری بر مخاطب تأثیر می گذارد بر کسی پوشیده نیست . اصلاً اثر هنری وجود ندارد مگر آنکه نگریسته شود اما اینکه در تأثیر یک اثر هنری مخاطب نقشی ندارد سخنی خام است چرا که ذهن مخاطب لوح سفید صاف نیست بلکه مخاطب نقش سازندگی معنا دارد(احمدی،1384). اما برای آنکه یک اثر هنری بتواند قدرت سازندگی معنا را در مخاطب فعال نماید لازم است توجه مخاطب را به خود جلب و جذب نماید به عبارت دیگر اثر هنری باید جذاب باشد تا بتواند میل فطری زیباجویی فرد را بیدار و به خود جلب نماید.
برنامه درسی به عنوان یک محصول هنری(والانس،1388) اگر بخواهد واکنش سازنده ای در مخاطب بوجود آورد ناگزیر است که مخاطب را به سمت خود بکشاند و ضرورت این کار جذاب بودن برنامه درسی است لذا اصل جذابیت به عنوان یکی از اصول مهم تدوین برنامه درسی برخاسته از مبانی هنری و زیبایی شناسی معرفی می شود که می توان این اصل را در عناصر برنامه درسی پیاده نمود. یکی از صاحبنظران برنامه درسی(p1) می گوید« اهداف باید جاذبه داشته باشند در قرآن کریم یکی از روشهای تفهیم پیام تمثیل می باشد تا ضمن ملموس و محسوس سازی پیام جذابیت داشته باشد».
علاوه بر عنصر هدف می توان گفت که بقیه عناصر برنامه درسی نیز باید از چنین ویژگی برخوردار باشد و محتوا، روش، حتی ارزشیابی و غیره جذابیت لازم را برای مخاطب برنامه درسی یعنی یادگیرنده داشته باشند.
اگر معلم، مواد و منابع یادگیری و فعالیتهای یادگیری دارای جذابیت باشند می توان از محتوای فعال و روش فعال یاددهی یادگیری سخن گفت. زیرا انگیزه فعالیت، شرط لازم برای مشارکت یادگیرنده در فرایند یاددهی یادگیری می باشد که جذابیت برنامه درسی می تواند این انگیزه را فراهم نماید. این موضوع برای زمان و مکان یادگیری نیز قابل ذکر است که زمان مناسب و مکان مناسب و جذاب می تواند بر انگیزه فعالیت یادگیرنده تأثیرگذار باشد.
در ارزشیابی وقتی به دنبال تعیین میزان تغییر رفتار یادگیرنده در اثر قرار گرفتن وی در برنامه درسی خاص هستیم لازم است یادگیرنده در عملکرد خویش، یادگیری حاصل شده را بروز دهد به عبارت دیگر تغییرات نسبتاً پایداری که در رفتار بالقوه رخ داده را به رفتار بالفعل تبدیل نماید در اینجا نیز انگیزه یادگیرنده جهت نمایش عملکرد خود از اهمیت مضاعفی برخوردار است که جذابیت روشها و ابزار ارزشیابی برای نیل به این مقصود ضروری است.
2-ب) اصل تصعید
از دیدگاه قرآن مجید زیبایی مفهوم تشکیکی است که از بالاترین لایه های هستی یعنی اسماء الهی تا پایین ترین سطوح آن یعنی عالم خاک کشیده شده است« له الاسماء الحسنی(طه:81)» اشاره به زیبایی عالم الوهیت دارد و «انا جعلنا ما علی الارض زینه لها..(کهف:7)» بیان می کند طبیعت هم زیباست. در این دیدگاه آنچه مهم است این است که درک مراتب بالای زیبایی با ترک مراتب پایین آن امکان دارد راه وصول به مراتب بالا طی کردن مراتب پایین است با این توضیح که در هر لایه از هستی زیبایی هویتی می یابد و قانونمندی مخصوص به خویش پیدا می کند گویی یک حرکت جوهری باعث تغییر زیبایی در هر لایه می شود چیزی شبیه به انکسار نور (مطیع،1390).
همان طور که قبلاً ذکر شد تصعید عبارت است از: «دریافت زیبایی آرمانهای معقول و سپس درک زیبایی، شکوه و جلال هستی و دریافت جمال خداوندی است که انسان با اعتلاهای معنوی و روحی گام از لذائذ محسوس و سطحی بالاتر می گذارد و موفق به دریافت لذائذ معقول تر می شود تا آن گاه که زیبایی روح خویشتن را که دارای فروغی از جمال الهی است در می یابد(جعفری،1369،ص146).
مولوی(به نقل از نصر،1389) می گوید هر نمودی از زیبایی دروازه مستقیمی است به محضر ذات الهی. در واقع به اعتقاد مولوی کلیت زیبایی ظاهری دروازه ای است به سوی زیبایی معنوی و حتی زیبایی ذات اقدس الهی. از این رو هنر با تذکار همراه است و بر این اساس زیبایی چیزی نیست مگر بازتابی از زیبایی حق و همه صورتهای زیبا جلوه هایی از چهره آن یار دلنواز که در هزاران آینه موجود در عالم بازتاب یافته می باشد(همان منبع،ص46).
اصل تصعید در برنامه درسی دوره ابتدایی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد توجه بوده است زیرا در این برنامه درسی 4 عرصه در الگوی هدف گذاری برنامه درسی با عناوین ارتباط با خود، ارتباط با خلق، ارتباط با خلقت و ارتباط با خدا قید شده است اما سه نوع ارتباط با خود، ارتباط با خلق و ارتبا
ط
با خلقت با محوریت ارتباط با خدای متعال مدنظر قرار گرفته است. حال در برنامه درسی مبتنی بر زیبایی شناسی و هنر که ناگزیر به استفاده از زیبایی ها می باشیم این نکته که زیبایی ها باید در ارتباط با زیبایی های معنوی مطرح شود لازم است رعایت شود. درست است که مطابق این سخن که زیبایی ها باید با توان درک یادگیرنده و همچنین سطح رشد زیباشناختی وی تناسب داشته باشد و دوره ابتدایی بویژه در سالهای اول اقتضاء می کند از زیبایی های محسوس و عینی بهره جوئیم اما برای اینکه قفل به این زیبایی های عینی نباشیم بایستی نشانه و ی بودن زیبایی های عینی، با زبان متناسب با درک دانش آموزان تبیین گردد. نیل به این مقصود مستلزم توجه به اصل تصعید در تدوین برنامه درسی می باشد طوریکه در هدف گذاری، انتخاب و سازماندهی محتوا، فعالیتهای یادگیری و ارزشیابی برنامه درسی می توان آن را رعایت کرد. برای مثال ارتباط با خدا در حوزه زیبایی ها می تواند به عنوان یک موضوع و معیار در سازماندهی افقی، تنظیم و ارائه زیبایی ها از محسوس به معنوی در سازماندهی عمودی، تشخیص میزان درک یادگیرنده از آیه بودن زیبایی ها در ارزشیابی و بدنبال آن طراحی برنامه‌های درسی و آموزشی جهت رعایت اصل تصعید انجام داد.
3-ب)اصل متنوع سازی
در تعلیم و تربیت و برنامه درسی تنوع ابزار، روشها، محیط و غیره از سوی صاحبنظران متعدد مورد تأکید قرار گرفته است و این موضوع با اهمیت پیدا کردن تفاوت های فردی به طور جدی دنبال شده است از سوی دیگر پیشرفت تکنولوژی نیز زمینه غنی سازی و متنوع سازی محیط تربیتی و یادگیری را فراهم نموده است.
در حوزه هنر و زیبایی شناسی تنوع یکی از موضوعات اساسی است. آیزنر(2002،ص197) بیان می کند:« تنوع و تغییر پذیری در مرکز هنرها قرار دارد و این درسی است که آموزش و پرورش می تواند از هنرها یاد بگیرد». در جای دیگری نیز می گوید:در میان حوزه های یادگیری هنرها بیشتر از بقیه از تنوع، فردیت و شگفتی استقبال می کنند(همان منبع،ص235).
ونالاینن80(2012) چنین اظهار می کند:هنر فرصتی ارائه می کند که در آن می توان مکانهای متفاوتی را مطالعه کرده و به روشهای مختلفی اندیشید و با چیزهای گوناگونی در تعامل بود. همچنین هنر معاصر محیط کلاس را به محیط اطراف و خارج از شهر و همچنین فضاهای عمومی و رسانه ای، موزه ها و گالری های هنری گسترش می دهد.
یکی از صاحبنظران هنر در مصاحبه می گوید:« محیط کلاس شاد، متنوع و رنگارنگ باشد از قابلیتهای هنر مانند موسیقی روح نواز و مناسب برای این منظور استفاده شود»(P6).
از این رو متنوع سازی را می توان از اصولی برشمرد که ریشه و اساس آن را در حوزه هنر و زیبایی شناسی نیز می توان جستجو کرد. در الگوی پیشنهادی حاضر متنوع سازی برنامه درسی اصلی است که می توان در تدوین عناصر برنامه‌های درسی دوره ابتدایی ملزم به رعایت آن شد. البته میزان متنوع سازی به نوع عنصر برنامه درسی بستگی دارد مثلاً در عنصر هدف این اصل شاید کمتر قابل استفاده باشد اما در عناصر محتوا، روش، مواد و منابع یادگیری، شیوه های ارزشیابی این اصل بیشتر قابل اجراست و امروزه تنوع بخشی به محتوا، روش و غیره به عنوان یک ویژگی و مختصه مثبت قلمداد می شود.
4-ب)اصل انعطاف پذیری
در ادبیات تعلیم و تربیت اینکه تربیت، تدریس، مدیریت و غیره علم است یا هنر؟ همواره از مباحث مناقشه برانگیز بوده و می باشد. اینکه انجام و اجرای فرایندهای موجود در تعلیم و تربیت به هنر مجریان بستگی دارد امروزه بر کسی پوشیده نیست چرا که تعلیم و تربیت با انسان سر و کار دارد و انسان ها با هم متفاوت هستند. نکته مهم تر اینکه هر انسان به خودی خود نیز در موقعیت های مختلف زمانی و مکانی به لحاظ ذهنی، عاطفی و مهارتی تغییر پذیر است و این دو یعنی تفاوت بین افراد و تغییر یک فرد در موقعیت های گوناگون این پیام را به ذهن متبادر می سازد که با برنامه ها و شیوه های ثابت نمی توان به تربیت افراد مختلف و حتی تربیت یک فرد در موقعیت های گوناگون پرداخت و انطباق برنامه ها با این شرایط متغیر موضوعی است که به هنر مجریان بستگی دارد و هنرمندی مجریان از این حیث قابل توجیه است. زیرا با یکسری دانش و دانسته های قبلی آموخته شده یعنی صرفاً با داشتن دانش تربیتی نمی توان در موقعیتهای مختلف به ایفای مؤثر نقش خویش پرداخت بلکه فرد باید خلاقانه و هنرمندانه بتواند از دانش تربیتی و آموزش در موقعیت مربوطه استفاده نماید. جنکینز(به نقل از اسمیت،2008) بر این باور بود که تربیت خود سبکی از اجرا و نمایش است. افلند(2002) نیز می گوید هنر انعطاف پذیری شناختی، تلفیق دانش و تخیل را فراهم می کند.
ایفای هنرمندانه و خلاقانه نقش از سوی برنامه ریزان درسی یا معلمان و غیره علاوه بر خلاقیت و هنرمندی آنها به میزان انعطاف پذیری ابزار کار آنها نیز بستگی دارد از این رو انعطاف پذیری برنامه درسی، مواد و وسایل آموزشی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. ویژگی های فرهنگی، منطقه ای و موقعیتی انعطاف پذیری در رویکردهای تدریس و یادگیری را ایجاب می‌نماید تا اینکه فرصت پیشرفت برای کودکان در جامعه به حداکثر برسد(آپیتیس81،2011). ملکی(1383) مطرح می کند که برخی تصور می کنند در انتخاب محتوا اختیار کامل دارند اما عملاً با محدودیتهایی مواجه هستند و برنامه درسی باید شرایط مختلف از قبیل زمان، منابع قابل دسترس، فضای سیاسی و غیره را مدنظر قرار دهد. آیزنر(2002) انعطاف پذیری در اهداف را یکی از درسهایی می داند که تربیت می تواند از عالم هنر یاد بگیرد. مهرمح
مدی(1390) نیز بیان نمود ایجاد انعطاف در برنامه درسی و گنجاندن بخش غیر تجویزی یکی از الهامات حوزه هنر و زیبایی شناسی برای برنامه درسی است.
باعنایت به آنچه مطرح شد اصل متنوع سازی برنامه درسی را می توان یکی از اصول مبتنی بر زیبایی شناسی و هنر برای الگوی پیشنهادی ارائه کرد.
5-ب)اصل تلفیق
تلفیق یکی از موضوعات مهم در رشته مطالعات برنامه درسی است که صاحبنظران متعدد و ایدئولوژی های مختلف برنامه درسی درباره آن بحث نموده اند. تلفیق اصلی است که در سازماندهی افقی برنامه درسی قابل اجراست و عبارت است از درهم آمیختن موضوعهای درسی (حوزه های یادگیری) که اغلب به صورت مجزا از یکدیگر در برنامه‌های درسی مدارس گنجانده می شوند(مهرمحمدی،1384،ص241).
درباره ضرورت و اهمیت تلفیق برنامه‌های درسی دلائلی مانند رشد دانش، زمان محدود آموزش مدرسه ای، ارتباط برنامه درسی با مسائل زندگی، یکپارچه بودن وجود یادگیرنده و غیره گفته شده است که پرداختن به آنها خارج از حوصله بحث است.

No Comments

Leave a Reply