دانلود پایان نامه

3-3- نمونه و روش نمونه گیری 36
4-3- اعتبار و پایایی 37
5-3-روش های تجزیه و تحلیل آماری 40
فصل چهارم: یافته های تحقیق 42
1-4- توصیف متغیرها 43
1-1-4- توصیف متغیرهای زمینه ای 43 2-1-4-آمار توصیفی متغیر سن 43
3-1-4- آمار توصیفی متغیر تحصیلات 44
4-1-4- آمار توصیفی متغیر درآمد 45
5-1-4- آمار توصیفی متغیر شغل 45
6-1-4- آمار توصیفی متغیر وضعیت تاهل 46
7-1-4- آمار توصیفی متغیر نوع مسکن 47
8-1-4- توصیف متغیرهای اصلی تحقیق 48
9-1-4-آمار توصیفی متغیر جامعه پذیری جنسیتی 48
10-1-4- آمار توصیفی متغیر میزان مشارکت فعال زنان 50
11-1-4- آمار توصیفی سطح سلامت زنان 51
12-1-4- آمار توصیفی میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی 54
13-1-4- آمار توصیفی متغیر وابسته میزان توانمندی زنان 57
2-4- آزمون فرضیه های تحقیق 60
1-2-4-رابطه بین جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمندی زنان و ابعاد آن 60
2-2-4- رابطه بین میزان مشارکت فعال زنان و میزان توانمندی زنان و ابعاد میزان توانمندی 61
3-2-4- رابطه ی بین ابعاد سطح سلامت زنان و متغیر میزان توانمندی زنان و ابعاد میزان توانمندی 62
4-2-4- رابطه بین ابعاد میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و ابعاد میزان توانمندی 65
5-2-4- رابطه بین سن آزمودنی ها و میزان توانمندی آنان و ابعاد میزان توانمندی زنان 67
6-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین سطح تحصیلات ومیزان توانمندی کل 68
1-6-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی اقتصادی 69
2-6-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی روانی 70
7-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین میزان درآمد و میزان توانمندی کل 71
1-7-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین میزان درآمد و میزان توانمندی اقتصادی 72
2-7-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه میزان درآمد و میزان توانمندی روانی 73
8-2-4- آزمون t بین شغل و میزان توانمندی کل و ابعاد میزان توانمندی 74
9-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی کل 75
1-9-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی اقتصادی 76
2-9-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی روانی 77
10-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین نوع مسکن و میزان توانمندی کل 78
1-10-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین نوع مسکن و میزان توانمندی اقتصادی 79
2-10-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین نوع مسکن و میزان توانمندی روانی 80
3-4- تحلیل رگرسیون چند متغیره 81
فصل پنجم: جمع بندی نتایج تحقیق 86
1-1-5- جمع بندی نتایج توصیفی تحقیق 87
2-1-5- جمع بندی نتایج استنباطی تحقیق 88

3-1-5- بحث پیرامون یافته های نظری و تجربی تحقیق 88
2-5- پیشنهادات تحقیق 95
3-5- محدودیت های تحقیق 97
پیوست ها
فهرست جداول
جدول 1-3- تخصیص نمونه به تفکیک منطقه 37
جدول 2-3- ضرایب پایایی مرتبط با سازه های مورد بررسی 39
جدول3-3- نحوه تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها 41
جدول1-4- آمار توصیفی مربوط به وضعیت سنی پاسخگویان 43
جدول2-4- توزیع نمونه آماری بر حسب وضعیت تحصیلی 44
جدول 3-4- توزیع نمونه آماری بر حسب درآمد 45
جدول 4- 4- توزیع نمونه آماری بر حسب شاغل یا غیرشاغل بودن 45
جدول 5-4- توزیع نمونه آماری بر حسب وضعیت تاهل 46
جدول 6-4- توزیع نمونه آماری بر حسب نوع مسکن 47
جدول 7-4- آمار توصیفی متغیر جامعه پذیری جنسیتی 48
جدول 8-4- آمار توصیفی متغیر جامعه پذیری جنسیتی 49
جدول9-4- آمار توصیفی متغیر مشارکت فعال زنان 50
جدول 10-4- آمار توصیفی متغیر مشارکت فعال زنان 51
جدول 11-4- آمار توصیفی متغیر سطح سلامت زنان 51
جدول 12-4- آمار توصیفی متغیر سطح سلامت زنان 53
جدول 13-4- آمار توصیفی میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی 54
جدول 14-4- آمار توصیفی میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی 56
جدول 15-4- آمار توصیفی متغیر وابسته میزان توانمندی زنان 57
جدول 16-4- آمار توصیفی متغیر وابسته میزان توانمندی 59
جدول 17-4- ضریب همبستگی بین جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمندی کل و ابعاد آن 60
جدول 18-4- ضریب همبستگی بین میزان مشارکت فعال زنان ومیزان توانمندی کل و ابعاد آن 61
جدول 19 -4- ضریب همبستگی بین ابعاد سطح سلامت زنان و میزان توانمندی کل و ابعاد آن 63
20-4- ضریب همبستگی بین ابعاد میزان برخورداری از حمایت اجتماعی و میزان توانمندی کل و ابعاد
آن 65
21-4- ضریب همبستگی بین سن و میزان توانمندی کل و ابعاد آن 67
جدول 22-4-تحلیل واریانس بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی کل 68
جدول 23-4- تحلیل واریانس بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی اقتصادی 69
جدول 24-4- تحلیل واریانس بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی روانی 70
جدول 25-4- تحلیل واریانس بین درآمد و میزان توانمندی کل 71
جدول26-4- تحلیل واریانس بین درآمد و میزان توانمندی اقتصادی 72
جدول27 -4- تحلیل واریانس بین درآمد و میزان توانمندی روانی 73
جدول 28-4- آزمون t بین متغیر شغل و میزان توانمندی کل و ابعاد آن 74
جدول 29-4- تحلیل واریانس بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی کل 75
جدول 30-4- تحلیل واریانس بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی اقتصادی 76
جدول31-4- تحلیل واریانس بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی روانی 77
جدول32 -4- تحلیل واریانس بین نوع مسکن و میزان توانمندی کل 78
جدول 33-4- تحلیل واریانس بین نوع مسکن و میزان توانمندی اقتصادی 79
جدول34 -4- تحلیل واریانس بین نوع مسکن و میزان توانمندی روانی 80
جدول 35-4- Model Summary 81
جدول 36-4-Anova 82
جدول 37-4- coefficient 84
فصـل اول
کلیات تحقیق

1-1-مقدمه
توانمندسازی برای دست یافتن به توسعه متوازن و پایدار جزو روش های کارآمد معرفی شده است. یکی از گروه های هدف مهم در توانمندسازی، زنان هستند. برای این که هر کشور در جهت توسعه پایدار گام بردارد بایستی به زنان که نیمی از سرمایه جامعه را تشکیل می دهند توجه کرد. توانمندسازی زنان تلاشی است برای ارتقاء سطح فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آنان.
به دلایلی در سال های اخیر شاهد روند رو به رشد زنان سرپرست خانوارهایی هستیم که به تنهایی مسئولیت زندگی خود را به دوش می کشند. اغلب این خانواده ها با مشکلات فراوانی روبرو هستند فزونی این گروه از زنان به عنوان مشکل اجتماعی مطرح می شود. زنان سرپرست خانوار به دلیل فقر اقتصادی و فقر فرهنگی مجبور به سکونت در جاهایی هستند که با میزان درآمد آنان باشد سکونت در حاشیه شهرها انواع بزهکاری و آسیب های اجتماعی را در پی دارد. توانمندسازی این گروه از زنان باعث می شود که زندگی خود را بهبود بخشیده به لحاظ اقتصادی و اجتماعی ارتقاء یافته و به تبع آن مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی و اجتماعی شان نیز کاهش یابد.
از جمله سازمان هایی که از این گروه از زنان در جامعه ما حمایت می کند سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) است. سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) با ارائه انواع کمک های اقتصادی و غیراقتصادی از زنان سرپرست خانوار حمایت می کند. در این تحقیق سعی شده عوامل موثر بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار چه عوامل موثر از طرف کمیته امداد امام خمینی(ره) و چه برخی عوامل موثر دیگر بر میزان توانمندی آنان تحت بررسی درمی آید.
2-1- بیان مسئله
امروزه اغلب کشورها برای دستیابی به توسعه پایدار ” توانمندسازی” را کارآمدترین روش ها دانسته اند، که در برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران نیز به خصوص در مورد اقشار آسیب پذیر، به عنوان یک راهکار مهم بدان اشاره شده است زنان سرپرست خانوار هم بخشی از اقشارآسیب پذیر در نظر گرفته شده اند. (کیمیایی،63:1390). توسعه وگسترش برنامه های تأمین رفاه اجتماعی از جمله عوامل مؤثر در ارتقای توانایی های بالقوه یک جامعه در تحقق اهداف توسعه آموزشی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن کشور به حساب می آید. از این رو، در این برنامه یعنی برنامه ی چهارم توسعه «توانمندسازی» هدف نهایی برنامه های رفاه و مددکاری اجتماعی است (کیمیایی،64:1390).
هدف توانمندسازی کمک به افراد ضعیف است تا تلاش نمایند بر ضعف هایشان غلبه، جنبه های مثبت زندگیشان را بهبود بخشیده، مهارتها و توانایی
هایشان را برای کنترل عاقلانه بر زندگی افزایش داده و آن را در عمل پیاده نمایند (مک رایتر، 1994). که دارای 5 بعد رفاه، دسترسی، افزایش آگاهی، مشارکت و کنترل می باشد(لانگه به نقل از زوئی و همکاران،1997: 28). کلر(1991) توانمندسازی زنان را فرایندی تعریف می کند که به وسیله ی آن زنان برای سازمان دهی خودشان توانمند می شوند و اعتماد به نفس خودشان را افزایش می دهند و از حقوق خود برای انتخاب مستقل و کنترل بر منابع، که منجر به از بین رفتن جایگاه فرودستی ایشان می گردد، دفاع می کنند.
طرفداران نظریه ی زنانه شدن فقر معتقدند که؛ خانوارهای زن سرپرست نه تنها در همه کشورهای جهان گسترش یافته اند، بلکه به طور فزاینده بر تعداد خانوارهای زن سرپرست که در جمعیت کم درآمد قرار می گیرند افزوده می شود)همان، 64).این گروه از زنان اغلب با عوامل آسیب‌زایی همچون ضعف دسترسی به فرصت‌های شغلی، بی‌سوادی یا کم‌سوادی، نداشتن درآمد مستمر و مشکلات روحی و روانی مواجه هستند که در صورت فقدان حمایت‌های همه جانبه هزینه‌های آسیب‌زایی را به جامعه تحمیل خواهند نمود (بختیاری، 1385). با زنانه شدن فقر و نگرانی از پیوستن زنان سرپرست خانوار به گروه” فقیرترین فقرا” آن دسته از متخصصان توسعه که نسبت به مسائل جنسیتی آگاهی بیشتری دارند با مطالعات گسترده تر و نقد برخی تجربیات گذشته، درصدد ارائه رویکردهای متفاوت و راهکارهای عملی برآمده اند(مالهوترا و همکاران به نقل از شادی طلب و همکاران،1383: 50).
آن چه که در خصوص فقر و تبعیض جنسیتی مهم تلقی می شود و سبب دغدغه فراوان برنامه ریزان و صاحب نظران شده، پیامدهای نامطلوب آن در مورد رشد مهارت ها و قابلیت های زنان است. به زعم بسیاری از آن ها، فقر زنان به معنی محروم ماندن آنان از توانمندی های شناختی و پرورش قابلیت های اساسی و در پی آن ناتوانی آن ها در رویارویی با مشکلاتی هم چون گرسنگی و بیماری است. غالبا استدلال می شود که زنان به دلایل تاریخی، از قبیل حاکمیت و تداوم نگرش های سنتی، باورهای تبعیضی در زمینه واگذاری نقش به آن ها و هم چنین اجرای سیاست های سوگیرانه (مردمحور)، به مالکیت منابع محدودتر، سطح پایین آموزش و مهارت های فنی و حرفه ای دسترسی دارند و در نتیجه بیشتر از مردان در معرض فقر قرار دارند و به این ترتیب از امکانات و قابلیت های لازم برای مبارزه با فقر محروم اند (شکوری، 1387: 30).
در کشور ما نیز به منظور مبارزه با فقر و کاهش محرومیت، سازمان ها و نهادهای رفاهی متعددی در قالب راهبردهای حمایتی ایجاد شده اند. یکی از نهادهای عمده کمیته امداد امام خمینی (ره) است که با هدف شناخت محرومیت های مادی و معنوی افراد جامعه و خانواده های محروم و حمایت از آنان به منظور فقرزدایی از طریق اجرای خدمات مالی، بهداشتی، آموزشی و خودکفایی به نیازمندان از جمله زنان تشکیل شده است. یکی از فعالیت های مهم کمیته امداد در این باره، اجرای طرح خودکفایی زنان سرپرست خانوار است که مشتمل بر اقداماتی چون پرداخت وام خودکفایی، تهیه و واگذاری مواد اولیه و وسیله کار، ارائه آموزش های فنی و حرفه ای، کاریابی برای مددجویان و ایجاد زمینه های لازم برای جذب مددجویان آموزش دیده در بازار کار و تامین فضای خودکفایی است(همان، 131-2).
در سطح جهانی، برنامه ی توسعه ی سازمان ملل «ارتقاء برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان در سطح گسترده را (به عنوان) یکی از اهداف کلیدی اعلامیه ی هزاره ی سوم» اعلام کرده اند و به تبع آن درکشور ما نیز، توانمندسازی زنان و مشارکت آنها در فرایندهای مختلف زندگی در عین حال خود، به عنوان یکی از نشانگرهای مهم موفقیت مبارزه با فقر تلقی شده است (شکوری و همکاران،1386 : 4-3).
از این منظر توانمندسازی سبب ایجاد قابلیت در افراد و گروه های محروم برای مشارکت فعال و آگاهانه درتامین رفاه فردی و اجتماعی می شود. اگرچه برنامه ی توانمندسازی افراد و جوامع در قلمرو حمایت های اجتماعی است اما با توجه به این که هدف نهایی آن منجر به فقر زدایی می شود، نیازمند طراحی و اجرای برنامه های توانمندسازی است (وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، 1384).
نتایج تحقیق انجام شده توسط بلداجی و همکاران تحت عنوان کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور و زنان شاغل خدماتی حاکی از آن است که زنان سرپرست خانوار با مشکلات بسیاری روبرو بوده و آسیب‌های جسمی، روحی و روانی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری را تجربه می‌کنند. تحقیق حاضر نیز به دنبال بررسی جامعه شناختی عوامل و علل اجتماعی مؤثر بر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و ارائه راهکارهایی در جهت ارتقای توانمندی زنان سرپرست خانوار است و استفاده در زمینه برنامه ریزی ها در این زمینه باشد. بر این اساس می توان سؤالات اصلی تحقیق را چنین مطرح کرد:

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) چقدر است؟
2- چه رابطه ای بین متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، درآمد، شغل، وضعیت تاهل و نوع مسکن) و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز وجود دارد؟
3- چه رابطه ای بین مشارکت و حضور فعال در جامعه و میزان توانمندی زنان سپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز وجود دارد؟

 
 
4- چه رابطه ای بین سطح سلامت زنان و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز وجود دارد؟
5- چه رابطه ای بین میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز وجود دارد؟
6- چه رابطه ای بین شیوه جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمند ی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز وجود دارد؟
می توان چنین جمع بندی نمود از آنجایی که آمار زنان سرپرست خانوار به دلایلی چون، افزایش امید به زندگی، طلاق، فوت همسر، در جامعه ما در حال افزایش است اغلب این خانواده ها دارای مشکلات فراوان هستند، به گونه ای که فزونی این گروه از زنان به صورت یک مساله اجتماعی مطرح می شود. داده های آماری حاکی از روند رو به افزایش تعداد و نسبت زنان سرپرست خانوار در سه دهه ی اخیر است، به طوریکه در سالهای 1355، 65 و 75 خانوارهای زن سرپرست به ترتیب، 1/3، 7/4 و 7/7 درصد از کل خانوارهای ایرانی را تشکیل داده اند. این نسبت در سال 1385 به 4/9 رسید که در


دیدگاهتان را بنویسید