دانلود پایان نامه

14 فرآیند درمان در TC

چارچوب درک فرآیند تغییر در TC، نمایانگر دیدگاه، رویکرد مدل TC است. اختلالی که به کلیت شخص مربوط می شود به این معناست که باید چند بعدی باشد. بنابراین، تغییر را باید در ابعاد مختلف رفتار، درک و تجربه فرد مشاهده کرد. رویکرد اصلی برای تسهیل تغییر عبارت است از استفاده از اجتماع به عنوان یک شیوه، که این خود به معنای استفاده از مداخلات متعدد است. بهبودی را نیز باید بر اساس یادگیری پیشرونده یا تکاملی و بر حسب ویژگی های مراحل تغییر بیان کرد. در این بخش به عناصر اساسی چارچوب یک فرآیند شامل مداخلات، ابعاد، ادراک، تجارب مراحل تغییر، پرداخته می شود.

مداخلات [1]

در TC، همه فعالیت ها به نحوی طراحی شده اند که تاثیرات آموزشی و درمانی داشته باشد این فعالیت ها به تنهایی یا همراه با یکدیگر موجب مداخلاتی می شوند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر فرد در فرآیند تغییر، تاثیر می گذارد. در واقع، جوهره اصلی هر فعالیت ها و توصیف ویژگی های آن ها، می توان پیچیدگی مداخلات TC را روشن ساخت.

فعالیتهای اجتماعی که برای مدل TC، اساسی هستند را می توان به 3 دسته از مداخلات تقسیم بندی کرد:

1- اثرات آموزشی و درمانی: این فعالیتها شامل قالب های گروهی متعدد و نیز مشاوره فردی هستند و باعث می شوند تا هیجانات ابراز شوند. برون ریزی های[2] منفی به کنار گذاشته شوند، احساسات بیرون بریزند، مسائل اجتماعی و شخصی تحلیل شوند، مهارت های ارتباطی و بین فردی افزایش یابند، رفتارها و نگرش ها رویارو شوند و محک بخورند و تغییر حالات رفتاری مورد بررسی قرار گیرند. گروهای اصلی عبارتند از گروه های رویارو[3]، گروه های وارسی[4]، گروه های تعلیمی[5] و گروه های ماراتن، این فعالیت ها بوسیله گروه های اختصاصی که به موضوعات خاصی می پردازند مانند نژاد، جنسیت و سن، تقویت بیشتری می گردد.

2-اجتماع و راهبری بالینی: این فعالیت ها، سلامت فیزیکی و روان شناسی محیط را حفظ کرده و زندگی منظم و خلاق افراد مقیم را تضمین می کند. هم چنین از کلیت اجتماع محافظت نموده و زمینه یادگیری اجتماعی آن را تقویت می کند. اهم این فعالیتها و مداخلات عبارتند از : امتیازات (پاداش ها[6]) تنبیهات انضباطی[7]، خانه پایی[8]، و آزمایش ادرار.

3- مداخلات و فعالیتهای اضافی (فوق برنامه): این فعالیتها، دامنه وسیعی را تشکیل می دهد که اختصاص به مدل TC ندارند و در واقع مکمل مداخلات اجتماع هستند. آنها، شامل آموزشی پیشگیری از عود، گروه های آموزشی مهارت های اختصاصی گروه های مختلف آموزشی، اجتماعی و آکادمیک و نیز گروه های آموزش مهارت های زندگی هستند.

تشدید اجتماعیت[9]: جذب و حل فرد در اجتماع را تسهیل می کند و درک آن ها را اجتماع را تقویت کرده و در نتیجه ظرفیت و توانایی فرد را در آموختن و شفا یافتن را افزایش می دهد. این فعالیت ها را می توان به چهار دسته اصلی تقسیم کرد، جلسات صبحگاهی سمینارها، جلسات خانگی هر روزه، و جلسات عمومی که در صورت نیاز برگزار می شود (لئون، 1994).

2-10-15 مراحل تغییر  در TC

مراحل و دوره ها در مسیر فرآیند رشد، نقاط قابل تعریفی هستند. این نقاط را می توان از دیدگاه های مختلف اما به هم مرتبط، توصیف کرد. به همین دلیل می توان، مرحله گذاری، را از دیدگاه برنامه، تغییر و درمان انجام داد. مثلاً 4 بعد تغییر بستگی به حرکت فرد دارد که مطابق با اهداف یا انتظارات خاص برنامه، صورت می گیرد. اما از دیدگاه دیگر مرحله گذاری، یعنی دیدگاه درمان، تغییر فرد به طور تنگاتنگی با فعالیتهای درمانی مرتبط است. بنابراین دو دیدگاه مرحله گذاری وجود دارد: یکی دیدگاه تغییر- برنامه و دیگری دیدگاه فرآیند درمان. در اینجا، صرفاً به مرحله بندی از دیدگاه برنامه و درمان می پردازیم.

در یک TC دراز مدت سنتی، از دیدگاه برنامه، 3 مرحله اصلی وجود دارد که هر کدام نیز دارای چند دوره هستند. این مراحل به طور مشخصی در طول برنامه، بر اساس مدت زمان از یکدیگر تفکیک می شوند و به قرار زیر هستند:

  • مرحله 1- استقرار حدوداً 1 تا 60 روز به طول می انجامد.
  • مرحله 2- درمان اولیه[10]: که حدوداً 2 تا 12 ماه به درازا می کشد.
  • مرحله 3- بازگشت: که حدوداً 13 تا 24 ماه می باشد(لئون، 1994).

مراحل درمانی درونی سازی[11]

منظور از پیشرفت، حرکت فرد در متن ابعاد تغییرات رفتاری و نگرشی با توجه به اهداف مراحل برنامه است. اما منظور از فرآیند درمان، اشاره به تعامل میان پیشرفت فرد از یک سو و مداخلات اجتماع و افراد از سوی دیگر است. بنابراین، چنین تعاملی را می توان به عنوان رابطه تکامل یابنده میان فرد و اجتماع تصور کرد که درونی سازی، نامیده می شود و در ثبات پذیرش، و استفاده از رفتارها، نگرش ها، ارزش ها و تعالیم عمومی TC مشهود است.

در TC ها درون سازی، اهمیت خاص و برجسته ای دارد، زیرا نیروی اجتماع به عنوان یک شیوه می تواند به راحتی نگرش ها و رفتارهای عینی و قابل مشاهده را تعدیل کند. اما این تغییرات ممکن است پس از جدایی فرد از تاثیرات حضور قدرتمند اجتماع همتایان، تداوم نیابد. در عمل، افراد مقیم TC در طول دوران اقامت شان رفتاری عاری از مواد را به تمایش می گذارند، حال آنکه وقتی که عود، در میان تعدادی از افراد ریزش یافته و یا تعدادی از فارغ التحصیلان TC دیده می شود، اهمیت درونی سازی را در فرآیند تغیر، بیش از پیش آشکار کند. یکی از مهمترین شاخث های درونی سازی عبارت است از انتقال تاثیرات یادگیری جدید از پیامدهای بیرونی (عینی) آن به سمت تجارب درونی (ذهنی) فرد. یادگیری درونی شده را می توان بر حسب تداوم و خودجوشی بیشتر آن از یادگیری با منشا بیرونی متمایز کرد. کاملاً مشخص است که یادگیری درونی شده، قابل تعمیم به موقعیت های جدید- چه داخل و چه خارج از برنامه- نیز هست. این تکامل را می توان بر حسب چهار مرحله تقسیم بندی کرد:

– همکاری[12]: در این مرحله، درونی سازی کمتر به چشم می خورد. فرد، بدین علت هنجارها، انتظارات و تعلیمات اجتماع را رعایت می کند که از پیامدهای منفی عدم رعایت آن ها مانند تنبیهات انضباطی یا انتخاب های نامطلوبی مانند اخراج از TC و آغاز دروه بی خانمانی، رفتن به زندان یا برگشتن به خانه ای که برای او ناخوشایند است، در امان بماند.

  • همنوایی: در این مرحله، فرد بدین علت از تعلیمات برنامه پیروی می کند که قبل از هر چیز، انگیزه پیوند جویی خود را با اجتماع TC حفظ کند و از روابط زیان بار ناخواسته ای که ممکن است شکل بگیرد، پیشگیری کند. و نیز به این دلیل ساده که کارکنان و همتایان، او رابه گروه خود بپذیرند. این مرحله، نمایانگر حداکثر پیوند جویی فرد با برنامه بوده و نمایشگر میزان نسبتاً کمتر درونی سازی است.
  • تعهد: در این مرحله؛ افراد به این تصمیم شخصی می رسند که در فرآیند درمان باقیمانده و برنامه درمانی را به پایان برسانند. در دوره اولیه مرحله تعهد، هم چنان میزان قابل توجه ای از همنوایی دیده می شود و تصمیم فرد عمدتاً تحت تاثیر تکمیل و پایان رسانیدن اهداف برنامه و حفظ وضعیتی مشابه با سایر همتایان است این دوره به تعهد دانشجویان سال آخر کالج که می خواهند درس شان را به پایان رسانده، فارغ التحصیل شده و مدرکی بگیرند، شباهت فراوان دارد.
  • یگانگی : این مرحله، مرحله ای تکامل یافته است که در حسن درمان آغاز می شود اما آشکارا پس از جدای فرد از برنامه، ظهور می کند. اصطلاح «یگانگی» به معنای تاکید بر هم ارتباطی میان تاثیرات TC و تجارب گسترده تر زندگی است.

ارزش های زندگی درست و آموخته های بهبودی در برنامه به عنوان رهنمودها و ابزارهایی عمومی برای قضاوت در زندگی واقعی مورد استفاده قرار می گیرند. این راهبردهای تطابقی و درک و بصیرت مراحل قبلی، از رهگذر تجارب همنوایی، اعتبار یافته و به موقعیت های جدید در زندگی تعلیم داده می شوند. از اینرو درونی سازی آموزه های TC، چشمگیر و پایدار می گردد. اما به هر حال، هر فرد، به دیدگاهی جدید در باره مزایا، محدودیت ها و کاربردهای این آموزش ها در سیر رشد شخصی و تحقق فردیت خویش، دست می یابد.

در این مرحله، تحکیم شخصیت و پیشرفت آن از جمله اهداف اولیه هستند و بیشتر از بهبودی از وابستگی شیمیایی مورد توجه می باشند. هشیاری (Sobriety) یعنی پاکی در افکار، رفتار و ارزش ها نیز، درونی می شود. دیگر، فرد به طور اگاهانه به حفظ پاکی نمی اندیشد بلکه این موضوع را به عنوان پیش شرطی برای زندگی درست می پذیرد و توجه عمده بر روی رشد شخصیتی و مقولات روان شناختی و هستی شناسانه ای است که فرد برای دستیابی به آنها از درمان استفاده می کند. پیوند جویی فرد، سمت و سویش را از برنامه اجتماعی TC به جامعه بزرگتر خانواده، دوستان، محیط کار و همکاران، عوض می کند و فرد خود را درگیر فعالیت ها و تعهدات عمده تری می کند.

  • تغییر هویت : یک نشانه ظریف و آشکار کننده مرحله یگانگی، تغییر در هویت است که توسط خویشتن فرد و نیز دیگران، درک می شود. هیچ گونه علامت و بر چسب مشخصی وجود ندارد که بتوان گفت چگونه معتادین به خود می نگرند، اما برخی از علائم و برچسب ها که مکرراً در طی زمان و پس از آن تغییر کرده و به علائم و نامگذاری های دیگر تبدیل می شوند عبارتند از : تبدیل معتاد به غیر معتاد، بزهکار اجتماعی به فرد متعارف به لحاظ اجتماعی، تبدیل کودک به انسان رشد یافته و تبدیل خردمند اجتماعی به یک شهروند. این نامگذاری ها، نمایانگر تغییرات عمومی در سبک زندگی فرد و نیز رفتارهای خاص بزهکارانه و معتادانه هستند. تغییر در هویت، پدیده ای تدریجی است زیرا نشانه های این تغییرات در سراسر تمامی مراحل دیده می شوند. با این حال تغییر اساسی در مرحله یگانگی دستیابی فرد به مکانیسم قدرتمند شفافیت ادراکی است. افراد، چارچوب شخصیتی خود و علائم آن را به تدریج تغییر می دهندو درمی یابند که آن ها قبلاً چه کسی شده اند (لئون، 1994).

پذیرش در TC بیمارانی که برای شروع مراحل اجتماع درمان مدار مراجعه می کنند، افرادی هستند که در درمان های اولیه و گذشته، خواه به صورت بستری و خواه سرپایی، شکست خورده اند. مشکل اصلی آن ها علاوه بر مشکلات مربوط به بیماری وابستگی شیمیایی شامل مشکلاتی مانند ناامیدی، درماندگی، نگرش بسیار ضعیف به درمان های دیگر و توقع بیش از حد است. لذا بسیار مهم است که در اولین برخورد نسبت به این گونه مسائل هوشیار بوده و آن ها را بخشی از مشکل مربوط به بیماری بدانیم. در اولین برخورد ممکن است مسئول پذیرش، درمان گر یا مددکار مسئول ثبت نام با بیمار تماس داشته باشد. لذا ضروری است فرآیند ورود بیمار به درمان را تا حد امکان تسهیل گردد. انعظاف پذیری و همدلی شرط اصلی پذیرش است و امیدوار سازی بیمار نسبت به تغییرات، سرلوحه کار قرار دارد. در واقع زیربنا و اساس درمان دوستانه، مبتنی بر احترام و اصاول و قوانین در اینجا گذارده می شود. بیمار ممکن است خود معرف بوده یا از نهادها، سازمان ها و سایر مراکز درمانی و غیردرمانی ارجاع شده باشد ولی تحت هر شرایط باید قبل از هر چیز مراحل پذیرش را طی کند و در صورت واجد شرایط بودن پذیرش شود، بدین معنا که ارجاع حتی از سازمان های دولتی به منزله ی پذیرش بدون قید و شرط بیمار در اجتماع درمان مدار نیست.

[1] Interventions

[2] Acting our

[3] Encounter

[4] Probe

[5] Iutorials

[6] Privileges

[7] Disciplinary sanctions

[8] House surveillance

[9] Induction

[10] Primary treatment

[11] Internalization

[12] Compliance